پیام خراسان - کتاب صوتی «تو زودتر بکش ۳» نوشته رونین برگمن با ترجمه وحید خضاب و گویندگی علی عبدلپور اصل، در نشر سماوا منتشر شد.
کتاب صوتی «تو زودتر بکش ۳» نوشته رونین برگمن با ترجمه وحید خضاب و گویندگی علی عبدلپور اصل، در نشر سماوا منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما ، کتاب صوتی «تو زودتر بکش۳» نوشته رونین برگمن با ترجمه وحید خضاب روایتی مفصل از تاریخ ترورهای هدفمند و عملیاتهای مخفی رژیم صهیونی در نشر سماوا منتشر شد.
این کتاب صوتی با گویندگی علی عبدلپور اصل منتشر شده و شنونده را به قلب تصمیمهای امنیتی، سیاسی و میدانی میبرد که در پشت صحنه درگیریهای خاورمیانه شکل گرفتهاند. تمرکز این جلد بر سالهایی است که انتفاضه، عملیاتهای دریایی، یورشهای برونمرزی و شبکههای جاسوسی در اروپا و تونس در اوج خود قرار دارند و چهرههایی مانند ابوجهاد، عرفات، شارون، رابین و فرماندهان موساد و امان در مرکز روایت قرار گرفتهاند.
کتاب صوتی «تو زودتر بکش۳» با تمرکز بر دورهای پرتنش از تاریخ مناقشه فلسطین و اسرائیل، به جزئیات عملیاتهای مخفی، ترورها و تصمیمهای امنیتی میپردازد که در سطوح بالای سیاسی و نظامی گرفته شدهاند.
رونین برگمن در این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه موساد، امان، شینبت و واحدهای نخبه نظامی اسرائیل در کنار هم شبکهای از عملیاتهای پیچیده را در خاورمیانه، اروپا و شمال آفریقا پیش میبرند و در مقابل، سازمان فتح، نیروی ۱۷ و دیگر گروههای فلسطینی تلاش میکنند با حملات دریایی، بمبگذاریها و طراحی عملیاتهای نمادین پاسخ دهند.
این کتاب صوتی در فصلهایی مانند روایت طرح حمله دریایی ابوجهاد به تلآویو، تعقیب و ترور فرماندهان دریایی فتح در آتن و آتن، بمباران مقر صاف در تونس، و سپس طراحی و اجرای ترور خانگی ابوجهاد در تونس، ساختار تصمیمگیری و اختلافنظرهای درونی در دولت و ارتش اسرائیل را باز میکند. در ادامه، فصل انتفاضه بهتفصیل نشان میدهد چگونه خیزش مردمی در کرانه باختری و غزه، نگاه امنیتی اسرائیل را به چالش میکشد و واحدهایی مانند گیلاس و عربنماها وارد صحنه میشوند.
این اثر در فصلهای بعدی به عملیاتهای فریب، استفاده از پوشش رسانهای، ربایش فعالان فلسطینی و در نهایت جذب ادنان یاسین در پاریس بهعنوان منبع اطلاعاتی درباره مقر صاف در تونس میپردازد و شبکهای از روابط، فساد، پول و ایدئولوژی را بهتصویر میکشد.
این کتاب صوتی روندی را دنبال میکند که از یک طرح بزرگ دریایی ابوجهاد برای حمله به تلآویو آغاز میشود؛ طرحی که قرار است با کشتیهای باری، قایقهای لاستیکی، گروگانگیری در مجموعه حکومتی کریا و کشتار گسترده، اسرائیل را در روزهای نمادین تقویمش شوکه کند، اما با نفوذ اطلاعاتی امان و عملیات دریایی شایتت ۱۳ خنثی میشود. سپس روایت به سلسله ترورهای هدفمند موساد در اروپا علیه فرماندهان دریایی و عملیاتی فتح میرسد و نشان میدهد چگونه این قتلها، همراه با بمباران مقر صاف در تونس، بهجای پایاندادن به تهدید، به تشدید تدابیر امنیتی و تغییر تاکتیکها منجر میشود.
در ادامه، کتاب صوتی «تو زودتر بکش۳» انتفاضه را بهعنوان خیزشی مردمی و تا حد زیادی خودجوش ترسیم کرده است که هم اسرائیل و هم رهبری صاف را غافلگیر میکند. با این حال، ادعای رسانهای ابوجهاد درباره نقش خود در آغاز انتفاضه، او را دوباره در مرکز توجه دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل قرار میدهد و زمینهساز عملیات پیچیده ترور او در خانهاش در تونس میشود؛ عملیاتی که با مشارکت موساد، سایرت متکال و نیروی دریایی طراحی شده و با جزئیات دقیق از لحظه نزدیکشدن قایقها تا شلیک ۵۲ گلوله در اتاق خواب روایت شده است.
در فصلهای بعدی، کتاب به واحد گیلاس، عربنماها، استفاده از پوشش رسانهای و در نهایت جذب ادنان یاسین در پاریس میپردازد تا نشان دهد چگونه جنگ سایهها از خیابانهای غزه تا لابی هتلهای پاریس امتداد دارد.
در بخشی از این کتاب میشنوید:
در زمانی که بسیاری از داراییهای دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل گرفتار باتلاق خونین لبنان بود، همچنان تهدیدهای وجودی برای کشور کوچک اسرائیل، ذهن موساد را به خود مشغول میکرد. در راس این تهدیدهای وجودی، عراق قرار داشت: کشوری که یک سلاخ بدون تعادل روانی با جاهطلبی دیرینهای برای اینکه صلاح الدین [ایوبی]دوم شود [و بار دیگر با بیرون کردن کفار، قدس را مانند صلاح الدین آزاد کند]بر آن حکومت میکرد.
یکی از سناریوهای کابوس وار برای IDF این بود که یک ارتش بزرگ از عراق به اردنیها بپیوندد و به این ترتیب یک جبهه تهدیدکننده [ترسناک]برای اسرائیل درست کند. نیروهای اسرائیلی از دهه ۱۹۶۰ (از همان زمان که اقلیت تحت ستم کرد علیه رژیم بغداد سر به شورش برداشتند) به صورت مخفیانه در عراق فعالیت میکردند. اسرائیل سلاح در اختیار کردها میگذاشت و سربازان IDF و نیروهای موساد رزمندههای کرد را در زمینه جنگ چریکی آموزش میدادند. به گفته مئیر عامیت رئیس وقت موساد، ایده [اسرائیل برای این کمکها]آن بود که «خاورمیانهای بسازه که در اون، ما قادر باشیم به صورت همزمان توی چند جبهه علیه دشمنامون وارد عمل بشیم.»
اگر بخواهیم سادهتر بگوییم، عراق علنا دشمن اسرائیل بود و کردها دشمن بغداد بودند، و دشمن دشمن من هم دوست من محسوب میشود. در همان زمان، چنین همپیمانیهایی (به عنوان نمونه با شاه ایران و هایله سلاسی امپراطور اتیوپی، دو کشور هم مرز با همسایگان عرب و متخاصم اسرائیل) به موساد این اجازه را میداد که پستهای شنود و دیگر داراییهای اطلاعاتی را به جای برپا کردن در داخل کشورهای متخاصم، داخل این کشورها [که با اسرائیل هم پیمان ولی با آن کشورهای عرب، همسایه بودند]برپا کنند. مستشاران اسرائیلی، که در بین آنها ناتان روتبرگ، کارشناس متخصص مواد منفجره، هم حضور داشت، از سال ۱۹۶۹ به بعد [که به عراق رفتند، در آنجا]درباره کسی که کردها به او میگفتند «سلاخ بغداد» چیزهایی میشنیدند.