پیام خراسان - «آفتاب در حجاب» روایتی خواندنی دارد از زندگانیام المصایب زینب کبری (س) که به خوبی مخاطب را با خود همراه میسازد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ؛ «آفتاب در حجاب» کتاب ۱۸۰ صفحهای که به همت انتشارات نیستان به زیور طبع آراسته شده، در واقع از کودکی تا عاشورا و از اسارت و تا وفات عقیله بنی هاشم را شامل میشود؛ رُمانی که به پشتوانه تحقیقات دقیق و عالمانه تاریخی و روایی به همه زوایای پنهان و آشکار زندگی و رفتار حضرت زینب کبری (س) پرداخته است.
سید مهدی شجاعی زبان روایت خود را در دل و احساس مخاطب انتخاب کرده و در تمام روایت حضرت زینب (س) را مخاطب قرار داده و این گونه روایتش را پیش میبرد و نویسنده از فرمی برای خلق این اثر استفاده میکند که در ادبیات داستانی ایران نمونهاش کمتر دیده شده است.
داستان از کابوس حضرت زینب (س) در کودکی آغاز میشود؛ «چشمهای اشکآلودت را به پیامبر دوختی، لب برچیدی و گفتی: «خواب دیدم، خواب پریشان دیدم. دیدم که طوفان به پا شده است، طوفانی که دنیا را تیره و تار کرده است. طوفانی که مرا و همه چیز را به این سو و آن سو پرت میکند، طوفانی که چشم به بنیان هستی دارد. ناگهان در آن وانفسا چشم من به درختی کهنسال افتاد و دلم به سویش پرکشید…»
داستان از این کابوس که گواه رحلت رسول الله (ص) است و شهادت مادر و پدر و... آغاز میشود و در انتهای کتاب باز به همین خواب پریشان میرسیم: «تعبیر شد خواب کودکیهای من پیامبر! و من اکنون با یک دنیا مصیبت و غربت تنها ماندهام…»