پیام خراسان - خراسان / دزد حرفهای معروف به «تبهکار تاجدار» که به تازگی از زندان آزاد شده بود و به گوشیقاپیهایش ادامه میداد، در حالی با هوشیاری نیروهای تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد مشهد به دام افتاد که قصههای باورنکردنی را برای پلیس بازگو میکرد. به دنبال وقوع چندین فقره گوشیقاپی و در راستای طرح ارتقای امنیت اجتماعی، گروهی ویژه از نیروهای انتظامی با تدبیر سرهنگ حبیب فرخی (رئیس کلانتری شهید هاشمینژاد) مأموریت یافتند تا دوربینهای مداربسته و ترافیکی در مناطق وقوع جرم را بازبینی کنند. همچنین گروه ویژه مذکور برای جمعآوری اسناد و مدارک، شناسایی مجرمان حرفهای و بررسی تخصصی آلبوم تصاویر تبهکاران به منظور تطبیق آنان با افراد مظنون، وارد عمل شدند و بدین ترتیب رصدهای اطلاعاتی گستردهای در حوزه استحفاظی کلانتری شهید هاشمینژاد آغاز شد. در اثنای تحقیقات تخصصی که زیر نظر مستقیم رئیس کلانتری انجام میشد، ناگهان خالکوبی «تاج» روی دست یکی از مجرمان حرفهای توجه نیروهای ویژه تجسس را به خود جلب کرد؛ چرا که برخی از مالباختگان هنگام گزارش گوشیقاپی از وجود خالکوبی «تاج» روی دست موتورسوار خشن به عنوان نشانهای از سارق یاد کرده بودند. به همین خاطر دامنه رصدهای پلیسی به بانک اطلاعاتی مجرمان سابقهدار و تصاویر آنان در آلبوم تبهکاران کشید. از سوی دیگر نیز فیلمهای ضبط شده در دوربینهای مداربسته که توسط برخی از مالباختگان به عوامل انتظامی ارائه شده بود، هم مورد کنکاشهای تخصصی قرار گرفت و در نهایت مشخص شد همه اسناد موجود با هویت جوان ۳۷ ساله سابقهداری به نام «الف‑س» مطابقت دارد؛ اما افسران دایره تجسس به منظور استحکام فرضیهها و بررسی همه جوانب ماجرا، تصاویر «تبهکار تاجدار» را به طور نامحسوس و با بهرهگیری از تجهیزات نوین پلیسی، چهرهزنی کردند که در گستره تحقیقات، هویت موتورسوار گوشیقاپ تأیید شد و بدین ترتیب گروه ویژه تجسس به سرپرستی سروان جواد حاتمی (رئیس دایره تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد) به سراغ جوان ۳۷ ساله معروف به «تبهکار تاجدار» رفتند و او را در مرکز انتظامی بازداشت کردند، اما این متهم حرفهای به شدت ارتکاب جرم را انکار کرد و با قیافهای حقبهجانب به بیان قصههای باورنکردنی پرداخت. وی گفت: «من سرقتی انجام ندادهام و نظر کارشناسی پلیس آگاهی را هم قبول ندارم!» وی در پاسخ به سوال افسر پرونده که حتی رنگ شلوار و نوشتههای انگلیسی روی آن با تصاویر دوربین مداربسته کاملاً منطبق است؟ نیز مدعی شد: «من جوان هستم و از این گونه شلوارها استفاده میکنم، ولی سرقتی انجام ندادهام!» این متهم جوان درباره خالکوبی تصویر تاج در پشت دستش هم گفت: «بله! من این خالکوبی را که شاکیان مطرح کردهاند، روی دست دارم، ولی سرقت نکردهام!» در ادامه بررسیهای تخصصی، هنگامی که فیلم گوشیقاپیهای وی در دایره تجسس به نمایش درآمد که همه مشخصات دزد موتورسوار با «تبهکار تاجدار» یکسان بود، وی ادعا کرد: «در ساعتی که سرقت انجام شده است، من در خانه خودمان یا منزل عمویم خواب بودم! و شبها نیز در اطراف میدان ۱۷ شهریور بساط میکنم! ...» اما او وقتی فهمید که قصههایش را پلیس باور نمیکند، شگرد دیگری را در پیش گرفت و ادعا کرد: «من در یک فروشگاه عطر و ادوکلن کار میکنم و اصلاً موتورسیکلت ندارم!» در پی این ادعاها، نیروهای انتظامی شماره پلاک و مشخصات موتورسیکلت وی را از مراکز تخصصی فراجا دریافت کردند و سپس از وی خواستند تا شماره تلفن صاحب کار خودش را برای بررسی حقیقت در اختیار آنان بگذارد، ولی او گفت: «من مدتی است که دیگر در آن فروشگاه کار نمیکنم و شماره تلفن صاحب کارم را نیز از خاطر بردهام؛ چرا که برای تأمین معاش خانوادهام با موتورسیکلت کار میکنم! ...» بر اساس این گزارش، «الف‑س» که حالا در مخمصه خودساختهای افتاده بود، وقتی چارهای جز بیان حقیقت نیافت، به ناچار لب به اعتراف گشود و چندین فقره گوشیقاپی را پذیرفت. متهم ۳۷ ساله که سوابق کیفری دارد و به تازگی از زندان آزاد شده بود، با بیان این که هنوز مجرد است، وسوسههای شیطانی را انگیزهای برای گوشیقاپیهایش ذکر کرد. در همین حال یک زن جوان با شناسایی «تبهکار تاجدار» اظهار کرد: «در خیابان شهید قرنی حرکت میکردم که جوان موتورسواری گوشی آیفون ۱۳ را از دستم چنگ زد و گریخت؛ من هم فقط توانستم خالکوبی «تاج» را روی دستش به خاطر بسپارم!» مالباخته دیگر هم که با شنیدن دستگیری «تبهکار تاجدار» به دایره تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد مراجعه کرده بود، درباره چگونگی سرقت گفت: «دوم خرداد حدود ساعت ۶ صبح در خیابان شهید هاشمینژاد تردد میکردم که ناگهان موتورسواری به من نزدیک شد و گوشی را از دستم قاپید که حالا او را در کلانتری دیدم.» تحقیقات بیشتر برای کشف زوایای پنهان ماجرای گوشیقاپیهای این متهم سابقهدار همچنان به طور ویژه در حال رسیدگی است. بازار
خراسان / دزد حرفهای معروف به «تبهکار تاجدار» که به تازگی از زندان آزاد شده بود و به گوشیقاپیهایش ادامه میداد، در حالی با هوشیاری نیروهای تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد مشهد به دام افتاد که قصههای باورنکردنی را برای پلیس بازگو میکرد.
به دنبال وقوع چندین فقره گوشیقاپی و در راستای طرح ارتقای امنیت اجتماعی، گروهی ویژه از نیروهای انتظامی با تدبیر سرهنگ حبیب فرخی (رئیس کلانتری شهید هاشمینژاد) مأموریت یافتند تا دوربینهای مداربسته و ترافیکی در مناطق وقوع جرم را بازبینی کنند. همچنین گروه ویژه مذکور برای جمعآوری اسناد و مدارک، شناسایی مجرمان حرفهای و بررسی تخصصی آلبوم تصاویر تبهکاران به منظور تطبیق آنان با افراد مظنون، وارد عمل شدند و بدین ترتیب رصدهای اطلاعاتی گستردهای در حوزه استحفاظی کلانتری شهید هاشمینژاد آغاز شد.
در اثنای تحقیقات تخصصی که زیر نظر مستقیم رئیس کلانتری انجام میشد، ناگهان خالکوبی «تاج» روی دست یکی از مجرمان حرفهای توجه نیروهای ویژه تجسس را به خود جلب کرد؛ چرا که برخی از مالباختگان هنگام گزارش گوشیقاپی از وجود خالکوبی «تاج» روی دست موتورسوار خشن به عنوان نشانهای از سارق یاد کرده بودند. به همین خاطر دامنه رصدهای پلیسی به بانک اطلاعاتی مجرمان سابقهدار و تصاویر آنان در آلبوم تبهکاران کشید.
از سوی دیگر نیز فیلمهای ضبط شده در دوربینهای مداربسته که توسط برخی از مالباختگان به عوامل انتظامی ارائه شده بود، هم مورد کنکاشهای تخصصی قرار گرفت و در نهایت مشخص شد همه اسناد موجود با هویت جوان ۳۷ ساله سابقهداری به نام «الف‑س» مطابقت دارد؛ اما افسران دایره تجسس به منظور استحکام فرضیهها و بررسی همه جوانب ماجرا، تصاویر «تبهکار تاجدار» را به طور نامحسوس و با بهرهگیری از تجهیزات نوین پلیسی، چهرهزنی کردند که در گستره تحقیقات، هویت موتورسوار گوشیقاپ تأیید شد و بدین ترتیب گروه ویژه تجسس به سرپرستی سروان جواد حاتمی (رئیس دایره تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد) به سراغ جوان ۳۷ ساله معروف به «تبهکار تاجدار» رفتند و او را در مرکز انتظامی بازداشت کردند، اما این متهم حرفهای به شدت ارتکاب جرم را انکار کرد و با قیافهای حقبهجانب به بیان قصههای باورنکردنی پرداخت.
وی گفت: «من سرقتی انجام ندادهام و نظر کارشناسی پلیس آگاهی را هم قبول ندارم!»
وی در پاسخ به سوال افسر پرونده که حتی رنگ شلوار و نوشتههای انگلیسی روی آن با تصاویر دوربین مداربسته کاملاً منطبق است؟ نیز مدعی شد: «من جوان هستم و از این گونه شلوارها استفاده میکنم، ولی سرقتی انجام ندادهام!»
این متهم جوان درباره خالکوبی تصویر تاج در پشت دستش هم گفت: «بله! من این خالکوبی را که شاکیان مطرح کردهاند، روی دست دارم، ولی سرقت نکردهام!»
در ادامه بررسیهای تخصصی، هنگامی که فیلم گوشیقاپیهای وی در دایره تجسس به نمایش درآمد که همه مشخصات دزد موتورسوار با «تبهکار تاجدار» یکسان بود، وی ادعا کرد: «در ساعتی که سرقت انجام شده است، من در خانه خودمان یا منزل عمویم خواب بودم! و شبها نیز در اطراف میدان ۱۷ شهریور بساط میکنم! ...»
اما او وقتی فهمید که قصههایش را پلیس باور نمیکند، شگرد دیگری را در پیش گرفت و ادعا کرد: «من در یک فروشگاه عطر و ادوکلن کار میکنم و اصلاً موتورسیکلت ندارم!»
در پی این ادعاها، نیروهای انتظامی شماره پلاک و مشخصات موتورسیکلت وی را از مراکز تخصصی فراجا دریافت کردند و سپس از وی خواستند تا شماره تلفن صاحب کار خودش را برای بررسی حقیقت در اختیار آنان بگذارد، ولی او گفت: «من مدتی است که دیگر در آن فروشگاه کار نمیکنم و شماره تلفن صاحب کارم را نیز از خاطر بردهام؛ چرا که برای تأمین معاش خانوادهام با موتورسیکلت کار میکنم! ...»
بر اساس این گزارش، «الف‑س» که حالا در مخمصه خودساختهای افتاده بود، وقتی چارهای جز بیان حقیقت نیافت، به ناچار لب به اعتراف گشود و چندین فقره گوشیقاپی را پذیرفت. متهم ۳۷ ساله که سوابق کیفری دارد و به تازگی از زندان آزاد شده بود، با بیان این که هنوز مجرد است، وسوسههای شیطانی را انگیزهای برای گوشیقاپیهایش ذکر کرد.
در همین حال یک زن جوان با شناسایی «تبهکار تاجدار» اظهار کرد: «در خیابان شهید قرنی حرکت میکردم که جوان موتورسواری گوشی آیفون ۱۳ را از دستم چنگ زد و گریخت؛ من هم فقط توانستم خالکوبی «تاج» را روی دستش به خاطر بسپارم!»
مالباخته دیگر هم که با شنیدن دستگیری «تبهکار تاجدار» به دایره تجسس کلانتری شهید هاشمینژاد مراجعه کرده بود، درباره چگونگی سرقت گفت: «دوم خرداد حدود ساعت ۶ صبح در خیابان شهید هاشمینژاد تردد میکردم که ناگهان موتورسواری به من نزدیک شد و گوشی را از دستم قاپید که حالا او را در کلانتری دیدم.»
تحقیقات بیشتر برای کشف زوایای پنهان ماجرای گوشیقاپیهای این متهم سابقهدار همچنان به طور ویژه در حال رسیدگی است.
بازار


