پنجشنبه ۱۸ تير ۱۴۰۵
سیاسی

رهبر شهید انقلاب، میهمان همیشگی خاکِ خراسان

رهبر شهید انقلاب، میهمان همیشگی خاکِ خراسان
پیام خراسان - مشهد- مشهدالرضا (ع) در آستانه تاریخی‌ترین تشییع، آغوش خاکش را برای میزبانی ابدی از «رهبر شهید انقلاب» می‌گشاید تا نام او در جوارِ خورشید خراسان، تا همیشه جاودان بماند.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - مشهد- مشهدالرضا (ع) در آستانه تاریخی‌ترین تشییع، آغوش خاکش را برای میزبانی ابدی از «رهبر شهید انقلاب» می‌گشاید تا نام او در جوارِ خورشید خراسان، تا همیشه جاودان بماند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – مرجانه حسین زاده: مشهدالرضا(ع) خود را برای بزرگ‌ترین تشییع تاریخ آماده می‌کند؛ میزبانی از پیکر «رهبر شهید انقلاب» در دیار مادری‌اش و در حالی که حماسه شب‌های برافراشته پرچم، اکنون رنگی دیگر یافته است. مردمی که در تاریک‌ترین شب‌ها چراغ امید را روشن نگه داشتند، خود را برای بدرقه‌ یار و تجدید عهدی تازه با آرمان‌های بلند انقلاب، در خیابان‌های شهر آماده می‌کنند.
مشهدالرضا(ع) هجدهم تیرماه در آستانه یکی از بزرگ‌ترین آیین‌های وداع تاریخ خود است شهری که قرن‌ها میزبان زائران، رهگذران، مجاهدان و عاشقان بوده، تا ساعاتی دیگر آغوش خاک خود را برای «رهبر شهید انقلاب» خواهد گشود؛ مردی که سال‌ها چراغ راهِ جامعه و تکیه‌گاه روزهای پرحادثه مردم بود و حالا مردم این کلانشهر دل در انتظار لحظه‌ای دارند که پیکر رهبر شهیدشان در کنارِ خورشید خراسان آرام بگیرد.
با اعلام رسمی برگزاری مراسم تدفین «آقای شهید ایران» در روز پنج‌شنبه، مشهد از روزها قبل، آماده روزی شد که تا همیشه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند؛ روزی که خیابان‌هایش از اشک، سکوت، حزن، زمزمه دعا و پرچم‌هایی که در باد می‌رقصند، لبریز خواهد شد.
حماسه شب‌های برافراشته؛ وقتی مردم چراغ شهر را خاموش نکردند
پس از تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به میهن عزیزمان ایران و حملاتی که مردم آن را نه یک حمله نظامی، که حمله به عزت و اراده اجتماعی خود دانستند، خیابان‌های ایران شب‌هایی را تجربه کرد که در تاریخ کم‌نظیر بود.
در آن شب‌ها، مردم به‌جای خاموشی و خانه‌نشینی، پرچم‌ سه رنگ ایرانِ عزیزمان را در خیابان‌ها برافراشته نگه داشتند، پرچم‌هایی که نه تنها تکه‌ای پارچه که زبان مشترک پایداری و مقاومت بود و مبین جلوه‌ای از همبستگی.
وقتی شب فرا می‌رسید و خیابان‌ها کم‌نور می‌شد، پرچم‌ها همچون فانوس‌هایی پراکنده در تمام خیابان‌های کشور می‌درخشیدند خانواده‌ها به خیابان‌ها می‌آمدند و مردم از گوشه و کنار به یکدیگر می‌پیوستند و یک‌صدا باهم «وطن» را فریاد می‌زدند، برخی با شمعی کوچک، برخی با دعا، بعضی فقط با سکوت.
همین حضور شبانه، همین برافراشتن پرچم تا پاسی از شب، به تدریج برای بسیاری به یک آیین تبدیل شد؛ آیینی که میان همیاهوی جنگ، در برابر هر موج ناامیدی، برای مردم پیام ایستادگی داشت.
در این‌ شب‌ها در کوچه‌ها و میدان‌ها، پیر و جوان، آرام یا پرشور، ایستادند تا به دیگران بگویند: «ما هنوز هستیم» و حالا، همان صدا و همان پرچم‌ها در آستانه وداع با رهبر شهیدشان، رنگی دیگر گرفته‌اند، ترکیبی از حماسه و اندوه، از مقاومت و دلتنگی.
چشم‌به‌راهی طولانی مشهدی‌ها؛ شهری که می‌خواست میزبان باشد
مشهدی‌ها از لحظه‌ای که خبر تشییع و تدفین سیدالشهدای انقلاب اسلامی منتشر شد، گویی در شمارش معکوس بودند هر گوشه شهر، از میدان شهدا تا طرقبه و شاندیز، از بولوار پیروزی تا طبرسی و پنجتن و محلات قدیمی شهر تا محلات تازه‌سازی نظیر الهیه، حرفی از این آیین بزرگ بود، این انتظار، در نگاه بسیاری، شکلی از میزبانی بود، میزبانی برای کسی که سال‌ها نامش، امیدشان را سرپا نگه داشته بود.
عزیزترین مهمان
پیرمردی که سالها در بازار رضا (ع) حجره دارد به خبرنگار مهر می‌گوید: ما مشهدی‌ها تجربه میزبانی‌های زیاد داشته‌ایم، ولی این بار این تجربه چیز دیگری است. این یک وداع نیست، یک عهد بستن دوباره است.
دختر جوان دیگری که از همدان خود را به مشهد رسانده، می‌گوید: افتخار میزبانی رهبر شهید، نصیب مردم سرزمین خورشید شد، خوش به حالِ شما مشهدی ها. همه انگار میزبان عزیزترین مهمان‌اند .
آمادگی برای مراسمی باشکوه؛ خیابان‌هایی که از قبل عزادارند
از ساعاتی پس از اعلام رسمی برنامه مراسم، اهالی هیئت‌ها، خادمان افتخاری و گروه‌های مردمی در گوشه‌گوشه شهر دست‌به‌کار شدند.
جایگاه‌های عزاداری با عکس‌های رهبر شهید و پذیرایی از دوست‌داران او تزیین شد، پرچم‌های سیاه از سردر بسیاری از خانه‌ها آویخته شد، عکس او بر بیلبوردها چشم‌نوازی کرد و خیابان‌های منتهی به حرم، آرام‌آرام رنگ مراسمی سراسری به خود گرفتند.
در امتداد بلوارهای اصلی، صداهای مداحی شنیده می‌شد و جوان‌ها در حال آماده‌سازی مسیرهای تشییع بودند مشهد خود را برای روزی آماده کرد که پیکر سکان‌دار هدایت این سرزمین را بدرقه کند.
بغضی که با خاک آرام می‌شود
امروز بسیاری می‌گویند لحظه ورود پیکر رهبر شهید به مشهد، لحظه‌ای بود که بغض جمعی یک ملت فرو ریخت. این خاک، سال‌هاست با مفهوم شهادت آشناست اما این‌بار معنای شهادت برای مردم، رنگ و بوی دیگری دارد.
شهر می‌خواهد او را نه فقط در دل خاک، که در حافظه خود دفن کند حافظه‌ای که بعدها، نسل‌های دیگر به آن رجوع خواهند کرد و از آن خواهند پرسید.
پایان یک راه؛ آغاز مسئولیتی تازه
مراسم امروز، تنها یک تدفین نیست، آغاز فصلی پرچالش است اما در همین روزهای تلخ، آنچه در خیابان‌ها دیده می‌شود نشان می‌دهد که مردم تصمیم گرفته‌اند «امید» را، درست مانند همان‌ شب‌هایی که در خیابان‌ها حماسه‌آفرینی کردند، زنده نگه دارند.
شاید همین حضور، همین پافشاری بر ایستادن، همان چیزی باشد که او می‌خواست و آرزو داشت.
امروز مردمی که در تاریک‌ترین شب‌ها پرچم‌ سه رنگ ایران را روشن نگه داشتند، حالا مشهد را برای وداعی باشکوه آماده کرده‌اند؛ وداعی که در نهایت، به آرام گرفتن «رهبر شهید انقلاب» در دل خاک خراسان می‌انجامد.


نظرات شما