شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵
اجتماعی

ماجرای قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی در فریمان

ماجرای قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی در فریمان
پیام خراسان - خراسان/ عامل قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی، صبح بیست و هشتم مهر در حالی پای میز محاکمه ایستاد که به صراحت ارتکاب جنایت و دیگر اتهامات را پذیرفت. در این جلسه محاکمه ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - خراسان/ عامل قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی، صبح بیست و هشتم مهر در حالی پای میز محاکمه ایستاد که به صراحت ارتکاب جنایت و دیگر اتهامات را پذیرفت. در این جلسه محاکمه که به ریاست قاضی حجت‌الاسلام محمد شجاع‌‌پور فدکی و مستشاری قاضی امید عابدینی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی در مشهد برگزار شد، اب

خراسان / عامل قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی، صبح بیست و هشتم مهر در حالی پای میز محاکمه ایستاد که به صراحت ارتکاب جنایت و دیگر اتهامات را پذیرفت.
در این جلسه محاکمه که به ریاست قاضی حجت‌الاسلام محمد شجاع‌‌پور فدکی و مستشاری قاضی امید عابدینی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی در مشهد برگزار شد، ابتدا رئیس دادگاه با اشاره به احادیثی از بزرگان دین و آیاتی از کلام ا... مجید، راست‌گویی و صداقت را از نشانه‌های بارز مؤمن دانست و با تأکید بر این که «صداقت» تنها راه نجات است، به حاضران در جلسه دادگاه گفت: وظیفه قضات دادگاه در مقام بی‌طرفی، بررسی همه دلایل و اسناد پرونده و همچنین واکاوی دقیق ماجراست تا به اقناع وجدانی برسند. بنابراین همه افراد دخیل در پرونده را به راست‌گویی توصیه می‌کنم.
قاضی شجاع‌‌پور فدکی به آثار مخرب و بهره‌مندی نادرست از فضاهای مجازی هم اشاره کرد و افزود: متأسفانه برخی از شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای که در زمینه فروپاشی و تزلزل خانواده‌ها فعالیت می‌کنند، با ترفندهای خاص و به منظور ترویج بی‌بندوباری برای قطع ریشه‌های فرهنگ اصیل ایرانی و گسترش فرهنگ غربی همه تلاش خود را به کار می‌برند تا زمینه‌های بدگمانی را فراهم آورند و اعتماد و اطمینان در خانواده‌ها را متزلزل کنند.
این مقام با تجربه قضایی که به پرونده‌های جنایی زیادی با انگیزه‌های گوناگون رسیدگی کرده است، همچنین توصیه کرد: با آن که صداقت در گفتار و رفتار از صفات بسیار پسندیده است، اما وقتی بیان یک موضوع به جنجال، اختلاف و یا خدای ناکرده درگیری و سوءظن می‌انجامد، نباید آن ماجرا یا موضوع را بازگو کرد، حتی اگر آن سخن یا ماجرا حقیقت داشته باشد ...
پس از ارشاد و نصایح مقام قضایی، جلسه دادگاه رسمیت یافت و رئیس دادگاه با اشاره به محتویات کیفرخواست پرونده و طبق اعترافات متهم به قتل در مرحله بازپرسی و بازسازی صحنه جنایت گفت: متهم «اسماعیل‑ج» در نزد بازپرس پرونده اظهار داشته است: من در دوران نامزدی به همسرم سوءظن داشتم و احتمال می‌دادم با کسی رابطه نامتعارف دارد، ولی این موضوع را پیگیری نکردم تا این که با هم ازدواج کردیم و حاصل این ازدواج دختری ۴ ساله به نام ... است؛ اما این بدگمانی وقتی شدت گرفت که همسرم (حانیه) به مسافرت رفت. وقتی از سفر به خانه بازگشت، در صفحه اینستاگرام (اکسپلور) تصویری بدون روسری را از او دیدم و تصمیم عجولانه‌ای گرفتم. فرزندم را به خانه یکی از نزدیکانم بردم و به خانه‌ام بازگشتم. سپس به مشاجره لفظی با همسرم پرداختم و در همان حالت عصبانیت او را روی زمین انداختم و گلویش را آن‌قدر فشار دادم که تمام کرد. بعد هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم و مچ هر دو دستش را بریدم و بعد هم به روستای رباط سمنگان گریختم تا این که با راهنمایی پدرم خود را تسلیم قانون کردم ...
در همین حال و با دستور مقام قضایی، وکیل صاحبان خون با اشاره به اعترافات صریح متهم در مراحل بازپرسی و تحقیقات مقدماتی و همچنین نظریه پزشکی قانونی، تقاضای صدور قصاص نفس را خواستار شد.
در ادامه جلسه رسیدگی به این پرونده جنایی که پانزدهم خرداد سال گذشته در فریمان رخ داد، متهم به قتل ۳۳ ساله مقابل میز عدالت ایستاد و با معرفی کامل خود به سوالات قضات برجسته دادگاه پاسخ داد.
آیا قبل از این عکس، اختلاف دیگری نیز با هم داشتید؟
بله! چند ماه قبل از آن هم یک شب پیامکی به اشتباه از گوشی همسرم به گوشی من ارسال شد که قصد داشت برای فرد دیگری بفرستد. به او گفتم: این فرد دیگر کیست؟ ولی همسرم در پاسخ من گفت: من حوصله جر و بحث با شما را ندارم!
متن پیامک چه بود؟
در آن پیامک نوشته بود: «رفتم جای تکتم گریه کردم، زندگی‌ام مشکل دارد!» البته تکتم یکی از دوستان همسرم بود که با هم به سالن مچ‌اندازی و باشگاه پرورش‌اندام می‌رفتند.
آیا به جز این موارد، موضوع نامتعارفی را هم از همسرتان دیده بودید؟
نه! ولی پیامک فرستاده، حتماً چیزی بوده است.
چرا مچ دستانش را آن گونه بریدید؟
چون خیلی عصبانی بودم!
در این هنگام قاضی عابدینی (مستشار دادگاه) پرسید: آیا هیچ توجیه عقلانی وجود دارد که شما با وضع رقت‌انگیز و این گونه عمیق مچ دستان همسرتان را ببرید؟
در حالت عصبانیت این کار را انجام دادم.
ولی شما نقاطی از پیکر همسرتان را بریده‌اید که موجب شهرت او بود؟
عصبانی بودم!
در ادامه جلسه محاکمه، همچنین رئیس دادگاه از متهم پرسید:
بعد از قتل کجا رفتید؟
به منزل مادرم رفتم و به او گفتم زنم را کشته‌ام! ولی پدرم در خانه نبود.
دختر خردسالت را چه کردی؟
قبل از وقوع حادثه او را به خانه خاله‌ام بردم.
چه زمانی؟
سر شب بود! همسرم یا دانشگاه بود یا اوقاتش را در باشگاه می‌گذراند. در واقع فرزندم را مادرم بزرگ کرد.
پس چرا او را به خانه خاله‌ات بردی؟
دیگه بردم!
چاقو را از کجا برداشتی؟
همیشه ۴-۵ چاقو برای قصابی گوسفند روی یخچال می‌گذاشتیم. آن روز هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم.
اول کدام مچ همسرت را بریدی؟
یادم نیست.
پس قتل و صدمات و همچنین بریدن مچ دستان همسرت را قبول داری؟
بله!
سرش را هم محکم به زمین کوبیدی؟
بله! دو بار در همان حال عصبانیت سرش را به زمین کوبیدم.
در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده قتل بانوی قهرمان مچ‌اندازی، وکیل مدافع متهم نیز با بیان این که تا به حال موکلش ابراز ندامت و پشیمانی نکرده است، تلاش کرد تا این جنایت هولناک را به اعتقاد مهدورالدم ارتباط دهد، اما قضات دادگاه با طرح سوالاتی حقوقی و قضایی این ادعا را به چالش کشیدند. در همین حال قاضی شجاع‌پور فدکی توضیح داد: صحنه‌سازی با ادعای خودکشی، فرار از صحنه جنایت، محو آثار جرم، تصمیم قبلی برای ارتکاب قتل، بردن کودک به مکان دیگر، بریدن مچ دستان مقتوله، تسلیم شدن وی بعد از نصیحت و راهنمایی‌های پدر، تماس نگرفتن با پلیس ۱۱۰ و ... با آنچه که اعتقاد به مهدورالدم بیان می‌شود، کاملاً در تضاد و تقابل است.
بنابراین گزارش، پس از واکاوی‌های قضایی و تخصصی در این پرونده جنایی، قضات برجسته دادگاه وارد شور شدند تا رأی خود را در مهلت قانونی صادر کنند.

پیام خراسان


نظرات شما