پیام خراسان - خراسان/ مردی که رفیق قدیمی خود را هنگام «شکار در کوهستان» با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، در ادامه تحقیقات قضایی اعتراف کرد: دوستم به قلمرو شکار من آمده بود که بر سر همین موضوع با یکدیگر به مشاجره پرداختیم و من هم با سلاح شکاری به سوی او شلیک کردم. مرد ۶۱ سالهای به نام «یوسف-خ» که برای شکار حیوانا
خراسان / مردی که رفیق قدیمی خود را هنگام «شکار در کوهستان» با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، در ادامه تحقیقات قضایی اعتراف کرد: دوستم به قلمرو شکار من آمده بود که بر سر همین موضوع با یکدیگر به مشاجره پرداختیم و من هم با سلاح شکاری به سوی او شلیک کردم.
مرد ۶۱ سالهای به نام «یوسف-خ» که برای شکار حیوانات به کوههای روستای تبادکان میرفت، از پنجم آبان سال گذشته بهطور ناگهانی در کوهستان گم شد و خانوادهاش با نگرانی موضوع را به پلیس گزارش دادند؛ در حالی که تعدادی از نزدیکان و اطرافیان مرد شکارچی نیز به جستوجو در مسیرهای صعبالعبور کوهستان پرداختند تا شاید اثری از او به دست آورند. در همین حال، برخی از اهالی روستای تبادکان که متوجه ماجرا شده بودند، سرنخهای مهمی را به پلیس دادند و اظهار داشتند که «یوسف» را در نزدیکی کوههای سنگی و صعبالعبور دیدهاند.
با این سرنخ، جستوجوها برای یافتن «شکارچی کوهستان» در نقاط کور و مسیرهای سخت کوهستان ادامه یافت تا اینکه بالاخره، خاکهای نرم و دستخوردهای در زیر شکاف سنگی یک کوه نمایان شد. طولی نکشید که کندوکاو در محل مذکور به جسدی رسید که بخشی از لباسهای وی از زیر خاک بیرون زده بود.
با کشف جسد دفنشده «شکارچی»، بیسیمهای پلیس به صدا درآمد و ماجرای یک جنایت احتمالی به قاضی ویژه قتل عمد گزارش شد. با توجه به اهمیت موضوع، قاضی دکتر صادق صفری شبانه به طرف کوههای تبادکان حرکت کرد و پس از طی مسافت حدود ۵۰ کیلومتری و عبور از مناطق سخت و جادههای خاکی، بالاخره به محل کشف جسد رسید.
وقتی مشخص شد «شکارچی کوهستان» با شلیک گلوله از سلاح شکاری به قفسه سینهاش به قتل رسیده است، ادامه تحقیقات به روز بعد موکول شد و در حالی که یک هفته از مرگ دلخراش «مرد کوهستان» میگذشت، فرضیههای جنایی مورد کنکاشهای تخصصی قرار گرفت. خیلی زود نوک تحقیقات به سوی مردی از اهالی روستای تبادکان نشانه رفت که حدود ۴۰ دقیقه بعد از خروج شکارچی کوهستان از روستا، او نیز در مسیر حرکت وی قرار گرفته و هر دو نفر به سوی «شکارگاه کوهستانی» رفته بودند. در همین حال، تعدادی از مردان کوهستان نیز او را در حال بیرون آوردن قلوهسنگی بزرگ از دل کوه دیده بودند؛ ولی «علیاکبر-ص» (شکارچی موتورسوار) به آنها گفته بود قلوهسنگها را برای امور ساختمانی و بنایی نیاز دارد.
با به دست آمدن این سرنخهای مهم، بلافاصله قاضی صفری دستور بازداشت مرد ۵۴ ساله را صادر کرد و بدین ترتیب بررسیهای قضایی برای کشف راز این جنایت هولناک وارد مرحله جدیدی شد؛ اما «علیاکبر» خود را بیگناه میدانست و مدعی بود نقشی در قتل رفیق قدیمی خود ندارد. با این وجود، قاضی باتجربه ویژه قتل عمد که تردیدی نداشت مرد ۵۴ ساله شکارچی حقیقت موضوع را پنهان میکند، دستورهای محرمانهای را برای رمزگشایی از این ماجرای تکاندهنده صادر کرد و به همین خاطر گروه تخصصی کارآگاهان جنایی به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) شگرد بازجوییها را تغییر دادند. متهم که دیگر در برابر اسناد و مدارک موجود راه گریزی نداشت، بالاخره لب به اعتراف گشود و قتل رفیق قدیمی و همروستایی خودش را پذیرفت؛ اما هنوز انگیزه وی برای ارتکاب این جنایت هولناک پنهان بود. به همین دلیل دوباره قاضی شعبه ۲۵۵ عمومی و انقلاب به همراه گروه کارآگاهان به سوی محل کشف جسد در کوهستان حرکت کردند و با راهنمایی متهم، سلاح شکاری مقتول را نیز به دست آوردند که در نزدیکی محل دفن جسد و زیر خاک پنهان کرده بود.
از سوی دیگر، بازسازی صحنه قتل نیز در محل پلیس آگاهی مشهد در حضور قاضی دکتر صادق صفری انجام شد و «علیاکبر-ص» جزئیات و چگونگی شلیک از فاصله نزدیک به شکارچی کوهستان را شرح داد و روانه زندان شد.
وقتی نظر کارشناس سلاح برای تحقیق درباره زاویه شلیک و اصابت گلولههای کشنده از سلاح شکاری و همچنین نظریه دقیق پزشکی قانونی به شعبه ویژه پروندههای جنایی رسید، باز هم بررسیهای تخصصی به منظور تکمیل تحقیقات قضایی ادامه یافت و با تأیید سلامت روانی متهم، این پرونده جنایی در مرحله صدور کیفرخواست قرار گرفت.
در نهایت، عامل این قتل مسلحانه پس از آن که زوایای پنهان این ماجرای وحشتناک را لو داد، درباره انگیزه خود نیز گفت: آن روز وقتی «یوسف» برای شکار به کوهستان رفت، من هم سوار بر موتورسیکلت به آنجا رفتم، چرا که هر دو نفرمان شکارچی بودیم و رفاقت دیرینه با هم داشتیم؛ بهطوری که مدتی قبل حتی قرار بود او سلاح دولول شکاری را به من بفروشد! ولی آن روز من به او اعتراض کردم که به محدوده شکارگاهی من آمده است! به همین دلیل مشاجره لفظی کوتاهی بین ما شروع شد که من هم عصبانی شدم و از فاصله نزدیک با سلاح شکاری خودم به سوی او شلیک کردم. وقتی فهمیدم گلولهها به پیکرش اصابت کرده و جان باخته است، ترسیدم و جسد او را در نقطه کور کوه دفن کردم.
با تکمیل تحقیقات در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد و تأیید کیفرخواست از سوی قاضی دکتر یونس مصباح (قاضی اظهار نظر)، این پرونده جنایی به دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد تا دیگر مراحل دادرسی را طی کند.

