پیام خراسان - رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تاکید بر اینکه کتابخانههای بزرگ و گنجینهدار باید دانشنامهای درباره مصححان برجسته ایران تدوین کنند، گفت: در این ۱۰۰سال، چندصد مصحح به شناخت میراث فرهنگی ایران خدمت کردهاند و ضروری است شرححال و آثار تصحیحی آنان در مجموعهای جامع گردآوری شود.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تاکید بر اینکه کتابخانههای بزرگ و گنجینهدار باید دانشنامهای درباره مصححان برجسته ایران تدوین کنند، گفت: در این ۱۰۰سال، چندصد مصحح به شناخت میراث فرهنگی ایران خدمت کردهاند و ضروری است شرححال و آثار تصحیحی آنان در مجموعهای جامع گردآوری شود.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در همایش تجلیل از حامیان نسخ خطی افزود: خوشحالم که پس از وقفهای چندساله، آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی دوباره برپا شده است. تصحیح نسخههای خطی کاری دشوار، کماجر و ناشناخته است. بسیاری تصور میکنند تالیف از تصحیح دشوارتر است، درحالیکه اگر تصحیح بهمعنای دقیق و علمی آن انجام شود، چهبسا چند برابر تالیف به زمان و تلاش نیاز داشته باشد. برای شناخت این دشواری کافی است به سرگذشت یافتن کتاب «النقض» عبدالجلیل قزوینی رازی و تلاشهای محدث ارموی برای آمادهسازی تنها نسخه آن مراجعه کنیم. کسانی که امروز نسخهای تصحیحشده را میخوانند و حتی نقد میکنند، معمولا نمیدانند مصحح برای تبدیل یک نسخه خطی به اثری قابلاستفاده چه رنجی متحمل شده است.
وی پیشنهاد کرد: اکنون که نزدیک به یک قرن از علمی و دانشگاهیشدن تصحیح نسخههای خطی در ایران میگذرد، شایسته است کتابخانههای بزرگ و گنجینهدار نسخههای خطی با همکاری یکدیگر، دانشنامهای درباره مصححان برجسته ایران تدوین کنند. در این ۱۰۰ سال، چندصد مصحح به شناخت میراث فرهنگی ایران خدمت کردهاند و ضروری است شرححال و آثار تصحیحی آنان در مجموعهای جامع گردآوری شود. تنها در میان اعضای پیوسته و وابسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی میتوان از چهرههایی، چون محمدتقی دانشپژوه، مهدی محقق، محمدعلی موحد، سیدعبدالله انوار، محمود عابدی، علی رواقی، حسین معصومی همدانی و صفری آققلعه نام برد که هر یک در این عرصه خدمات ارزشمندی انجام دادهاند.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ادامه داد: میراث فرهنگی اصطلاح و مفهومی نسبتا جدید است، زیرا گذشتگان ما در متن فرهنگ زندگی میکردند و نیازی به نامگذاری آن نداشتند. با فاصلهگرفتن از فرهنگ خود، این پرسش مطرح شد که راههای شناخت میراث فرهنگی، بهعنوان جانمایه هویت یک ملت، چیست. معماری، هنر، آدابورسوم، قصهها، کتیبهها و کاوشهای باستانشناختی در این شناخت موثرند، اما هیچیک بهاندازه نسخههای خطی و اسناد کتابخانهای ما را با گذشته آشنا نمیکنند. نسخههای خطی امکان شناخت اندیشه، علم، فرهنگ، جهانبینی، شیوه زندگی، رویدادهای تاریخی، تحولات خط، دستور زبان، سبکهای نگارشی، گونههای زبانی و واژگان فارسی را فراهم میکنند و حتی میتوانند سرچشمه خلق آثار هنری در سینما و تئاتر باشند. برای نمونه، تصحیح تازه محمود عابدی از «سیاستنامه» خواجه نظامالملک، ظرفیت فراوانی برای تولید آثار نمایشی و سینمایی در اختیار هنرمندان قرار میدهد.
حدادعادل در پایان تاکید کرد: تصحیح متون کهن به دانشی گسترده و چندرشتهای نیاز دارد. مصحح، افزون بر تسلط بر زبان و ادبیات فارسی، باید با زبان و ادبیات عربی، معارف اسلامی، تاریخ، جغرافیا و دیگر حوزههای مرتبط آشنا باشد تا بتواند خطاهای کاتبان را تشخیص دهد. در سالهای پیش از انقلاب، گاهی برخی روشنفکران با تعبیرهایی مانند «نبش قبر کردن» به مصححان طعنه میزدند، غافل از اینکه دانش و زبان خود را مدیون استادانی بودند که آثاری، چون شاهنامه، مثنوی و نوشتههای حافظ و سعدی را تصحیح کرده بودند. هرچه با میراث فرهنگی و نسخههای کهن خود بیشتر آشنا شویم، هویت ایرانی و اسلامی خود را بهتر خواهیم شناخت. خدمت مصححان، خدمتی ناشناخته، اما بسیار ارزشمند است. این بزرگداشت را به علی صدراییخویی تبریک میگویم و امیدوارم ایشان با تربیت شاگردانی شایسته، این عرصه را گستردهتر کنند.