سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
گفتگو

روایت احیای قنات میل‌گز در کنار پیرمرد جانفدا

روایت احیای قنات میل‌گز در کنار پیرمرد جانفدا
پیام خراسان - دست‌هایش می‌لرزید؛ نه فقط از پیری، که انگار سال‌ها خشکسالی و چشم‌انتظاری هم بر لرزش آن‌ها سنگینی می‌کرد. کنار قناتی ایستاده بود که چند روزی می‌شد، جهادگران برای احیا و مرمتش دست به کار شده بودند.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - دست‌هایش می‌لرزید؛ نه فقط از پیری، که انگار سال‌ها خشکسالی و چشم‌انتظاری هم بر لرزش آن‌ها سنگینی می‌کرد. کنار قناتی ایستاده بود که چند روزی می‌شد، جهادگران برای احیا و مرمتش دست به کار شده بودند.

به گزارش روابط عمومی استانداری خراسان جنوبی، دست‌هایش می‌لرزید؛ نه فقط از پیری، که انگار سال‌ها خشکسالی و چشم‌انتظاری هم بر لرزش آن‌ها سنگینی می‌کرد. کنار قناتی ایستاده بود که چند روزی می‌شد، جهادگران برای احیا و مرمتش دست به کار شده بودند. هر روز می‌آمد، سراغ کار را می‌گرفت و کنار جهادگران می‌ایستاد و دعای خیرش را بدرقه تلاش آن‌ها می‌نمود.
وقتی از او پرسیدم: حاجی، راضی هستی که قنات دارد احیا می‌شود؟ نگاهی به من کرد و گفت: ده سال جوان شدم! این جمله را پیرمردی در روستای میل‌گز شهرستان نهبندان گفت؛ روستایی در دل کویر و در منطقه‌ای که آب، فقط یک امکان برای کشاورزی نیست؛ گاهی مرز میان ماندن و رفتن است.
یک نخل، چند زمین تشنه و امیدی که هنوز زنده است
در میل‌گز، خشکسالی رمق زمین را گرفته بود و از رونق گذشته، نشانی چندانی به چشم نمی‌آمد. در دامنه کوه، یک نخل تنها ایستاده بود، تصویری که برای من به نماد استقامت این روستا تبدیل شد. انگار در میان خشکی و دشواری، هنوز چیزی بود که تسلیم نشده بود.
بالاتر، قنات میل‌گز قرار داشت؛ قناتی که کاهش آبدهی آن را تا مرز خشک‌شدن پیش برده بود. کم‌شدن آب، فقط به معنای خشک‌شدن یک مسیر زیرزمینی نبود، زندگی خانواده‌هایی به آن وابسته بود که روزگارشان را با کشاورزی می‌گذراندند.
چند روزی بود که جهادگران برای احیای این قنات تلاش می‌کردند، کاری برای بازگرداندن آب به مسیری که می‌توانست دوباره زمین‌های تشنه پایین‌دست را سیراب کند، اما آنچه در این بازدید بیش از هر چیز در ذهنم ماند، نه حجم عملیات عمرانی بود و نه برآورد هزینه‌ها؛ پیرمردی بود که هر روز می‌آمد و با دستان لرزانش، چشم‌انتظار نتیجه تلاش جهادگران می‌ماند.
وقتی از سال‌های زندگی‌اش در روستا گفت، از خشکسالی و تلف‌شدن دام‌ها به دلیل بی‌آبی، می‌شد فهمید این آب برای او چه معنایی دارد. می‌گفت خدا خیرتان بدهد که در این شرایط به داد ما رسیدید، از وقتی آمده‌اید، چشمم روشن شده است، و دوباره همان جمله را تکرار می‌کرد: «ده سال جوان شدم!»
تفنگ ندارم، اما می‌توانم راه را برای جوان‌ها باز کنم
گفتگو با پیرمرد به جایی رسید که معنای این بازدید را برایم تغییر داد. او از پویش جانفدا گفت و اینکه نامش را برای پیوستن به آن نوشته است. با خودم فکر کردم مردی با این سن‌وسال و دستانی که حتی هنگام حرف‌زدن می‌لرزند، چگونه می‌خواهد در چنین مسیری قدم بردارد؟ انگار پرسش ناگفته‌ام را فهمیده باشد، با زبانی ساده گفت که تفنگ ندارد، اما می‌تواند راه را باز کند تا چند جوان جلو بروند و از کشور و مرزشان دفاع کنند. همان‌جا بود که فهمیدم برای او، احیای قنات و دفاع از سرزمین، دو موضوع جدا از هم نیستند.
او در تمام این سال‌ها با خشکسالی ساخته، دشواری زندگی در روستا را تحمل کرده و حالا، با وجود کهولت سن، هنوز خودش را از مسئولیت در برابر سرزمینش جدا نمی‌داند و هنوز می‌خواهد سهمی داشته باشد، حتی به اندازه بازکردن راه برای جوان‌ترها! حرفش در ذهنم ماند: تفنگ ندارم، اما می‌توانم راه را برای جوان‌ها باز کنم.
راهی که آب باز می‌کند، راهی که جوان‌ها ادامه می‌دهند
وقتی از روستا برمی‌گشتم، مدام به حرف‌های آن پیرمرد فکر می‌کردم. به نخل تنهایی که بر دامنه کوه ایستاده بود، زمین‌هایی که تشنه مانده بودند و قناتی که حالا برای بازگشت آب به آن تلاش می‌شد. با خودم فکر کردم آب می‌تواند زمین‌های پایین‌دست را دوباره به چرخه تولید برگرداند، به کشاورزان امید بدهد و زمینه ماندگاری خانواده‌هایی را فراهم کند که زندگی‌شان با این روستا گره خورده، شاید جوانی که امروز به دلیل خشکسالی و دشواری معیشت به رفتن فکر می‌کند، فردا با دیدن زمین آباد و امکان کسب‌وکار، تصمیم دیگری بگیرد.
حالا بهتر می‌فهمیدم چرا آن پیرمرد هر روز به قنات سر می‌زد و چرا احیای آن را تا این اندازه جدی می‌گرفت. او فقط منتظر آب نبود، چشم‌انتظار جان‌گرفتن دوباره بخشی از زندگی روستایش بود، و شاید میان حرف‌هایش، معنای عمیق‌تری هم نهفته بود: آبادانی و پاسداری از سرزمین، مسئولیت‌هایی جدا از هم نیستند. یکی با بازگرداندن آب به زمین، راه ماندن را هموار می‌کند و دیگری با قدم‌گذاشتن در مسیر دفاع، از سرزمین و مردمانش پاسداری می‌کند.
پ. ن؛ برای پروژه احیا و مرمت قنات میل‌گز شهرستان نهبندان، عملیات کول‌گذاری به طول ۲۰۰ متر، اصلاح و مرمت سرگشا به طول ۳۵ متر و طوقه‌چینی با اعتباری بالغ بر ۱۵ میلیارد ریال اجرا شده است. درحال حاضر ۱۵ خانوار در روستای میل‌گز سکونت دارند و ۳۰ خانوار دیگر نیز با وجود سکونت در شهرستان نهبندان، در این روستا به فعالیت کشاورزی مشغولند.

پیام خراسان

خراسان جنوبی

پیام خراسان

خراسان جنوبی

پیام خراسان

خراسان جنوبی

پیام خراسان

خراسان جنوبی

پیام خراسان

خراسان جنوبی


نظرات شما