چهارشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۵
مقالات

عزیز مردم ایران! خدانگهدارت

عزیز مردم ایران! خدانگهدارت
پیام خراسان - عارفه دهقانی شاعر، در یادداشتی به‌مناسبت برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، از تجربه خود برای حضور در این آیین گفت.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - عارفه دهقانی شاعر، در یادداشتی به‌مناسبت برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، از تجربه خود برای حضور در این آیین گفت.

عارفه دهقانی شاعر، در یادداشتی به‌مناسبت برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، از تجربه خود برای حضور در این آیین گفت.

پیام خراسان


به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، عارفه دهقانی شاعر، در یادداشتی به‌مناسبت برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، از تجربه خود برای حضور در این آیین گفت.
این یادداشت به این شرح است:
از سپیده‌دم، دل آشوب بودم و جانم در هیاهوی نگرانی؛ ترسی در دلم چنگ انداخته بود که مبادا، به خاطر مراسم شعرخوانی، قافله عاشقان را در تشییع پیکر حضرت آقا جا بگذارم. اما خوشبختانه، دست در دست خانواده، راهی آخرین دیدار و برآورده شدن خواسته دلم شدم.
آنچه پیش رویم گشوده شد، جز جلوه‌ای از اربعین نبود؛ جز دریایی از زیبایی. تماشای شوری که مردمان را، عاشقانه و هروله‌کنان، زیر آفتاب سوزان به سوی جایگاه آخرین وداع می‌کشاند، غبطه‌برانگیز بود. آنجا بود که فهمیدم، عشق این مردم، از عشق من فراتر است. این شیفتگی و اشتیاق برای وداع آخر، باورکردنی نبود؛ نه برای ما، که برای تمام جهان، درک و هضمش دشوار می‌نمود.
پیش از این، جز بدرقه امام راحل (ره)، جهان چنین شکوهی از جمعیت را در تاریخ خود ندیده بود. این اقیانوس میلیونی، با پرچم‌های سرخ «یا لثارات خامنه‌ای» که در رگ‌های خیابان‌ها جاری بود، نشانه‌ای بود از ارادت مردمی به رهبری که تمام دغدغه‌اش، استقلال و سربلندی ایران بود.
هر کس به فراخور حال و توانش، وظیفه‌ای را بر دوش می‌کشید. مردمی را دیدم که موکب خانگی برپا کرده بودند؛ هر آنچه از بساط ناچیزشان داشتند، به میدان عشق آورده بودند تا از خیل مشتاقان پذیرایی کنند. تمامی این صحنه‌ها، مرا به یاد پیاده‌روی اربعین می‌انداخت.
ایشان، همیشه آرزوی پیاده‌روی اربعین را در دل داشتند و اکنون، این «پیاده‌روی تشییع»، برای من، تداعی‌گر لحظاتِ حضور در آن سفر روحانی بود. در کنار اندوه فراق، نشاطی معنوی را حس می‌کردم. مگر تماشای این تصاویر، جز از جنس معجزه است؟ مگر برکات مادی و معنوی امام شهید، پس از شهادتشان نیز شاملِ حال ملت نمی‌شود؟
سرافرازم که اگر سال‌ها بعد، فرزندانمان بپرسند: «شما در آن روز تاریخی چه می‌کردید؟» با سربلندی بگویم: «من صحنه را خالی نکردم و عاشقانه، در پی پیکر مطهر آقای شهید گام برداشتم.»
صفای قلب پریشان! خدا نگهدارت
عزیز مردم ایران، خدا نگهدارت
بگو چگونه وداعت کنم دم آخر!
میان بُهت فراوان، خدا نگهدارت
طبیب خسته‌دلان! بی‌تو ما چکار کنیم؟
به دردها، همه -درمان! خدانگهدارت
به عزت و شرف لا اله الله...
و رفت از تن ما، جان! خدا نگهدارت
(تویی بهانه این چشم‌ها که‌می‌گریند)
دلیل بارش‌باران! خدا نگهدارت
ببین که از نُهِ اسفند، ایستاده‌زمان
به احترام تو! گریان! خدا نگهدارت
ببین که بعد تو هر شب چگونه پر زده‌ام
در آسمان خیابان! خدا نگهدارت
عجب مُحرمی و روضه‌ای شده امسال
شهید روزه و عطشان! خدانگهدارت
عبا و چفْیه و انگشتر و عصایت‌کو؟
کجاست عینک و قرآن؟ خدا نگهدارت
تو می‌روی و به سر می‌زنند ابیاتم!
فدای بیت تو، تهران! خدا نگهدارت
تو می‌روی به‌همانجا که آرزویت بود:
کنار شاه خراسان! خدا نگهدارت
قسم به‌مشت گره‌کرده‌ات که تا آخر
بایستیم به میدان... خدا نگهدارت
قسم به تو، و من المجرمین، منتقمون
و می‌رسند به پایان! خدا نگهدارت
به‌انتقام‌تو و قطره‌قطرهٔ خونت
شدیم‌سیل‌خروشان! خدا نگهدارت
به‌انتظارِ تو هستند کنج‌ِ مدرسه‌ای.
ضحا و مریم و ماکان! خدا نگهدارت
به انتظار تو هستند آن طرف، یاران!
سپردمت به شهیدان! خدانگهدارت


نظرات شما