چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵
گفتگو

اعترافات تکان‌دهنده مردی که جسد همسرش در جاده میامی خوراک حیوانات شد

اعترافات تکان‌دهنده مردی که جسد همسرش در جاده میامی خوراک حیوانات شد
پیام خراسان - خراسان/ مرد ۴۱ ساله‌ای که در پی بروز اختلافات خانوادگی، همسر خود را با دستانش خفه کرده و بعد از سوزاندن جسد، آن را در اطراف کال چوپانی مشهد دفن کرده بود، در ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - خراسان / مرد ۴۱ ساله‌ای که در پی بروز اختلافات خانوادگی، همسر خود را با دستانش خفه کرده و بعد از سوزاندن جسد، آن را در اطراف کال چوپانی مشهد دفن کرده بود، در حالی با تیزبینی قاضی ویژه قتل عمد و هوشیاری کارآگاهان پلیس آگاهی به چنگ قانون افتاد که جسد، طعمه حیوانات درنده شده بود و او به عنوان شاکی پرونده، ماجرای گم شدن همسرش را در پلیس آگاهی پیگیری می‌کرد.
بیست و دوم خرداد گذشته، پرونده گم شدن زن ۳۵ ساله‌ای به نام فاطمه‑خ در کلانتری شهید رجایی مشهد تشکیل شد و سپس برای پیگیری‌های تخصصی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
در همین حال مرد ۴۱ ساله‌ای به نام مجتبی‑ف به طور مداوم ماجرای گم شدن همسرش را به عنوان شاکی پرونده پیگیری می‌کرد و مدعی بود که همسر جوانش بیست و یکم خرداد از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است. با توجه به اهمیت موضوع و با دستور مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی)، پرونده مذکور به اداره جنایی ارسال شد تا به طور ویژه و تخصصی مورد رسیدگی قرار گیرد، اما وقتی افسران زبده جنایی زیر نظر سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد) وارد عمل شدند و به کنکاش‌های تخصصی پرداختند، سرنخ‌هایی از اختلافات خانوادگی بین مرد ۴۱ ساله و همسر گم‌شده‌اش از میان کلاف پیچیده این پرونده نمایان شد و بدین ترتیب کارآگاهان ماجرا را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع دادند.
طولی نکشید که قاضی دکتر صادق صفری دستور احضار مجتبی (شاکی پرونده) را به شعبه ویژه پرونده‌های جنایی صادر کرد و به طرح چند سوال تخصصی و گاهی انحرافی پرداخت. وقتی مرد ۴۱ ساله مدعی شد همسر سابقش را به خاطر خیانت طلاق داده و ۵ سال قبل با فاطمه (زن گم‌شده) ازدواج کرده است، اما او نیز دوست‌پسرهای پولدار داشت، دیگر تردیدی برای قاضی با تجربه ویژه جنایی باقی نماند که مرد مذکور راز یک جنایت هولناک را در سینه‌اش پنهان کرده است. در این شرایط بود که قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد آخرین برگه پرونده را تازد و در پشت برگه، دستورهای محرمانه‌ای برای انجام تحقیقات و بازجویی‌های فنی با فرضیه قوی ارتکاب قتل از سوی شاکی پرونده صادر کرد و او را با صدور قرار قانونی در اختیار کارآگاهان دایره قتل عمد آگاهی قرار داد.
این گزارش حاکی است: حالا دیگر کارآگاهان با این دستورهای قاطع قضایی و به طور نامحسوس وارد زندگی اجتماعی و خانوادگی مجتبی با همسر ۳۵ ساله‌اش شدند و او را به اتاق بازجویی‌های تخصصی هدایت کردند. با آن که متهم مذکور همچنان ادعا می‌کرد همسرش را دوست داشته و فرزندی ۲ ساله از او دارد، اما کارآگاهان با راهنمایی‌های مقام قضایی، او را زیر رگبار سوالات پلیسی قرار دادند و هر بار ماجرایی از اختلافات خانوادگی وی را رو می‌کردند که در تحقیقات نامحسوس به دست آمده بود.
مرد جوان که هنوز با حالتی طلبکارانه ادعا می‌کرد من شاکی پرونده هستم و شما به من تهمت می‌زنید، ناگهان در برابر اسناد و مدارک موجود در حالی فرو ریخت که کارآگاهان زوایایی از اختلافات خانوادگی او بر اثر مشاجره‌های خیانت‌آمیز را مقابل دیدگانش گذاشتند.
در این هنگام بود که مرد ۴۱ ساله سرش را میان دستانش قرار داد و با ابراز پشیمانی از جنایتی که مرتکب شده است، به کارآگاهان گفت: بعد از آن که همسر اولم را طلاق دادم، او دختر ۱۰ ساله‌ام را هم با خودش برد و من هم از شهرستان به مشهد آمدم و در خیابان پورسینا در شهرک شهید رجایی ساکن شدم تا این که روزی یک مسافر خانم را سوار خودرو کردم و با او به درد دل پرداختم. آن زن میانسال هم دختری را برای ازدواج به من معرفی کرد و بدین ترتیب من فاطمه را به عقد خود درآوردم و صاحب یک فرزند شدم، اما در این میان موضوعاتی مانند خیانت در زندگی ما رخ نمود به طوری که هر دو نفر به یکدیگر سوءظن داشتیم.
او ادامه داد: این مشاجره‌ها و درگیرهای خانوادگی هر روز شدت بیشتری می‌یافت تا این که بیست و یکم خرداد وقتی همسرم از بیرون به خانه آمد، باز هم جر و بحث‌های ما در حالی شروع شد که همسرم ادعا می‌کرد دوست‌پسری پولدار دارد و می‌خواهد با او بیرون برود. من دیگر نتوانستم این جمله‌اش را تحمل کنم و بلافاصله از شدت خشم و عصبانیت به سویش هجوم بردم. او را روی زمین انداختم و با دستانم گلویش را فشردم. بعد از چند دقیقه وقتی فهمیدم همسرم دیگر نفس نمی‌کشد و جان خود را از دست داده است، خیلی پشیمان شدم، ولی دیگر کاری از دستم ساخته نبود. مدتی در کنار جسد نشستم و به فکر فرو رفتم که حالا با این کار احمقانه‌ای که انجام دادم چکار کنم!
متهم بیان کرد: بالاخره اوایل بامداد روز بعد تصمیم گرفتم جسد را در منطقه‌ای دور دست از بین ببرم تا کسی متوجه ماجرای قتل نشود. این بود که پیکر بی‌جان او را با یک ظرف ۴ لیتری بنزین درون خودرو گذاشتم و به جاده میامی رفتم، اما محلی مناسب را برای رها کردن جسد نیافتم تا این که بعد از مدتی جست‌وجو، بالاخره به نقطه‌ای خلوت و کم‌رفت‌وآمد در کنار کال معروف به چوپانی رسیدم و آن جا را مناسب دیدم. به همین خاطر جسد را از درون خودرو بیرون کشیدم و بنزین‌ها را روی پیکر بی‌جان همسرم ریختم و آن را آتش زدم. هنگامی که لباس‌ها و بخش زیادی از جسد سوخت، با بیلی که از همسایگان قرض گرفته بودم، گودالی در همان جا حفر کردم و جسد را درون آن دفن کردم. سپس برای این که خودم در مظان اتهام قرار نگیرم، ماجرای گم شدن همسرم را به پلیس گزارش دادم و پیگیر پرونده شدم، ولی ...
در پی اعترافات تکان‌دهنده شاکی پرونده که حالا عنوان قاتل را یدک می‌کشید، قاضی دکتر صفری که در همه مراحل بازجویی نظارت مستقیم داشت، دستور داد تا متهم به محل دفن جسد هدایت شود.
بنابراین ظهر روز گذشته، گروه تخصصی کارآگاهان به سرپرستی رضا شکیبا (افسر پرونده) در کنار مقام قضایی به سوی بیابان‌های سوزان در اطراف جاده میامی مشهد حرکت کردند و بعد از عبور از جاده‌های خاکی به نقطه‌ای رسیدند که دیگر امکان حرکت خودروها در اطراف کال چوپانی وجود نداشت. در همین حال مجتبی با اشاره دست، نقطه‌ای در زیر تپه‌ای را نشان داد و مدعی شد جسد همسرش را در همان محدوده دفن کرده است، اما جست‌وجوها و کنده‌کاری‌ها برای یافتن جسد به نتیجه نمی‌رسید تا این که در همان اطراف قطعه‌ای از بقایای جسد انسان نمایان شد و متهم با بیلی که کارآگاهان به همراه داشتند، شروع به حفر زمین کرد و گفت: دیگر تردیدی ندارد که جسد را در همین نقطه دفن کرده است، اما باز هم دیگر بقایای جسد پیدا نشد.
در این شرایط کارآگاهان به چند دسته ۲ نفره تقسیم شدند و به صورت ۴ ضلعی (موزاییکی) به جست‌وجو در داخل کال چوپانی پرداختند تا این که بعد از مدتی جست‌وجو، جمجمه و بقایایی از استخوان‌های یک انسان در فاصله‌های چند متری از یکدیگر کشف و مشخص شد که بعد از رها کردن جسد در عمق بسیار اندک زمین، حیوانات درنده به سراغ جسد رفته و آن را از زیر خاک بیرون کشیده‌اند به طوری که همه جسد طعمه حیوانات درنده شده و تنها همین استخوان‌ها از وی باقی مانده است.
براساس این گزارش، پس از مستندسازی کشف بقایای جسد و اعترافات متهم در محل مذکور، قاضی صفری دستور بازداشت موقت وی به اتهام ارتکاب قتل عمدی و اختفای جسد را صادر کرد و بدین ترتیب مرد ۴۱ ساله برای انجام تحقیقات بیشتر و کنکاش‌های تخصصی درباره ادعاها و انگیزه جنایت در اختیار کارآگاهان قرار گرفت تا ابعاد دیگر این ماجرای تکان‌دهنده با نظارت مستقیم سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد) بررسی شود.


نظرات شما