پیام خراسان - چهلوهفتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» با طرح دیدگاههای موافق و انتقادی، کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» را از منظر روششناسی و دامنه پوشش تاریخی بررسی کرد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما چهلوهفتمین نشست از سلسلهنشستهای «صد کتاب ماندگار قرن» روز یکشنبه ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴، از ساعت ۱۰ تا ۱۲، در تالار فرهنگِ مرکز همایشهای بینالمللی کتابخانه ملی ایران با محوریت کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» برگزار شد.
در این نشست، سید فرید قاسمی و مسعود کوهستانینژاد، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ مطبوعات، سخنرانی کردند و حوریه سعیدی، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، دبیری نشست را بر عهده داشت.
کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» نوشته محمد صدرهاشمی، حاصل بیش از یک دهه پژوهش میدانی و آرشیوی نویسنده است که در چهار جلد و در فاصله سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ منتشر شد. این اثر، برخلاف روایتهای صرفاً توصیفی، مطبوعات را در پیوندی تنگاتنگ با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران تحلیل میکند و نشان میدهد که روزنامهها و مجلات چگونه به میدان منازعه میان قدرت، اندیشه و جامعه بدل شدند.
حوریه سعیدی، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران که دبیری این نشست را بر عهده داشت، در ابتدای برنامه به بیان مختصری از زندگی و احوال محمد صدرهاشمی پرداخت و درباره کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» گفت: «این اثر گامی مهم در تاریخنگاری روزنامهنگاری و مطبوعات ایران به شمار میرود و صدرهاشمی برای تألیف آن زحمات فراوانی کشیده است. بخش عمده منابع مورد استفاده مؤلف، منابع دستاولی بوده که خود او اقدام به گردآوری آنها کرده است.» وی در ادامه به انگیزههای صدرهاشمی برای تألیف این اثر اشاره کرد و نکاتی را در این زمینه مطرح ساخت.
سید فرید قاسمی، سخنران نخست این نشست، سخنان خود را با اشاره به اهمیت این اثر آغاز کرد و گفت: «انصاف و اشراف، دو پایه اصلی کتابسنجی است. برای نقد هر اثر باید همواره ظرف زمانی آن را مدنظر داشت و ابزارها و امکانات دوره پدیدآوری اثر را از یاد نبرد. ما حق نداریم با متر و معیار امروز، دیروز را اندازهگیری کنیم و بر اثری که حدود ۸۰ سال از تألیف آن میگذرد، خرده بگیریم.»
وی درباره شرایطی که این اثر در آن پدید آمد و دشواریهایی که پیشِروی صدرهاشمی قرار داشت، گفت: «دشواریهای جستوجو برای بازیابی ادواری نشریات دوران قاجار و پهلوی اول، نگارش هزار و ۱۱۸۶ مقاله و گزارش و تدوین آنها با عنوان جراید و مقالات ایران را تنها کسانی درک میکنند که خود در این مسیر گام برداشتهاند. باید توجه داشت که صدرهاشمی این اثر را در دورانی خلق کرد که حتی نان در نانواییها یافت نمیشد و جامعه ایران درگیر مشکلات عمیق اقتصادی و سیاسی ناشی از فقر و قحطی پس از جنگ جهانی بود.»
قاسمی افزود: «در چنین شرایطی، او بدون هیچ سفارش و حمایتی، در گوشه کتابخانه شخصیاش و با احساس تکلیف، این اثر را پدید آورد. همه دشواریها را به جان خرید و بر اثر کار طاقتفرسا، بینایی یک چشم خود را از دست داد، اما از پا ننشست. پزشکان او را از ادامه کار منع کردند، با این حال تا پایان عمر، یعنی نیمهشب فروردین ۱۳۴۴، خواند و گفت و نوشت.»
قاسمی درباره اهمیت کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» تصریح کرد: «هرچند صدرهاشمی نخستین پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران نیست و پیش از او نیز چند تن از محققان به این حوزه پرداختهاند، اما هیچیک از آن آثار از نظر حجم و گستره با تاریخ جراید و مجلات ایران قابل مقایسه نیست. این اثر، بازهای ۱۰۵ ساله از تاریخ مطبوعات ایران را دربر میگیرد و همچنین دورهای ۱۷۰ ساله از فارسینویسی مطبوعاتی برونمرزی را تا سال ۱۳۲۰ش پوشش میدهد. صدرهاشمی در این پژوهش به معرفی و بررسی ۱۱۸۶ عنوان روزنامه و مجله پرداخته است.»
وی در پایان سخنان خود با تأکید بر اینکه هر اثری ممکن است کاستیهایی داشته باشد و این امر از اهمیت آن نمیکاهد، گفت: «با نگاهی خوشبینانه، مرحوم صدرهاشمی حدود ۳۰۰ عنوان نشریه، یعنی نزدیک به ۲۵ درصد از نشریات آن دوره را ندیده یا شاید از انتشار آنها مطلع نبوده است. البته این موضوع ضعف او محسوب نمیشود، بلکه اشکال کار به بیتوجهی نسبت به اهمیت کتابخانهها و آرشیوها در ایران بازمیگردد. صدرهاشمی در دوران حیات خود توانست از طریق مکاتبه، بخشی از این جراید را شناسایی و ثبت کند و این امر نشاندهنده همت بلند او در انجام این کار است.»
مسعود کوهستانینژاد، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ مطبوعات و دیگر سخنران برنامه، با بیان اینکه هر اثر علمی در طول زمان تکامل پیدا میکند و زوایای مختلف آن آشکار میشود، به معرفی کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» پرداخت. او گفت: «صدرهاشمی، به گفته خودش، در سال ۱۳۱۷ وارد حوزه مطبوعات شد و نگارش این اثر را آغاز کرد. جلد اول کتاب در سال ۱۳۲۷ به اتمام رسید و باید توجه داشت که ده سال مدت کوتاهی است تا کسی ادعا کند تاریخ مطبوعات یک کشور را نگاشته و تألیفی دقیق ارائه کرده است.»
وی افزود: «کلیت کتاب شامل دو بخش است که بخش اصلی، یعنی حدود ۹۹ درصد اثر، به صورت فرهنگنامه تدوین شده و این بخش، اثری مهم و مرجع برای تحقیقات تاریخی و فکری به شمار میرود.»
کوهستانینژاد در ادامه، مواضع انتقادی خود را نسبت به یک درصد دیگر کتاب بیان کرد و گفت: «نویسنده در مقدمه اثر تلاش کرده به تاریخ مطبوعات بپردازد، در حالی که بخش عمده مقدمه به مقالاتی، عمدتاً برگرفته از مجلات چپگرا که بین سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۶ش منتشر شدهاند، اختصاص یافته است. کافی است مقدمه کتاب را کمی مرور کنید تا با ناهمگونی عمیق اثر مواجه شوید. آنچه در سراسر مقدمه برجسته است، سیاسی بودن متن و محتوای اثر است که برای یک اثر علمی قابل قبول نیست.»
وی در ادامه انتقادات خود عنوان کرد: «نمیتوان دورههای تاریخی را یکپارچه و بدون در نظر گرفتن تفاوتها نشان داد. برای نمونه، دوران رضاشاه پویاییها و پیوستگیهای خاص خود را داشته و نمیتوان تمام این دوره را یکدست نمایش داد و تفاوتها را نادیده گرفت. این مسئله در کتاب مشاهده میشود و میتوان آن را یک ایراد روششناسی قلمداد کرد. علاوه بر این، نحوه جمعآوری دادهها نیز محل مناقشه است.»
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه افزود: «در تاریخ معاصر ایران، اگر بخش زیادی از نشریات و مجلات موجود نیست، این مشکل درباره اسناد دولتی دوچندان است. بسیاری از اسناد دولتی از بین رفتهاند و در دسترس نیستند. اهمیت کار آقای صدرهاشمی در همین نقطه مشخص میشود، زیرا او حداقل تلاشی کرده است تا از فراموشی این بخش از تاریخ ایران جلوگیری شود.»
کوهستانینژاد در پایان سخنان خود گفت: «متأسفانه شیوه و روش کار ما در حوزه تاریخ مطبوعات هنوز به همان ۸۰ سال پیش، یعنی زمان تألیف این اثر، بازمیگردد و طی این سالها کار خاصی انجام نشده است. زحمات بسیاری در طول این صد سال نادیده گرفته شدهاند و بر ما واجب است که برای شناخت هویت ملی خود، این تلاشها را ببینیم و پاس بداریم.»
در پایان برنامه، مخاطبان پرسشهای خود را با سخنرانان در میان گذاشتند و گفتوگویی میان آنان شکل گرفت.