سه شنبه ۹ تير ۱۴۰۵
مقالات

روایت محرم؛

قصه‌هایی که از روضه می‌گوید

قصه‌هایی که از روضه می‌گوید
پیام خراسان - کتاب «قصه‌های روضه» یادآور همان مجالسی است که مردم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها دور هم جمع می‌شدند تا کسی بگوید «یکی بود، یکی نبود…» و بعد روضه را آغاز کند.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - کتاب «قصه‌های روضه» یادآور همان مجالسی است که مردم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها دور هم جمع می‌شدند تا کسی بگوید «یکی بود، یکی نبود…» و بعد روضه را آغاز کند.

پیام خراسان


به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ در میان صد‌ها کتابی که درباره کربلا، عاشورا و مجالس عزاداری امام حسین (ع) نوشته شده، «قصه‌های روضه» یک تفاوت ویژه دارد؛ نه کتاب تاریخ است، نه مرثیه‌نامه و نه مجموعه‌ای از تحلیل‌های اعتقادی؛ بلکه مجموعه‌ای است از قصه‌هایی واقعی، کوتاه و پررمز و راز که از دل صدای گریه‌ها، اشک‌ها و ایمان مردم بیرون آمده‌اند.
این کتاب با کنار هم‌گذاشتن ۱۸۵ روایت مستند و ساده، تلاش می‌کند تجربه مشترک چند نسل ایرانی را از مجلس روضه، به قصه بدل کند. 
نویسنده در مورد نگارش این کتاب گفته است که «قصه‌های روضه قرار نبود فقط اشک مخاطب را درآورد؛ می‌خواستم به او یادآوری کنم که چقدر در دل این اشک‌ها، ایمان، فرهنگ و مقاومت نهفته است».
این کتاب از منابعی، چون نَفَس‌المهموم، لهوف، وسائل الشیعه، بحارالانوار و مستندات تاریخی استفاده کرده است. اما آنچه در کتاب دیده می‌شود نه زبان سنگین این متون، بلکه لحنی بسیار ساده، گرم و روایی است. هر قصه معمولاً در ۲ تا ۵ پاراگراف کوتاه تمام می‌شود و بسیاری از آنها از قول افراد معروف و حتی افراد کمتر شناخته شده، چون شهید مطهری گرفته تا یک پیرغلام روستا، از علمای مشهد تا مداحان تهرانی روایت شده‌اند.
سبک کتاب یادآور همان مجالسی است که مردم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها دور هم جمع می‌شدند تا کسی بگوید «یکی بود، یکی نبود…» و بعد روضه را آغاز کند.
این داستان‌ها در سه فصل آمده است:
در فصل اول نویسنده سراغ منابع دست اول و مهم رفته و حکایت‌هایی را از دل آنها بیرون کشیده است؛ از روضه‌خوانی جبرئیل تا مرثیه‌خوانی دعبل و...
در فصل دوم داستان‌ها از زبان روحانیون و عالمان برجسته شیعه نقل میشوند از میرزا جواد آقا تبریزی گرفته تا میرزا محمدحسن شیرازی و شهید مطهری و...
در فصل سوم داستان‌ها از زبان وعاظ و مداحین و هنرمندان بیان می‌شوند و حکایت دلدادگی‌ها و ارادت‌ها از زبان این گروه نقل می‌شوند.
در یکی از قصه‌های این کتاب با عنوان «روضه دو نفری» می‌خوانیم:
اهل محل فکر کرده‌اند که روضه عالم محل از فردا شروع می‌شود، به همین خاطر نیامده‌اند و حالا تنها صاحب خانه حضور دارد و منبری دعوت شده!
ابتدا منبری که از علمای بزرگ شهر است، روضه می‌خواند و صاحب خانه می‌گرید و سپس به عکس، آخر سر هم چای روضه را می‌نوشد و به این می‌اندیشد که روضه، روضه است، چه با یکی دو نفر برگزار شود، چه با هزار نفر.
ما با روضه بزرگ شده‎ایم و گواه آن دلهای‌مان است که نام زیبای عشق بر آن‌ها نقش بسته است؛ نیم‎نگاهی به صندوقچه جان و دلمان کافی است تا گوهرهای شب‌‏چراغ خاطراتمان را از این مجالس شور و شعور دگربار به تماشا بنشینیم؛ «قصه‏‎‌های روضه» در سه فصل این دلدادگی را روایت می‎کند.


نظرات شما