پیام خراسان - بخش مهمی از کارگاه خیال این هفته در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران به بررسی هوش مصنوعی در قالب بررسی کتاب «در کابینت را چه کسی میگشاید؟» اختصاص داشت .

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، این کارگاه با حضور منوچهر اکبرلو نویسنده و پژوهشگر، مصطفی خرامان داستاننویس سخن گفتند و سیامک فریدونی برگزار شد.
اکبرلو در این کارگاه گفت: هوش مصنوعی اجتنابناپذیر است و ما فقط باید استفاده و کار کردن با آن را یاد بگیریم. به همین دلیل من در دو ترم گذشته بالای برگه امتحانی دانشجوهایم نوشتم استفاده از کتاب، اینترنت و گوشی لازم است؛ و از این ترم به آنها خواهم گفت که استفاده از هوش مصنوعی زمان برگزاری امتحان اجباری است.
وی با اشاره به پژوهشهای خود در این زمینه ادامه داد: من در حال برگزاری کارگاههایی با محور نوشتن فقط با هوش مصنوعی در حوزه ادبیات بزرگسال و ادبیات کودک و نوجوان هستم. همچنین مشغول پژوهش درباره مباحث نظری این موضوع هستم و شاید بعدها این پژوهشها را به صورت کتاب منتشر کنم. بنابراین تمام چیزهایی که در این کارگاه میگویم بر اساس تجربهای است که خودم در جامعه ایرانی انجام دادهام، نه بر اساس اتفاقاتی که در آمریکا یا اروپا افتاده است.
اکبرلو بیان کرد: مسئله هوش مصنوعی، دستکم در عرصه ادبیات و هنر، با این پرسش شروع میشود که آیا اساساً هوش مصنوعی میتواند خلاقیت داشته باشد یا نه. اگر بین خلاقیت به معنی تولید چیزی تازه و خلاقیت به معنی تجربه و آفرینش انسانی تفاوت بگذاریم، هوش مصنوعی امروز میتواند کاری انجام بدهد که از بسیاری جهات خلاقیت است. وقتی میگوییم داستانی خلاقانه است، یعنی ایدههای دور از هم را ترکیب کرده و الگوی تازهای پیشنهاد داده است. این کار را هوش مصنوعی تا حد بسیار زیادی میتواند انجام بدهد.
این نویسنده و پژوهشگر درباره تفاوت میان خلاقیت انسانها و خلاقیت هوش مصنوعی گفت: اما تفاوت مهم میان خلاقیت انسان و خلاقیت هوش مصنوعی فعلاً این است که انسان چیزی را میخواهد و تولید میکند. نویسنده ممکن است سالها با ترس، عشق، شکست، حسادت و تنهایی زندگی کرده باشد و از دل همین تجربه زیستی داستان بنویسد. هوش مصنوعی درباره تنهایی هزاران متن را تحلیل میکند و ایده تازه پیشنهاد میدهد، اما خودش هنوز به معنای انسانی کلمه تنها نیست. تجربه زیستی ندارد.
اکبرلو تأکید کرد: بنابراین بحث اصلی این نیست که هوش مصنوعی خلاقیت دارد یا نه. من معتقدم آن دوره را پشت سر گذاشتهایم. مسئله این است که آیا میتواند خلاقیت درونی داشته باشد؛ یعنی بدون اینکه آدم خلاقی به او دستور بدهد، خودش تجربه مستقلی داشته باشد یا خیر. این همان چیزی است که او را از ابزار خلاق به موجود خلاق تبدیل میکند.
وی با اشاره به تغییر ارزش خلاقیت انسانی در آفرینش ادبی گفت: در این حوزه خلاقیت انسانی از بین نمیرود. ارزشش تغییر میکند. دیگر فقط تکنیک و آرایههای ادبی و پایان شگفتانگیز در سرایش شعر یا نوشتن متن مهم نخواهد بود، چون این کارها را هوش مصنوعی هم انجام خواهد داد. ارزش اثر به این برمیگردد که آن اثر چه چیزی برای گفتن دارد و از کدام نیاز درونی برآمده است.
اکبرلو با اشاره به تفاوت مدلهای هوش مصنوعی اشاره کرد: هر کدام از این سیستمها کاراکتر خودشان را دارند. مثلا اگر بخواهم طنز بنویسم، از گروک استفاده میکنم و سراغ چتجیپیتی نمیروم. مدلها مثل آدمها فرق میکنند؛ یکی غزل خوب میگوید، یکی شعر نو و... تفاوت در مدلهای هوش مصنوعی هم همینطور است.
این پژوهشگر ادامه داد: اولین قدم این است که بدانیم چه نوع متنی میخواهیم تولید کنیم؛ برای کودک است یا بزرگسال، طنز است یا عاشقانه، سفارشی است یا از حس درونی خودمان میآید. بعد سراغ مدلی برویم که برای آن هدف مناسبتر است. من جدولی از این مدلها و کاربردشان برای کتابم تهیه کردهام. اینها تجربههای خودم است. میتوانید تست کنید؛ اگر جواب نگرفتید، برگردید سراغ روش خودتان.
او با اشاره به عدالت اجتماعی در استفاده از این ابزارها گفت: درست است که نسخههای رایگان مدلهای هوش مصنوعی توانایی کار تخصصی ندارند؛ اما من عمداً با هوش مصنوعی رایگان کار میکنم، چون میخواهم ببینم با همین امکاناتی که در دسترس همه هست چه میشود کرد. اگر سراغ نسخههای پولی و تخصصی برویم، بحث فرق میکند و همه به آن دسترسی ندارند.
اکبرلو با بیان اینکه تعامل با هوش مصنوعی به گفتوگو شبیهتر است تا دستور دادن، ادامه داد: هوش مصنوعی مثل یک انسان سریع سراغ جواب نمیرود. اول سؤال میپرسد. میگوید این داستان را برای چه میخواهی؟ برای مسابقه است یا برای دل خودت؟ اگر برای مسابقه باشد، یک متن به تو میدهد و اگر حس درونی تو باشد، داستان دیگری. هیچ انسانی اینطور برخورد نمیکند.
وی افزود: این روزها ما انسانها میخواهیم سریع به نتیجه برسیم. اما هوش مصنوعی رایگان هم کمی صبر و تامل میکند و اول میپرسد برای چه میخواهی به این موضوع بپردازی؟ مخاطب چه کسی است؟ این گفتوگو مهمترین بخش تعامل با هوش مصنوعی است. من از او یاد گرفتم که آدمها چقدر برعکس هوش مصنوعی عجله دارند.
اکبرلو با اشاره به آینده استفاده از هوش مصنوعی گفت: ترس من از این نیست که ماشینها مثل آدم بنویسند و جای آدمها را بگیرند. این اتفاق قطعاً میافتد. ترس من از این است که آدمها مثل ماشین بشوند. همینجا میبینیم؛ به جای اینکه ببینیم هوش مصنوعی چه فرایندی را طی میکند تا داستان را بنویسد، میگوییم زودتر داستان را بخوانیم تا ببینیم چه چیزی نوشته است. ذهنیت اینستاگرامی که میگوید متن و یا هر موضوع دیگری کوتاه باشد و زود به انتها و نتیجه برسد فاجعه است.
اکبرلو همچنین به پایبندی هوش مصنوعی به پروتکلهای اخلاقی اشاره کرد و ادامه داد: اگر از هوش مصنوعی بخواهیم صحنهای خشن یا اروتیک در داستان بگذارد، جواب نمیدهد و میگوید این با پروتکلهای من سازگار نیست. یکبار برای شوخی اسم نویسنده متن را عوض کردم و هوش مصنوعی پاسخ داد با کسی که متن را به اسم دیگری ارائه میدهد، ادامه نمیدهم. آدمها اهل پیچاندن قانوناند، اما هوش مصنوعی از پروتکلهایش خارج نمیشود.
وی اضافه کرد: در برابر کسانی که در دنیا با همین ابزار کارهای بزرگ انجام میدهند، ما مبتدی هستیم. برای همین مهم است که فرایند را یاد بگیریم و صرفا بهدنبال زودتر به نتیجه نهایی رسیدن نباشیم. باید بدانیم چطور با هوش مصنوعی حرف بزنیم تا به متن درست برسیم.
مصطفی خرامان نیز در این کارگاه گفت: من خیلی با هوش مصنوعی کار نمیکنم و چندان از آن خوشم نمیآید، اما واقعیت این است که هوش مصنوعی وجود دارد و نمیشود انکارش کرد. برای همین برایم جذاب بود که داستانی بنویسم و آن را با داستانی که هوش مصنوعی از همان ایده مینویسد مقایسه کنم. اگر ببینم واقعاً کارایی دارد، شاید من هم از آن استفاده کنم.
وی با اشاره به اینکه همه حاضران خودشان نویسندهاند و توضیح فرایند نوشتن شاید برایشان تازگی نداشته باشد، ادامه داد: وقتی میخواهیم داستان بنویسیم، اول چیزی به ذهنمان میرسد که این ایده، عصاره همه چیزهایی است که در جامعه اتفاق میافتد. مثلاً همین داستان «در کابینت» را که نوشتهام، از یک اتفاق واقعی در خانوادهای آمده که پدر و مادر دعوا کرده بودند، پدر یک مشت زده بود، مادر زیر چشمش کبود شده بود و دختر میخواست از پدرش انتقام بگیرد.
خرامان ادامه داد: نکته مهم برای داستاننویسی همین است که موضوع را از جامعه و زندگی آدمها پیدا کنی. نویسنده باید به این چیزها توجه کند. بعد دربارهاش فکر کند که حالا این ماجرا چطور پیش برود، شخصیتها چه واکنشی نشان بدهند و داستان را چطور پیش ببرم که خواننده حوصلهاش سر نرود.
وی افزود: هوش مصنوعی هم باید مثل همان روشی که آقای اکبرلو گفت، دستور بگیرد. باید بگوییم چه ایدهای داریم و از او بخواهیم داستانی بر همان اساس بنویسد. بعد ببینیم چیزی که او مینویسد جذابتر است یا چیزی که من نویسنده نوشتهام. قضاوت با شماست. من و آقای اکبرلو نمیتوانیم بگوییم داستان کداممان بهتر است. هوش مصنوعی را نمیشود ندیده گرفت. باید ببینیمش و اگر بشود از آن استفاده کنیم که داستانهایمان بهتر شود.
خرامان در ادامه سخن اکبرلو درباره پروتکلهای اخلاقی هوش مصنوعی گفت: نویسندههای انسانی هم چارچوبهایی دارند. مثلاً کسی که برای کودک و نوجوان داستان مینویسد، هیچوقت از خشونت استفاده نمیکند. نویسندههای واقعی هم چیزهایی را رعایت میکنند. اینطور نیست که فقط هوش مصنوعی به محدودیتها پایبند باشد.
سیامک فریدونی نیز در این کارگاه به تفاوت مدلهای هوش مصنوعی اشاره کرد: وقتی شما با هوش مصنوعی عمومی کار میکنید، باید بدانید که توانایی کار تخصصی ندارد. در جزئیات کم میآورد. هیچکدام از این سیستمها تخصصی در حوزه ادبیات کار نمیکنند. این انسان است که باید واسط باشد و فرآیند و نتیجه را مدیریت کند.
وی ادامه داد: در سیستمهای عمومی، وقتی میخواهید داستانی درباره ادبیات فرانسه قرن پانزدهم بنویسید، هوش مصنوعی دقیقاً نمیداند شما درباره چه صحبت میکنید. مجبورید خودتان متخصص باشید و از او به عنوان ابزار استفاده کنید.
سیامک فریدونی در پایان به تجربهای از کار با هوش مصنوعی اشاره کرد: من متنی انتزاعی درباره هندسه اقلیدسی نوشتم و از هوش مصنوعی خواستم آن را بازنویسی کند. پنج بار این کار را انجام دادم و هر بار هوش مصنوعی متن را بازنویسی کرد؛ اما هر بار که خروجی را خواندم، متوجه شدم از معنا فاصله گرفته است. حتی خود هوش مصنوعی هم وقتی متن بازنویسیشده را بررسی میکرد، میگفت این بازنویسی اشتباه است و به اصل مطلب وفادار نمانده است. یعنی وقتی من بخشی از فلسفه متن را تغییر میدادم، هوش مصنوعی میتوانست تشخیص بدهد که متن دیگر آن معنای اولیه را ندارد، اما در نهایت باز هم نمیتوانست آن ظرافت معنایی را حفظ کند. چون وقتی درباره موضوعات انتزاعی صحبت میکنیم، باید دقیقاً بدانیم هر کلمه در کنار کلمه دیگر چه معنایی میدهد. هوش مصنوعی عمومی فعلاً این توانایی را ندارد. این یک بحث انسانی است.