دوشنبه ۱۵ تير ۱۴۰۵
سیاسی

دلنوشته‌ای برای رهبر شهیدم؛ هنوز در دلتنگی مانده‌ایم

دلنوشته‌ای برای رهبر شهیدم؛ هنوز در دلتنگی مانده‌ایم
پیام خراسان - بیرجند- رهبر شهیدم رفتی، اما ما هنوز در دلتنگی مانده‌ایم. دلتنگ حضوری که نبودنش هم از یاد دل‌ها پاک نمی‌شود و خاطره‌اش همچنان زنده است.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - بیرجند- رهبر شهیدم رفتی، اما ما هنوز در دلتنگی مانده‌ایم. دلتنگ حضوری که نبودنش هم از یاد دل‌ها پاک نمی‌شود و خاطره‌اش همچنان زنده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها_ رقیه رحمتی‌راد*: امروز را می خواهم فارغ از هر نگاه رسانه‌ای برای تو بنویسم‌... از دلتنگی‌هایم بگویم، از چند ماه نبودنت... از بیم و امیدهایم.... از بغض‌هایی که شاید کسی ندید و اشک‌هایی که مجال چکیدن نیافت.
آقای شهیدم، از اسفندماه ۱۴۰۴ که دست دشمن تو را از ما گرفت، بیش از چهار ماه می‌گذرد. اما فقط چهار ماه نبود، انگار ۴۰ سال از عمرمان را با خودش برد.
از آن روز به بعد، خانه‌های زیادی زیر بمباران دشمن ویران شد… نه فقط دیوارها، که دل‌ها نیز هم ترک برداشتند. دست پلید دشمن برخی مساجد را خراب کرد، سقف‌ها فرو ریخت، ستون‌ها شکست… اما این مردم، زیر همان خرابه‌ها دوباره قامت بستند، نماز خواندند تا بگویند: خدا هست، حتی اگر دیوارها نباشند.
مدارس و دانشگاه‌ها را هم ویران کردند… اما علم نایستاد. چراکه اساتید، در سایه همان ویرانی‌ها، کلاس‌های مجازی برپا کردند… شاید می‌خواستند بگویند: می‌شود ساختمان را گرفت، اما اندیشه را نه.... می‌شود دیوار را شکست، اما فهم را نه.
و حالا ما مانده‌ایم با شهری که زخم دارد…
با زمانه‌ای که هنوز بوی ۹ اسفند از آن می‌آید… اما در همین زخم‌ها، یک حقیقت روشن‌تر از همیشه دیده می‌شود: این مردم، حتی در خرابه هم زندگی را رها نمی‌کنند.
رهبر شهیدم؛ بعد از رفتنت نه تنها نیروهای دفاعی از مرزها دفاع کردند بلکه این ملت هم درس آزادگی، ایثار، شهادت و ایستادگی را به خوبی در کف خیابان مشق کرده و شعار اتحاد و همدلی سرودند.
هر شب به خیابان آمدیم و باز هم خواهیم آمد تا بگوییم این راه، خاموشی و این صدا، فراموشی ندارد. آمدیم تا در دل شب‌های سنگین، روشنایی را گم نکنیم، تا نشان دهیم اگرچه دیوارها فرو ریخته‌اند، اما اراده‌ها هنوز ایستاده‌اند.
آقای خوبم، ما نه از دشمن می‌ترسیم و نه از تهدیدها و قدرت پوشالی‌اش... نه از مرگ می‌هراسیم و نه از صدای توپ و خمپاره‌... فقط غم نبودنت دلمان را سخت در هم می‌فشرد.
گاهی نبودنت را نه در خبرها، که در سکوت دل‌ها می‌شود فهمید. در نگاه‌هایی که دنبال تکیه‌گاه می‌گردند و در کلماتی که هنوز هم با نام تو آرام می‌گیرند.
تو رفتی، اما رفتنت شبیه تمام شدن نبود… بیشتر شبیه آغاز یک دلتنگی طولانی بود. تو برای ما فقط یک نام یا یک مسئولیت نبودی بلکه تصویر روشنی از ایمان در عمل بودی.
ساده می‌زیستی، اما بزرگ می‌اندیشیدی... صداقت در کلامت موج می‌زد و عدالت در رفتارت و بی‌آنکه نیاز به توضیحی داشته باشد، خودش را نشان می‌داد.
حالا که نیستی، جای خالی‌ات در تصمیم‌ها، در امیدها و در دل‌هایی که به بودن تو گرم بود، بیشتر از همیشه حس می‌شود.
تو به ما یاد دادی که مسئولیت، فقط یک عنوان نیست، یک عهد است و ما حالا با همان عهد مانده‌ایم، با همان نگاه که هنوز دنبال ادامه راه تو می‌گردد.
رهبر شهیدم.... وقتی بودی، خیلی‌هایمان نمی‌دانستیم که هستی… نه اینکه نبینیمت، نه… بودی، اما شاید عادت کرده بودیم به بودنت؛ به حضوری که مثل هوا، دیده نمی‌شد اما زندگی را ممکن می‌کرد.
شاید باورمان نمی‌شد روزی نباشی، شاید فکر می‌کردیم این حضور، همیشه ادامه دارد… اما حالا که نیستی، جای خالی‌ات تازه معنا پیدا کرده است.
حالا می‌فهمیم بعضی آدم‌ها را باید در همان لحظه داشتن، بیشتر فهمید، بیشتر دید، بیشتر قدر دانست. حالا که صدایت کمتر شنیده می‌شود، تازه می‌فهمیم سکوتی که بعد از تو مانده، چقدر سنگین است.
رهبر شهیدم… امروز میلیون‌ها نفر برای دخیل بستن به تابوت بهشتی‌ات از گوشه و کنار جهان آمده‌اند تا بگویند حب تو فراتر از مرزهاست… آمده‌اند تا ثابت کنند بعضی نام‌ها، وطن ندارند و بعضی صداها، در یک جغرافیا جا نمی‌گیرند.
آرام بخواب رهبر شهیدم… امروز خامنه‌ای‌ها، سردار باقری‌ها و سلیمانی‌های زیادی برخاسته‌اند تا پرچمی را که به خون آغشته شد، زمین نگذارند... تو رفتی، اما راهی گذاشتی که بسته نمی‌شود. راهی که در آن هر داغ، تبدیل به اراده می‌شود و هر اشک، به عهدی تازه برای ادامه.... آری؛ امروز جهان دید که این خاک هنوز مردانی دارد که از دل غم، قیام می‌سازند…
امروز مشت‌های فولادین اراده، بیش از گذشته در هم قفل شده‌اند و ملتی که تو به بیداری‌اش ایمان داشتی، قد علم کرده است.
ملت ایران، همان مردم مبعوث‌شده‌ای که وعده‌اش را داده بودی، حالا پرچم ایران را بر قله‌های رفیع پیروزی برافراشته‌اند… دیگر این راه، بی‌صاحب نیست. هرچند جای تو خالی است، اما رد نگاهت در تصمیم‌ها پیداست… در غیرت مردانی که ایستاده‌اند و در صبر زنانی که امید را نگه داشته‌اند.
آرام بخواب که این پرچم، دیگر تنها نیست. باز هم به رهبری سید مجتبی خامنه‌ای، این مسیر را ادامه خواهیم داد و نخواهیم گذاشت خون شهدا بر زمین بماند.
*فعال رسانه‌ای


نظرات شما