پیام خراسان - زهرا ملائکه، نویسنده بهمناسبت برگزاری آیین وداع و تشییع رهبر شهید ایران نوشت: چگونه میتوان آن روز را تاب آورد؟! آن روزی که از دور دست تکان میدهی برای خداحافظی؛ برای آن مشت گرهکرده.
زهرا ملائکه، نویسنده بهمناسبت برگزاری آیین وداع و تشییع رهبر شهید ایران نوشت: چگونه میتوان آن روز را تاب آورد؟! آن روزی که از دور دست تکان میدهی برای خداحافظی؛ برای آن مشت گرهکرده.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، زهرا ملائکه، نویسنده و از فعالان حوزه کتاب، در یادداشتی بهمناسبت برگزاری آیین وداع و تشییع رهبر شهید ایران نوشت:
جنگ ما و ثانیهها در تمام تاریخ نابرابر بوده و آدمی همیشه مغلوب زمان است.
هربار که مقابل زمان میایستی تا آهستهتر قدم بردارد، پا تند میکند و بیش از پیش سرعت میگیرد؛ و تو لگدمال از سم اسبان ثانیهها فقط گذرشان را نگاه میکنی....
اما این روزها، خود ثانیهها هم بیرمق شدهاند؛ از همان روز شنبهای که خبر رسید: «برای وداع با پدر آماده شوید» ثانیهها آرام گرفتند. با بغض لنگان لنگان قدم برمیدارند تا ما را برسانند به روزی که هیچ تصورش نمیکردیم.
هر بار که صفحه تقویم را ورق میزنند ناله میزنند: «الا یا اهل عالم، دل سخت کنید فراق نزدیک است، شانه آماده کنید که پدر را برسانید به خانهٔ امامش.»
و با اشک روز را شب میرسانند و شب را به روز؛ خود روضهخوانند برای آدمیانی که قرار است در ایستگاه هجدهم تیرماه تاریخ، یار را وداع گویند؛ و چگونه میتوان آن روز را تاب آورد؟!
آن روزی که از دور دست تکان میدهی برای خداحافظی؛ برای آن پاره پاره تن، برای آن مشت گره کرده، و برای آن کوه صلابت...