يکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
سیاسی

نمایش اقتدار در رزمایش جان‌فدا؛حکایت مردمی که برای وطن به خیابان آمدند

نمایش اقتدار در رزمایش جان‌فدا؛حکایت مردمی که برای وطن به خیابان آمدند
پیام خراسان - بیرجند- مردم بیرجند در رزمایش «جان‌فدا» با حضور در خیابان پاسداران، از نوعروس تا خانواده‌ها و جوانان، روایتگر همدلی و ایستادگی برای وطن شدند.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - بیرجند- مردم بیرجند در رزمایش «جان‌فدا» با حضور در خیابان پاسداران، از نوعروس تا خانواده‌ها و جوانان، روایتگر همدلی و ایستادگی برای وطن شدند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- رقیه رحمتی‌راد: مردم این دیار همواره پای کار نظام ایستاده‌اند. بیش از ۲۰۰ شب حضور و ایستادگی در خیابان‌ها، روایتگر همین عهد و همراهی است... مردمی که شب‌های متوالی آمده‌اند و باز هم می‌آیند. هر شب با پرچم سه‌رنگ ایران و پرچم‌های خون‌خواهی، تا بگویند پای این سرزمین، آرمان‌ها و عهد خود ایستاده‌اند و این مسیر با گذر روزها به پایان نمی‌رسد.
اما امروز، آمدن مردم رنگ‌وبویی متفاوت‌تر از همیشه داشت. این بار به خیابان پاسداران بیرجند آمدیم تا قصه همدلی را از نزدیک روایت کنیم... قصه آدم‌هایی که هر کدام با دنیایی از احساس و انگیزه، در یک قرار مشترک گرد هم آمده‌اند.
هنوز هم می‌شود از میان هیاهوی خیابان، صدای همدلی را شنید.... از میان پرچم‌هایی که در دست‌ها می‌چرخند، رد پای امید را دید و در چشم‌هایی که به یک افق دوخته شده‌اند، معنای ایستادن را خواند.
امروز، خیابان پاسداران بیرجند فقط مسیر عبور آدم‌ها نیست بلکه اینجا هر قدم، روایتی دارد و هر چهره، حرفی برای گفتن....
آری، رزمایش «جان‌فدا» بهانه‌ای شده تا مردم بار دیگر کنار هم بایستند و حضورشان را به زبانی ساده اما پرمعنا روایت کنند.
از هر قشر و سنی آمده‌اند. هر کدام با قصه‌ای و انگیزه‌ای، اما در یک قرار مشترک گرد هم جمع شده‌اند.‌ از زوج جوانی که در آغاز زندگی مشترکشان، از عهد و همراهی می‌گویند... عروس و دامادی که شروع فصل تازه زندگی را با حضوری گره زده‌اند که برایشان معنای وفاداری دارد.
ایستادگی برای وطن
در میان جمعیت، پدری با کودکش در آغوش و همسرش در کنار، قدم‌به‌قدم پیش می‌آید. تصویری از خانواده‌ای که کوچک‌ترین عضو آن شاید هنوز معنای پرچم‌ها و شعارها را نداند، اما امروز در کنار پدر و مادرش، بخشی از این روایت شده است. پدر آمده تا در کنار خانواده‌اش، اقتدار ایرانی را به رخ جهانیان بکشد و با هر قدم، آمادگی خود را برای دفاع از انقلاب اعلام کند. گویی می‌خواهد به فرزندش نیز بیاموزد که بعضی از راه‌ها را باید از همان سال‌های نخست زندگی شناخت.
در گفت‌وگویی صمیمی، این پدر جوان از انگیزه حضورش در رزمایش «جان‌فدا» می‌گوید: آمده‌ایم تا نشان دهیم پای ایران و انقلابمان ایستاده‌ایم.
محسن محمدپور می‌افزاید: امروز فقط برای خودمان به خیابان نیامده‌ایم؛ آمده‌ایم تا فرزندانمان هم بدانند که دفاع از این سرزمین و ارزش‌هایش، مسئولیتی است که بر دوش همه ما است.
وی که کودکش را در آغوش گرفته و همسرش همراه قدم‌هایش است، ادامه می‌دهد: می‌خواهیم دنیا بداند مردم ایران، با هر سن و شرایطی، برای دفاع از کشورشان آماده‌اند و حضور ما در این جمع، اعلام همین آمادگی است؛ اینکه اگر روزی به ایران و انقلابمان نیاز باشد، پای کار هستیم و میدان را خالی نمی‌کنیم.

پیام خراسان


سرباز وطنیم
در میان جمعیت، گروهی از دختران بسیجی در کنار یکدیگر قدم برمی‌دارند. آمده‌اند تا در کنار دوستانشان، روایتگر عهدی باشند که به گفته خودشان، با گذر روزها و تغییر شرایط رنگ نمی‌بازد.
یکی از این دختران بسیجی در گفت‌وگویی صمیمی با خبرنگار مهر می‌گوید: ما جوانان این سرزمین همواره پشت نظام و انقلابمان ایستاده‌ایم و امروز هم آمده‌ایم تا این همراهی را نشان دهیم.
فرزانه جاودان پور ادامه می دهد: دشمن باید بداند که مردم ایران اجازه نمی‌دهند حتی اندکی از خاک کشورشان به تصرف بیگانه درآید.
صدایش را به نشانه تاکید بالا می برد و می افزاید: دشمن شاید برای خودش رویاهایی داشته باشد، اما بداند که با حضور و ایستادگی مردم ایران، این رویاها به کابوس تبدیل می‌شود چراکه ما جوانان هم پای کار کشورمان هستیم و تا پای جان برای دفاع از ایران عزیزمان ایستادگی می‌کنیم.
همراهی با پای دل
در میان موج جمعیت، مردی نابینا آرام و قدم‌به‌قدم به سمت میدان قدس پیش می‌رود. یک دستش عصاست و دست دیگرش در دست‌های همسرش گره خورده است. همسرش پا به پای او حرکت می‌کند و با هر قدم، مسیر را برایش هموارتر می‌سازد.
شاید چشم‌های مرد، پرچم‌های برافراشته و جمعیت حاضر را نبیند، اما او نیز آمده است... آمده تا با چشم دل، در کنار مردمی باشد که برای بیان همراهی و همدلی گرد هم آمده‌اند.
وی در گفتگویی صمیمی می‌گوید: درست است که چشم‌هایم نمی‌بیند، اما دلم با مردم و کشورم است.
نفس عمیقی می کشد و می افزاید: من هم وظیفه خودم می‌دانم که در چنین جمعی حضور داشته باشم و نشان بدهم که برای دفاع از ایران و انقلاب، سن و شرایط جسمی نمی‌تواند مانع احساس مسئولیت آدم‌ها باشد و تا جایی که توان داشته باشم، پای کار کشورم هستم.

پیام خراسان


آغاز زندگی در رزمایش
در میان این جمعیت، چشممان به نوعروسی می‌افتد که رو به روی همسرش، پشت جیپ نشسته است. زوجی جوان که در روزهای آغازین زندگی مشترکشان، رزمایش «جان‌فدا» را به قرار نخست همراهی‌شان با این جمع پیوند زده‌اند.
آن‌ها زندگی دونفره‌شان را از میان شور و همدلی مردم آغاز کرده‌اند. گویی می‌خواهند نخستین صفحه از دفتر زندگی مشترکشان، با روایت عشق به میهن و اعلام وفاداری به آرمان‌هایشان ورق بخورد.
عروس جوان که نمی‌خواهد نامی از او برده شود، در گفت‌وگویی صمیمی می‌گوید: زندگی مشترکمان را با حضور در رزمایش جان‌فدا آغاز کرده‌ایم، چون دوست داشتیم شروع این مسیر تازه، با یک خاطره ماندگار از عشق به ایران و همراهی با انقلاب گره بخورد.
خنده شیرینی می‌زند و می گوید: ما هم مثل دیگر مردم این سرزمین، پای کشورمان ایستاده‌ایم و می‌خواهیم نشان دهیم که جوانان ایران برای دفاع از میهن و ارزش‌هایشان آماده‌اند.
با رژه نیروهای مسلح خیابان پاسداران بیرجند حال‌وهوایی دیگر به خود می‌گیرد؛ گام‌های منظم نیروها در کنار موج پرچم‌هایی که در دست مردم به اهتزاز درآمده‌اند، تصویری از هم‌نشینی اقتدار و همدلی می‌سازد.
هرچه آفتاب به افق نزدیک‌تر می‌شود و سایه غروب بر خیابان‌ها می‌افتد، بر شمار حاضران افزوده می‌شود. .. گویی شهر تازه در آغاز روایت است.
خانواده‌ها، جوانان و مردمی که هر کدام قصه‌ای برای آمدن دارند، همچنان به جمع می‌پیوندند و خیابان، لحظه‌به‌لحظه پرشورتر می‌شود.
غروب آرام‌آرام از راه می‌رسد، اما خیابان هنوز بیدار است؛ پرچم‌ها همچنان در اهتزازند و صدای جمعیت در فضای شهر می‌پیچد. انگار برای مردمی که بیش از ۲۰۰ شب، خیابان را به قرار ایستادگی بدل کرده‌اند، پایان روز به معنای پایان حضور نیست. قصه همدلی در خیابان پاسداران ادامه دارد، با قدم‌هایی که می‌آیند و عهدی که هر کس به زبان خودش روایت می‌کند.


نظرات شما