شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
سیاسی

از نگارش در زمان نوجوانی تا حضور در جبهه‌ها

از نگارش در زمان نوجوانی تا حضور در جبهه‌ها
پیام خراسان - رحیم مخدومی (نویسنده دفاع مقدس) نویسندگی و پژوهش در زمینه دفاع مقدس را از نگارش در زمان نوجوانی تا حضور در جبهه‌ها تجربه کرده است.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - رحیم مخدومی (نویسنده دفاع مقدس) نویسندگی و پژوهش در زمینه دفاع مقدس را از نگارش در زمان نوجوانی تا حضور در جبهه‌ها تجربه کرده است.

رحیم مخدومی (نویسنده دفاع مقدس) نویسندگی و پژوهش در زمینه دفاع مقدس را از نگارش در زمان نوجوانی تا حضور در جبهه‌ها تجربه کرده است.

پیام خراسان


این نویسنده دفاع مقدس در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما در برنامه کتاب هفته، از جزییات سال‌های فعالیت خود و کتاب‌های شاخصش سخن می‌گوید.
***
سوال: آقای مخدومی شما را به عنوان نویسنده کتاب‌های حوزه دفاع مقدس می‌شناسیم شما در زمان جنگ تحمیلی هم برای رزمندگان کتاب می‌خواندید و متن‌ها و نوشته‌هایتان را بازخوانی می‌کردید. از این ارتباط ادیبانه و اینکه چگونه شروع به کار کردید بفرمایید.
مخدومی: بنده، چون از دوران تحصیلات راهنمایی دست به قلم بودم و به کار نگارش علاقه داشتم باعث شد که در دوران دفاع مقدس هم در وصف این قهرمانان مطلب می‌نوشتم به روزنامه‌ها ارسال می‌کردم به این شکل ما در دوران دفاع مقدس با قلم کار می‌کردیم.
سوال: در بین کتاب‌های شما عنوانی است به نام فرماندهان ورود ممنوع که یک اسم متفاوتی دارد و زاویه جدیدی را در دفاع مقدس باز کرده، در مورد این کتاب توضیح می‌فرمایید.
مخدومی: این تصاویری که روی جلد شکل گرفته اینها ۳۰ نفر از فرماندهان تخریب دوران دفاع مقدس هستند.
فرماندهان تخریب یگان‌ها و لشکر‌ها بودند، چون همه اینها دوستان حاج قاسم عزیز بودند حاج قاسم سلیمانی کتاب را پیش از چاپ دادیم حاج قاسم و ایشان، یک یادداشت خیلی زیبایی نوشتند که ابتدای این کتاب یادداشت حاج قاسم است که بخش‌هایی از این را می‌خوانم: چه بگویم قلم از ترسیم عاجز، زبان از بیان قاصر و قلب از یاد آن غیرطاهر، تخریب یعنی جعفرزاده، اقبالی، طالبی، باقری، حسینی، اخلاصی یادگارانی که نامشان قلبم را می‌فشارد و یادشان ذکر روزانه‌ام است اسماء الحسنایی که خداوند به خلقتشان مباهات می‌کند و، اما عنوان فرماندهان ورود ممنوع، فرماندهان که مشخص است راجع به فرماندهان تخریب است ولی فرماندهان میدان ورود ممنوع، میدان مین میدان ورود ممنوع است.
سوال: یعنی اینها فرماندهان میدان‌های مین بودند؟
مخدومی: بله که ویژه بودند. بچه‌هایی که می‌رفتند تخریب واقعا جزو بچه‌های ویژه دوران دفاع مقدس بودند.
سوال: و کتاب دیگر شما «پروانه سوم» که الان اینجا است کتاب جدیدی هم است سال ۱۴۰۲ منتشر شده.
مخدومی: بله ما خیلی دوست داشتیم که در موضوع مدافعان حرم هم کاری انجام بدهیم شهید بزرگوار فرماندهی تیپ فاطمیون علیرضا توسلی قسمت ما شد که یک رمان برای نوجوان نوشتیم مصاحبه‌هایی گرفتیم خاطرات آنها جمع آوری شد و ماحصل شد این رمان پروانه سوم.
سوال: در بین کتاب‌های شما کتابی است با عنوان «یار کجاست»، موضوع این کتاب چیست؟
مخدومی: سفرنامه حج است که سال ۷۱ ما به اتفاق جمعی از هنرمندان که در حوزه هنری فعالیت داشتند ما این توفیق نصیبمان شد سفر حج مشرف شدیم و هر کسی کار خودش را انجام می‌داد فیلمساز فیلمش را می‌ساخت، عکاس عکس می‌گرفت و ما هم سفرنامه نوشتیم و شد یار کجاست که سال ۷۲ به چاپ رسید و این افتخار نصیب این حقیر شد که با چشمان مبارک امام شهیدمان تورقی شد و این کتاب خوانده شد و بر آن تقریظ نوشتند.
سوال: کتابی هم با عنوان «نرگس» دارید یعنی در گروه سنی کودک و نوجوان و کتاب دیگری در مورد دفاع مقدس جوانمردان پل باقرآباد، هدف و برنامه‌ریزی شما به عنوان یک نویسنده و ناشر در این زمینه چه بوده است؟
مخدومی: کودکان هم تشنه‌ترین مخاطب برای کتاب هستند و هم پذیرا‌ترین مخاطب، این یک بُعد قضیه است، بُعد دوم قضیه این است که بچه‌ها کتاب‌هایی که می‌خرند این را بایگانی نمی‌کنند می‌خوانند، می‌بینید بزرگسال چند سالی کتاب را گرفته در قفسه کتابخانه است ولی بچه‌ها اصلاً در راه می‌خوانند جدای از این تاثیری که بچه‌ها می‌گیرند اینها ماندگار می‌شود و در سینه بچه‌ها حک می‌شود به همین خاطر بنده بخشی از وقتم را ویژه کودکان گذاشتم، بخشی را برای نوجوان گذاشتم.
سؤال: و حالا برویم به سراغ یکی از مهمترین کتاب‌های شما کتاب «آقای ایرانشهر» که درباره تبعید رهبر شهیدمان است به شهرستان ایرانشهر یک مقدار از تجربه نگارش این کتاب بفرمایید؟
مخدومی: آقای ایرانشهر قصه هم آقای شهر ایرانشهر است و هم قصه آقای ایران بزرگ، ایرانشهر بزرگ، بنده وقتی که قرار شد کتاب آقای ایرانشهر یا خاطرات ۸ ماه تبعید آقای شهید در سال ۵۶ به ایرانشهر را بنویسم دیدم اگر خودم فضا را حس نکنم این کتاب، کتاب نخواهد شد.
سعی کردم مسیر‌هایی که آقا را دستگیر کرده بودند برده بودند این مسیر‌ها خودم طی بکنم بعضی از مسیر‌ها را آقا را با اتوبوس برده بودند من هم با اتوبوس طی کردم این مسیر را هر چند اتوبوس‌های حالا با اتوبوس دهه ۵۰ خیلی تفاوت دارد، اما اندکی من را نزدیک می‌کرد کمک می‌کرد که من حس بگیرم محلی که مکان اسکان تبعیدی‌ها از جمله آقای شهید بود و موجر صاحبخانه‌ای که این خانه را اجاره داده بود این‌ها همه را من رفتم پیدا کردم هم تبعیدی‌های آقا را پیدا کردم حالا بعضی‌ها به رحمت خدا رفته بودند و بعضی‌ها به شهادت رسیده بودند، اما این قصه را من سعی کردم بروم ببینم و حس بکنم و دیدم که خود این شد قصه، یعنی سفر بنده.
روی همین حساب، اسم این کتاب را نوشتم با مشورتی که با ناشر داشتیم «سفرنامه یک تبعید»، ما روایت تبعید حضرت آقا به ایرانشهر را در قالب یک سفرنامه نوشتیم و روز رونمایی اتفاق خیلی شیرینی افتاد. این تقریظی که امام شهید بر این کتاب داشت ما را دعوت کردند ایرانشهر.
قرار بود کتاب را رونمایی بکنند مراسم شروع شد بعد اطلاعی نداشتیم وسط مراسم، بچه‌های انتشارات که آمده بودند گوشی اینها زنگ خورد و خیلی خوشحال آمدند گفتند که حضرت آقا بر این کتاب تقریظ نوشته است و این تقریظ در همین مراسم باید رونمایی بشود که سخنران مراسم سردار فدوی بود ایشان این تقریظ را خواند و برای بنده ۴ تا از کتاب‌هایی که ما کار کردیم به جز یار کجاست؟، کتاب جَنگ پا پرهنه و آن کتاب جمعی که نوشتیم قصه فرماندهان، اینها مزین شدند به تقریظ امام شهید.
آخرین کتاب، کتاب «آقای ایرانشهر» بود.
سؤال: از رهبر شهیدمان یاد کردیم از اثرگذاری شان در حوزه کتاب بفرمایید؟
مخدومی: تنها شخصیتی که توانست کتاب را از انزوا نجات بدهد آقای شهید بود نمونه‌ها را مردم دیگر دیدند یک کتاب وقتی که توسط آقای شهید نام برده می‌شد تقریظ نوشته می‌شد کتاب گویا مفقود بوده تا به حال از انزوا خارج می‌شد استقبال عجیب مردم خوانش مردم بود ضریبی که به افزایش کتابخوانی داد ضریبی که کتاب را توانست در بین مردم در فرهنگ مردم جزو فرهنگ مردم، جزو آداب و رسوم مردم توانست راه بدهد نگاه ویژه آقای شهید بود در میان رهبران، ما نداشتیم کسی که حتی فاصله کمی داشته با شد از بعد کتابخوانی و از بعد فرهنگی، چون غالبا رهبران سیاسی هستند رهبران یا نظامی هستند یا سیاسی هستند ما نداریم رهبری که هم در آن دو تا بعد برجسته باشد و هم در بعد فرهنگی این چنین برجسته باشد آقای شهید ما در زمینه‌های مختلف توانست در جامعه رشد و تعالی ایجاد بکند جامعه را تربیت بکند درجه جامعه را بیاورد بالا، درجه آحاد جامعه را بیاورد بالا، اما برای ما تأثیری که در حوزه فرهنگ به ویژه در حوزه کتاب و به ویژه در حوزه کتاب دفاع مقدس گذاشت این خیلی منحصر‌به‌فرد بود آقا عنایت خیلی خاصی به کتاب دفاع مقدس داشت این را جزو ضروریات همه مردم می‌دانست و توصیه می‌کرد که همه مردم بخوانند شاید یکی از دلایلش این باشد که ما با این کتاب‌ها بچه هایمان را قهرمان پرورش می‌دهیم با این کتاب‌ها بچه‌ها را اهل ایستادگی، اهل مقاومت، نترس، شجاع، از لحاظ پاکدستی، از لحاظ ساده زیستی، چون رزمنده‌ها در یک مقطع خاص زندگی پیامبرگونه داشتند که اگر ما بچه هایمان سوق پیدا بکنند به سمت خواندن این کتاب، سیاستمدار‌ها اگر سوق پیدا بکنند اخلاقشان درست می‌شود.
رفتارشان درست می‌شود مراقبتشان در زندگی برای حلال و حرام بیشتر می‌شود به همین خاطر شاید یکی از دلایلی که آقا توصیه می‌کرد همه بخوانند این بود که تأثیر مثبت در حال همه می‌گذارد حال جامعه را خوش می‌کند.


نظرات شما