چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

در چارچوب مجموعه «در قاب یک سند»؛

ممیزی و توقیف کتاب «نمازخانه کوچک من» در اسناد ساواک

ممیزی و توقیف کتاب «نمازخانه کوچک من» در اسناد ساواک
پیام خراسان - چهل‌وهشتمین شماره مجموعه «در قاب یک سند»، به مناسبت سالروز درگذشت هوشنگ گلشیری، به معرفی پرونده‌ای با موضوع روند ممیزی، ثبت، چاپ و جمع‌آوری کتاب «نمازخانه کوچک من» اثر این نویسنده معاصر و پیگیری‌های انجام‌شده برای انتشار مجدد آن اختصاص یافته است.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - چهل‌وهشتمین شماره مجموعه «در قاب یک سند»، به مناسبت سالروز درگذشت هوشنگ گلشیری، به معرفی پرونده‌ای با موضوع روند ممیزی، ثبت، چاپ و جمع‌آوری کتاب «نمازخانه کوچک من» اثر این نویسنده معاصر و پیگیری‌های انجام‌شده برای انتشار مجدد آن اختصاص یافته است.

پیام خراسان


به گزارش خبرگزاری صدا وسیما ،به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رویداد «در قاب یک سند» با هدف معرفی و بازشناسی اسناد مهم، قدیمی و گاه مغفول‌مانده در گنجینه آرشیوی سازمان طراحی شده است. در هر نوبت، یکی از اسناد، وقایع یا پرونده‌های شاخص آرشیوی معرفی و بستر تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن برای مخاطبان تبیین می‌شود.
در چهل‌وهشتمین روایت این مجموعه، به‌مناسبت ۱۶ خرداد، سالروز درگذشت هوشنگ گلشیری اصفهانی (نویسنده و منتقد ادبی)، به معرفی پرونده‌ای با عنوان «مکاتبات وزارت فرهنگ و هنر درخصوص اجرای مراحل ممیزی، ثبت و چاپ کتاب «نمازخانه کوچک من» اثر هوشنگ گلشیری و دستور سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) در خصوص جمع‌آوری آن» اختصاص دارد.
هوشنگ گلشیری (۱۳۷۹–۱۳۱۶)، نویسنده، منتقد ادبی و سردبیر مجله «کارنامه»، یکی از برجسته‌ترین داستان‌نویسان معاصر ایران به شمار می‌آید. با این حال، فعالیت ادبی وی در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی همواره با محدودیت‌ها و فشار‌های ناشی از نظام سانسور حکومت پهلوی همراه بود؛ محدودیت‌هایی که انتشار برخی آثار و حضور او در عرصه فرهنگی را با دشواری‌هایی مواجه ساخت.
گلشیری که از اواخر دهه چهل به فعالیت‌های سیاسی روی آورده و زندان را تجربه کرد، در آثار خود به‌ویژه با نگاهی انتقادی به فضای سیاسی و استبدادی، نمادگرایی را به ابزاری برای بیان مطالبات سرکوب‌شده بدل کرد.
در داستان «نمازخانه کوچک من» هوشنگ گلشیری داستان مردی شش‌انگشتی را روایت می‌کند که زایده‌ای گوشتی در پای راست خود دارد و این موضوع به شیوه‌های گوناگون زندگی او را در سنین مختلف تحت تاثیر خود قرار داده‌است.
این پرونده به فرایند بررسی و ممیزی، ثبت، صدور مجوز چاپ، انتشار و سپس جمع‌آوری کتاب «نمازخانه کوچک من» از سوی ساواک می‌پردازد و در ادامه، روند پیگیری‌های انجام‌شده برای رفع محدودیت‌ها و چاپ مجدد این اثر را بازتاب می‌دهد. برگ‌های پرونده گویای آن است که چاپ اول این مجموعه داستان، در تاریخ ۱ دی‌ماه ۱۳۵۴ توسط «انتشارات زمان» منتشر شده بود؛ اما در ۱۳ دی‌ماه ۱۳۵۵، «نصیری» (رئیس وقت ساواک) طی مکاتبه‌ای با وزارت فرهنگ، درخواست جمع‌آوری آن را از سطح کتاب‌فروشی‌ها صادر کرد و خواستار معرفی افرادی شد که انتشار آن را بلامانع اعلام کرده بودند.
در پی این دستور، اداره‌کل نگارشِ وزارت فرهنگ نیز طی مکاتبه‌ای با کتابخانه ملی، بر اساس نامه مقامات امنیتی، کتاب مذکور را غیرقابل انتشار تشخیص داد. شایان ذکر است که طبق اسناد، در تیرماه ۱۳۵۷ «انتشارات رواق» طی مکاتبه‌ای با اداره‌کل نگارش، خواهان تجدیدنظر در رأیِ صادره و کسب اجازه انتشار شد که در نهایت در مرداد همان سال، انتشار آن بلامانع تشخیص داده شد.
اسناد موجود در این پرونده، ابعاد گوناگون نظام نظارت و کنترل نشر کتاب در دوره پهلوی و شیوه مواجهه نهاد‌های امنیتی با آثار فرهنگی و ادبی را آشکار می‌سازد. اهمیت این سند تاریخی تنها به موضوع توقیف یک کتاب محدود نمی‌شود، بلکه بازتاب تقابلی عمیق میان خلاقیت و تولید ادبی از یک‌سو و سازوکار‌های سانسور و کنترل سیاسی از سوی دیگر است؛ تقابلی که یکی از ویژگی‌های مهم فضای فرهنگی و فکری ایران در دوره پهلوی به شمار می‌آید.
این پرونده که در فاصله سال‌های ۱۳۵۷-۱۳۵۴ ایجاد شده به شماره ثبت ۲۶۹۲-۲۶۴ در آرشیو ملی ایران نگهداری می‌شود.


نظرات شما