پیام خراسان - نویسنده کتاب «تن تن و سندباد» گفت: این اثر، یک کتاب خیالی با حرفهایی واقعی در حوزه کودک و نوجوان است که در فهرست تقریظهای رهبر شهید انقلاب قرار گرفته است.
نویسنده کتاب «تن تن و سندباد» گفت: این اثر، یک کتاب خیالی با حرفهایی واقعی در حوزه کودک و نوجوان است که در فهرست تقریظهای رهبر شهید انقلاب قرار گرفته است.

محمد میرکیانی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما، با اشاره به تقریظ شهید و نگاه استراتژیک ایشان در این حوزه با حضور در برنامه «کتاب هفته» به نکات مختلفی که در خصوص این کتاب، وجود دارد اشاره کرد و از کارنامه فرهنگی هنری خود سخن گفت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
سؤال: از جدیدترین خبری که درباره یکی از کتابهای شما منتشر و رسانهای شده است شروع میکنیم، کتاب تن تن و سندباد که در خبرگزاریها آمده است که به چاپ ۴۹ رسیده است و چیزی نمانده است که به چاپ ۵۰ برسد و بیشتر از ۲۰۰ هزار نسخه این کتاب فروش رفته است. از بازخوردهای این کتاب در بین کودکان و نوجوانان بفرمایید و اینکه چه چیزی را خودتان از نزدیک مشاهده کردهاید؟
میرکیانی: ۳ سال بعد از انتشار این کتاب، رهبر شهید ما، بر این کتاب یادداشتی نوشتند که موجی را ایجاد کرد، به دلیل اینکه اولین کتابی بود که در ارتباط با ادبیات کودک و نوجوان به نگارش درآمده بود، فضای آن یک فضای فانتزی و خیالی بود، شخصیتهای آن شخصیتهای تلویزیونی و سینمایی جهان بودند، یادداشت نوشتن رهبر شهید بر این کتاب بسیار شگفت انگیز بود و موج ایجاد کرد. از این جهت که از عناصر ادبیات کهن و عامیانه برای نگارش داستانهای امروزی استفاده کرده بودم، بین اهل قلم و علاقهمندان به ادبیات کودک و نوجوان هم موج ایجاد کرد، به ویژه در کودکان و نوجوانانی که به داستانهای فانتزی و تخیلی علاقه داشتند این علاقه صدچندان بود. تقریباً ۱۰ سال از رسانهای شدن تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب تن تن و سندباد گذشته است، الان همینطور که اشاره کردید چاپ ۴۹ و بیش از ۲۰۰ هزار نسخه از این کتاب تاکنون به فروش رسیده است.
سؤال: در تقریظ رهبر شهید ما چه نکاتی بوده است که قابل توجه است؟
میرکیانی: یک کسی در جایگاه رهبری و یک مرجع تقلید، یک کتاب فانتزی ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنند و با درک دقیق و دریافتهای ویژه از آن اثر بر آن کتاب یادداشت بنویسند، این یک اتفاق واقعاً تاریخی است. من یادداشت ایشان را که خیلی کوتاه هم است را بخوانم. در کتاب تن تن و سندباد ایشان نوشتهاند، من هم این قصه را همیشه تعریف میکردم، حیف که خیلیها آن را باور نکردند. درحقیقت این کتاب، تقابل شخصیتهای داستانی مغرب زمین و مشرق زمین است که در نهایت منجر به این میشود که ما قدر و ارزش داشتههای فرهنگی خودمان را بدانیم، به آنها تکیه کنیم و اگر نگران استقلال و آینده فرزندان و سرزمین مان هستیم، سعی کنیم آنها را با فرهنگ ملی و فرهنگ ایرانی خودمان پرورش بدهیم و تربیت کنیم.
سؤال: الان با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم چگونه میشود از این نوع روایتها نوشت؟
میرکیانی: آخرین بازدیدی که رهبر شهیدمان از نمایشگاه بین المللی کتاب داشتند، جنابعالی هم تشریف داشتید، ایشان خیلی از تن تن و سندباد تعریف کردند. محضر ایشان عرض کردم ادامه امروزی تن تن و سندباد همین ماجرای دشت مرموز است، یک کتاب ۵ جلدی که انتشارات به نشر، منتشر کرده است باعنوان دشت مرموز. اما واقعیت این است که فضای کلی رمان «تن تن و سندباد» بحث استقلال طلبی است. یک نکتهای که به ماجراهای امروز شبیه است، جدلی است که بین تارزان و رستم اتفاق میافتد. بحث جایگاه فرهنگی و جایگاه تمدنی را برای گروههای سنی کودک و نوجوان مطرح کرده است. نکته مهم این که شخصیتهای داستانی مغرب زمین دو دسته هستند، دسته اول آنهایی هستند که بین فرهنگ مردم مغرب زمین ریشه دارند، بین تودههای مردم، بین ادبیات اصیل، مثل ژان والژان، شخصیتهای مورد احترام ما در ادبیات مغرب زمین هستند. ولی بعضی از شخصیتها با اهداف خاصی ساخته شدهاند و دست ساز شرکتهای چندملیتی هستند، مثل سوپرمن، بتمن، تارزان، حتی تن تن، به کشورهای مختلف سفر میکند، حتی حکومتها را تغییر میدهد، آشفتگی ایجاد میکند، حتی جاسوسی میکند. شخصیتهایی که من در مقابل این شخصیتهای دست ساز و ساخته شرکتهای فیلم سازی آوردهام سه دستهاند. دسته اول شخصیتهای ملی هستند مثل رستم، دسته دوم شخصیتهایی هستند از ادبیات عامیانه، ثابت میکنند آنچه که ما رانگه میدارد، آنچه که میتواند در برابر دشمن به ایستادگی و پایداری ما کمک کند فرهنگ ملی و خودی ما است.
سؤال: اشاره به رهبر شهیدمان کردید، بازدید ایشان از نمایشگاه بین المللی کتاب، ایشان خیلی بر مقوله کتاب کودک تأکید داشتند. شما چه نکاتی در ذهن دارید که فکر میکنید برای خوانندههای کتابها و نویسندگان اهل قلم یادآوری آن مفید باشد؟
میرکیانی: یک دورهای من مأمور بودم و مدیرکل انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان بوده ام. یک جلسه بود آقای دکتر لاریجانی هم آنجا بودند، من رفته بودم برای گزارش از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ایشان خیلی تأکید داشتند درباره توجه به ادبیات، توجه به قصه گویی به ویژه قصه گویی برای گروههای سنی و نگارش آثار اصیل و دوست داشتنی و جذاب برای گروههای سنی کودک و نوجوان. به نظر من نکته مهم اینکه ایشان بسیاری از نویسندگان ادبیات کودک را میشناختند و بسیاری از آثار را خوانده بودند و آنها را نقد و بررسی میکردند و درباره مبانی نظری در نگارش ادبیات کودک و نوجوان خیلی تأکید داشتند که نویسندگان، خوب و زیبا و دوست داشتنی بنویسند تا بتوانند بر مخاطب کودک و نوجوان تأثیر بگذارند.
سؤال: یکی دیگر از کتابهای دیگر شما هم میلیونی شده است، کتاب قصه ما مثل شد، است. درخصوص این کتاب هم توضیح بفرمایید؟
میرکیانی: کتاب قصه ما مثل شد که پویانمایی آن هم تولید شده است، سال ۸۵ به عنوان کتاب سال انتخاب شد. یک مجموعه پویانمایی ۱۰۶ قسمتی هم تولید شد که جزء پرمخاطبترین کارها بود. در مهرماه گذشته جشن یک میلیونی این کتاب برگزار شد که بیش از یک میلیون به فروش رفته است و مورد اقبال قرار گرفته است. نکته مهم این که در این اثر هم مثل اثرهای دیگر بر فرهنگ خودی تأکید داشتم. این که فرزندان ما، فرزندان ایران زمین، سرزمین عزیز با ادبیات ما آداب و رسوم و سنتها آشنا شوند.
سؤال: از کتابهای شما چقدر اقتباس صورت گرفته است؟
میرکیانی: تعداد قصههای من که تاکنون چاپ شده است بیش از ۸۰۰ قصه است. از بین این تعداد تا به حال بیش از ۳۰۰ قصه از آثار من تبدیل به سریال و تله فیلم شده است. مثل شبهای شیرین، قصه ما مثل شد، حکایتهای کمال، روزی بود روزی نبود. حکایت کمال را هم حتماً مطلع هستید در دو سال گذشته جزء پرمخاطبترین سریال بود به تهیه کنندگی آقای محمود سلامیان. کار تاریخی جذابی بود با گروه بازیگران پرشمار در مجموعه شهرک سینمایی غزالی تولید شد، البته حکایت کمال یک را هم داشتیم و این حکایت کمال دو بود. فضای حکایت کمال حوزه مردم شناسی بود، آداب و رسوم و مشاغل و سنتها و بازیها و آنچه که مدنظر من در این حکایت کمال بود چه در کتاب و چه در مجموعه تلویزیونی این بود که گروه سنی کودک ما فهم و درکش از مفهوم زندگی گسترش پیدا کند. متأسفانه بچههای امروزی دیگر کودکی را طی نمیکنند، غالباً در آپارتمانها هستند و با گوشی بازی میکنند، سعی میکنند اطلاعات شان را از گوشی بگیرند. در مجموعه ۵ جلدی حکایت کمال که انتشارات به نشر وابسته به آستان قدس رضوی منتشر کرده است و همین طور قصههای مثل شد و ماجرای دشت مرموز، سعی کردم درک و فهم نوجوانان را از زندگی و لایههای پنهان آن گسترش بدهم.
سؤال: به عنوان کسی که تخصص ویژهای در زمینه بازآفرینی دارید، خاطرم است شما یک بار در یک مصاحبهای اشاره کردید که بازنویسی و بازآفرینی با هم متفاوت هستند. فکر میکنید چگونه میشود ما بتوانیم فرهنگ قدیمی و غنی خودمان را در غالب کتاب به کودک و نوجوان عرضه کنیم، اما حرف نویی هم برای گفتن داشته باشیم؟
میرکیانی: ما یک ساده نویسی داریم که زبان حکایت را به زبان امروزی ساده میکند. یک بازنویسی داریم که یک تغییراتی در ساختار زبانی و روایت آن میدهیم. یک بازآفرینی داریم، بازآفرینی نگاه امروزی به ادبیات کهن و عامیانه است. یعنی ما سعی میکنیم فضای روزگار گذشته را به فضای زندگی امروزی قابل درک کنیم. اینها مراحلی است که باید طی شود منتها هرچه بالاتر برویم ارزش ادبی و هنری کار بالاتر میرود.
سؤال: ماجرای دشت مرموز چه نگاه متفاوتی دنبال کرده است؟
میرکیانی: این کتاب ۵ جلدی است، باعنوان ماجرای دشت مرموز. ۵ جلدی و ۵ گانه با هم متفاوت هستند. ۵ جلدیها جلدهای مستقل دارند، ۵ گانهها هر کدام یک ارتباط منطقی با هم دارند، اما در غالب این ساختار من سعی کردهام بسیاری از مفاهیم جهانی و مفاهیم فرهنگی را که مورد نیاز کودکان و نوجوانان امروز است در آنها مطرح کنم. من این کار را در سال ۱۴۰۰ نوشتهام، مسائلی که طرح شد متأسفانه امروز در هجوم ناجوانمردانه دولت آمریکا به سرزمین ما اتفاق افتاده است. من در این مجموعه سعی کردهام که کودکان و نوجوانان را با این دسیسهها آشنا کنم. حتی سالهای پیش، یکی از دیپلماتها و سیاستمداران امریکایی اشاره کرده بود که چند تا ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است. اینها این نقشه قدیمی را آنچنان میگویند و همه اش تکرار میکنند. من در جلد پنجم ماجرای دشت مرموز اشاره کردهام که دیو دوشاخ میگوید چند دشت کوچک بهتر از یک دشت بزرگ است و سعی میکند بین آنها اختلاف بیندازد.
سؤال: دردل یک نویسنده پیشکسوت کودک و نوجوان را بشنویم؟
میرکیانی: نکتهای که برای من خیلی اهمیت دارد یک مقدار کم لطفی درباره فرهنگ مطالعه است. امام شهید گفته بودند بدترین تنبلی، تنبلی در مطالعه است. خانوادهها به مطالعه بها بدهند، این خیلی بهانه خوبی نیست بگوییم کتاب گران است، کتاب گران است کتابخانهها که ارزان هستند، عضو کتابخانهها شوند. ناشران به ویژه ناشران خصوصی اهمیت ویژهای به تألیف بدهند، به قرارهایشان عمل کنند و نیروی اصلی شان را برای تألیف بگذارند. آن زمان است که میتوانیم یک ناشر خصوصی را یک ناشر فرهنگی بگوییم.