جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

«زینب فقط بخواند»؛

دفترچه‌ای کوچک، که سال‌ها در سکوت ماند

دفترچه‌ای کوچک، که سال‌ها در سکوت ماند
پیام خراسان - کتاب «زینب فقط بخواند»، سند دست اولی است از اولین جنگ تحمیلی به انقلاب اسلامی ایران که بعد از چهار دهه، منتشر شد.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - کتاب «زینب فقط بخواند»، سند دست اولی است از اولین جنگ تحمیلی به انقلاب اسلامی ایران که بعد از چهار دهه، منتشر شد.

پیام خراسان


حسین شرفخانلو بازنویس و مصحّح کتاب در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری صداو سیما ؛ افزود:«حسین حاجی‌حسینلو» رزمنده‌ی پاسداری که در سپاه خوی جذب و سازماندهی شده و به سازمان رزم لشکر عاشورا پیوسته، از روز اول اعزامش به جبهه، دفترچه‌ای با خود به میدان برده تا مشاهدات و حالات روزانه خود را در آن ثبت و ضبط کند.
شرفخانلو گفت:او همیشه دوست داشته تا بعد از ازدواج، خدا به او دختری عطا کند و اسم آن دختر «زینب» باشد و زینب که بزرگ شد و خواندن یاد گرفت، یادداشت‌های «بابا حسین» را بخواند و روز‌های رزمندگی بابا را زندگی کند.
وی خاطرنشان کرد: او دوست داشت اگر شهادت قسمت او شد، دفترچه یادداشت‌های او، همراه دیگر وسایل شخصیش نزد خانواده برگردد و جا به جا در یادداشت‌ها به این معنا اشاره دارد و تاکیداً روی جلد دفترچه نوشته بود که «اگر کسی آن‌را پیدا کرد، از خواندن محتویاتش خودداری کند و دفترچه را به آدرس سپاه خوی در آذربایجان‌غربی بفرستد.»
وی ادامه داد: نکته جالب یادداشت‌ها در فاصله‌های زمانی نامنظمی است که یادداشت‌ها باهمدیگر دارند و این بی‌نظمی شاید نشانه‌ی شرایط ناپایدار در منطقه جنگی و قابل برنامه‌ریزی نبودن زمان و اتفاقات پیشِ رو در جنگ و محور‌های عملیاتی باشد.
بازنویس و مصحّح کتاب افزود: صراحت لهجه و عریانی کلام و صداقت بیان در شرح ماجرا‌ها و اتفاقات، از درخشندگی‌هایی است که در لابلای سطور یادداشت‌ها موج می‌زند. چه این‌که بنای یادداشت‌ها به شخصی بودن و عدم انتشاراشان در بستر زمانی دهه شصت بوده و همین باعث شده بود که صاحب یادداشت‌ها، بی‌آنکه ملاحظه و حسابگری‌ای داشته باشد، حقیقتِ ماجرا و موضوع و اتفاق را روایت کند.
شرفخانلو گفت: تماس نزدیک حسین حاجی‌حسینلو با مرگ و روایت شفاف او از آن‌چه که رخ در رخ شدنش با نیستی اتفاق افتاده و امداد غیبی را به چشم دیده، روایت بی‌نظیری ساخته است که یادداشت‌ها را خواندنی‌تر کرده است.
وی تصریح کرد: سادگی روابط عاطفی و رسوم اجتماعی و ساده‌گیری‌هایی که در دهه شصت رواج داشت و در لابلای متن با آنها مواجهیم، بر حسرت و لذت خوانندگان خواهد افزود. هم این‌که وسایل سخت و محدود ارتباطی مثل کاغذ و تلفن سکه‌ای که امروز عملا از چرخه‌ی مخابرات حذف شده‎‌اند….
وی صراحت نقادانه راوی در بیان نفوذ ایادی رژیم طاغوت در ارکان نظام نوپا را از نکات جالب یادداشت‌ها دانست و گفت: نکته‌ی حائز اهمیت دیگر این‌که، جبهه برای «حسین» آن‌چنان مقدس است که دفترچه را به جز در جبهه از کیفش بیرون نمی‌آورد و نمی‌نویسد. یعنی در آن چند سالی که مجبور به بازگشت به خوی و اشتغال در اداره‌ی نوتشکیل اطلاعات می‌شود، هیچ یادداشت و حرف و حدیثی در دفترچه نوشته نشده است.
شرفخانلو گفت: پاورقی‌های افزوده به متن و شرح اَعلام و اماکن و افرادی که در متن از آنها اسم برده شده و صحت آنها به تائید ناظر محتوائی مطلعی، چون «آقای سیدقاسم سیدتاجی» که خبره‌ی تاریخ شفاهی دفاع مقدس ۸ ساله در منطقه آذربایجان است، می‌تواند کتاب را به منبعی موثق برای مطالعه بخش مهمی از تاریخ معاصر تبدیل کند.
وی یاداور شد: شرح فصل آخر کتاب و دلیل این‌که چرا بعد از قریب به چهل سال، حسین حاجی‌حسینلو مُجاب به انتشار یادداشت‌هایش شد هم، باشد مثال آن بیت که گفت: شرح این هجران و این سوز جگر/ این زمان بگذار تا وقتِ دگر…
در بخشی از کتاب که با قلمی ساده اما تأثیرگذار می‌خوانیم:
«هنوز هستم، هنوز عمرم به دنیاست. هنوز لایق شهادت نشده‌ام. تقدیر من این است که شاهد شهادت دوستان عزیزتر از جانم باشم. انگار سهم من هنوز تماشا و بدرقه است. فرزند دلبندم! در اینجا شادترین لحظه‌ها و تلخ‌ترین لحظه‌ها را هم‌زمان می‌توان تجربه کرد! شاید اینجا تنها نقطه از جهان باشد که تلخی و شیرینی را با هم آشتی داده و برادر کرده است. این معجزه فقط در جبهه و لابه‌لای روزهای سخت جنگ اتفاق می‌افتد.»


نظرات شما