سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
گفتگو

خشک شدن پارک چیتگر فقط ناشی از خشکسالی نیست

خشک شدن پارک چیتگر فقط ناشی از خشکسالی نیست
پیام خراسان - ایسنا/ فعال حوزه تولید نهال و جنگلکاری با بیان اینکه خشکیدگی پارک چیتگر را نمی‌توان صرفاً به خشکسالی یا ویژگی‌های خاک نسبت داد و موضوع مدیریت نیز در آن نقش ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - ایسنا / فعال حوزه تولید نهال و جنگلکاری با بیان اینکه خشکیدگی پارک چیتگر را نمی‌توان صرفاً به خشکسالی یا ویژگی‌های خاک نسبت داد و موضوع مدیریت نیز در آن نقش داشته است، گفت: نگهداری پارک‌های جنگلی مانند چیتگر، لویزان و سرخه‌حصار نباید پس از چند سال آبیاری متوقف شود و تأمین مستمر سهم آب مورد نیاز درختان این عرصه‌ها ضروری است.
مصطفی خوشنویس روز سه‌شنبه ۱۲ آبان در نشست تخصصی چالش‌های درختکاری در ایران که در دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در کرج برگزار شد، با بیان اینکه انتخاب گونه مهمترین اصل در دستیابی به نتایج مطلوب در عملیات احیاست، اظهار کرد: در جنگلکاری باید از دو الگو شامل الگوی مکانی و الگوی زمانی پیروی کنیم. الگوی مکانی مشخص می‌کند که در هر نقطه چه گونه‌ای باید انتخاب شود و برای این منظور، بررسی پوشش گیاهی اطراف منطقه می‌تواند گونه‌های سازگار با آن عرصه را معرفی کند.
وی ادامه داد: نمی‌توان فراتر از ظرفیت‌هایی که طبیعت برای یک منطقه تعریف کرده است، اقدام کرد. اگر عملیات احیا با استفاده از گونه‌های بومی همان منطقه انجام شود، احتمال موفقیت آن افزایش می‌یابد. در کشور بیش از ۶۷۰ گونه و زیرگونه بومی وجود دارد که می‌توانند مبنای مناسبی برای تأمین بذر و اجرای طرح‌های احیا باشند.
این فعال حوزه تولید نهال و جنگلکاری با تأکید بر ضرورت حفظ ویژگی‌های طبیعی اکوسیستم‌ها عنوان کرد: نمی‌توان انتظار داشت یک مرتع را به جنگل تبدیل کنیم. مرتع باید مرتع باقی بماند و بیابان نیز اکوسیستم خاص خود را دارد. نمی‌توان با تزریق آب و اقدامات دیگر، بیابان را به جنگل تبدیل کرد. باید بیابان را به عنوان بیابان حفظ کنیم و در مناطقی که استعداد جنگلکاری دارند و سابقه جنگلی داشته‌اند، عملیات احیا را انجام دهیم.
وی با اشاره به اهمیت مطالعات پیش از اجرای طرح‌های جنگلکاری افزود: در بسیاری از مناطق کشور گونه‌های مناسب برای هر عرصه شناسایی شده‌اند و انجام مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی منابع موجود می‌تواند به انتخاب درست گونه کمک کند.
خوشنویس درباره الگوی زمانی جنگلکاری نیز بیان کرد: پس از تعیین گونه و عرصه مناسب، باید زمان‌بندی تأمین بذر و تولید نهال نیز مشخص شود. برای مثال، اگر قرار است در منطقه‌ای از دامنه‌های البرز جنگلکاری انجام شود، باید از پنج تا شش سال قبل برای تهیه بذر و تولید نهال برنامه‌ریزی کرد تا در زمان اجرای طرح، نهال مناسب با سن مطلوب در اختیار باشد.
وی با اشاره به ضرورت تناسب تراکم درختکاری با میزان بارندگی و ظرفیت خاک بیان کرد: نمی‌توان در همه مناطق کشور تراکمی مشابه جنگل‌های شمال در نظر گرفت. میزان بارندگی هر منطقه در تعیین تراکم پوشش گیاهی نقش دارد و باید مجموع پایه‌های بوته‌ای، درختچه‌ای و درختی متناسب با ظرفیت منطقه باشد تا خاک با کمبود آب مواجه نشود. در واقع، ذخیره آب خاک یکی از عوامل تعیین‌ کننده در تعداد پایه‌هایی است که می‌توان در هر عرصه کاشت.
این فعال حوزه تولید نهال و جنگلکاری با تأکید بر اهمیت شناسایی درختان کهنسال و شاخص در طبیعت خاطر نشان کرد: تاکنون بیش از سه هزار درخت کهنسال از ۶۳ گونه مختلف در کشور شناسایی شده‌اند که برخی از آنها بیش از پنج هزار سال قدمت دارند. این درختان در طول سالیان متمادی، شرایط مختلف اقلیمی از جمله خشکسالی، ترسالی، سرمای شدید و سال‌های پربارش را پشت سر گذاشته‌اند و ظرفیت ژنتیکی مناسبی برای سازگاری با تنش‌های محیطی دارند.
وی افزود: اگر این پایه‌های شاخص شناسایی و تکثیر شوند، می‌توان از آنها برای بازگرداندن پایه‌های مقاوم و سازگار به طبیعت استفاده کرد. بنابراین پایش و شناسایی دقیق‌تر درختان کهنسال و قوی در هر منطقه باید مورد توجه قرار گیرد.
خوشنویس با اشاره به ضرورت استفاده از بذر و اکوتیپ‌های بومی هر منطقه اظهار کرد: حتی پس از انتخاب یک گونه، باید بذر آن از اکوتیپ همان منطقه تأمین شود. نمی‌توان بذر یک گونه را از مناطق زاگرس برای خراسان یا از خراسان برای هرمزگان استفاده کرد. زیرا پایه‌های هر منطقه ویژگی‌های سازگاری خاص خود را دارند و باید برای همان منطقه مورد استفاده قرار گیرند.
وی همچنین بر ضرورت توجه به مشارکت جوامع محلی در حفاظت و توسعه منابع طبیعی تأکید کرد.
این فعال حوزه تولید نهال و جنگلکاری در ادامه با اشاره به خشکیدگی درختان در برخی فضاهای سبز شهری گفت: خشکیدگی پارک چیتگر را نمی‌توان صرفاً به خشکسالی یا ویژگی‌های خاک نسبت داد و موضوع مدیریت نیز در آن نقش داشته است. پارک‌هایی مانند چیتگر، لویزان و سرخه‌ حصار به عنوان کمربند سبز ایجاد شده‌اند و قرار نبوده است پس از سه تا پنج سال آبیاری، نگهداری آنها متوقف شود. بلکه باید سهم آب مورد نیاز درختان این عرصه‌ها به صورت مستمر تأمین می‌شد.
وی با تأکید بر اینکه در یک بحران قرار گرفته‌ایم افزود: تغییرات اقلیمی و خشکسالی تنها فضای سبز شهری را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه حتی جنگل‌های طبیعی را نیز با مشکل مواجه کرده است. برای نمونه، در جنگل‌های ارس منطقه میانکوه، امین‌آباد فیروزکوه و مناطق اطراف، شمار زیادی از درختان به دلیل شرایط خشکی از بین رفته‌اند.
خوشنویس خاطرنشان کرد: در عرصه‌هایی که به عنوان کمربند سبز ایجاد شده‌اند، تأمین سهم آب مورد نیاز درختان ضروری است و صرف بومی یا غیربومی بودن گونه نمی‌تواند جایگزین نیاز آبی آن شود. حتی اگر گونه‌هایی مانند کاج، داغداغان یا ارغوان خارج از رویشگاه اصلی خود کاشته شوند، باید آب مورد نیاز آنها تأمین شود؛ در غیر این صورت پایداری آنها تضمین نخواهد شد.
اجرای طرح‌های درختکاری باید با ظرفیت اکولوژیک و پذیرش جوامع محلی همراه باشد
حامد جنیدی، عضو هیئت علمی گروه مهندسی جنگلداری و اقتصاد جنگل، در ادامه این نشست تخصصی اظهار کرد: در اجرای طرح‌های جنگلکاری و توسعه پوشش گیاهی، دانش از طریق گردآوری اطلاعات و تحلیل آنها به ما کمک می‌کند ظرفیت اکولوژیک هر منطقه را بشناسیم. در واقع، نخستین گام در ایجاد پوشش گیاهی، تعیین پتانسیل اکولوژیک منطقه است.
وی افزود: در این زمینه دو رویکرد وجود دارد؛ نخست اینکه با ظرفیت موجود منطقه سازگار شویم و بپذیریم در منطقه‌ای با بارندگی ۱۰۰ میلی‌متر، همان ظرفیت طبیعی مبنای برنامه‌ریزی قرار گیرد و دوم اینکه با استفاده از روش‌های مختلف، ظرفیت‌های جدیدی برای توسعه پوشش گیاهی ایجاد کنیم.
جنیدی با تأکید بر ضرورت توجه به خرد در کنار دانش تخصصی ادامه داد: خرد مفهومی فراتر از دانش است و به ما می‌گوید انجام یک اقدام تا چه اندازه ضرورت دارد. خرد، سود و زیان و پیامدهای اقدامات را ارزیابی می‌کند و مشخص می‌کند آیا ایجاد ظرفیت‌های جدید با هزینه‌های مورد نیاز آن توجیه دارد و آیا آمادگی تأمین این هزینه‌ها در سال‌های آینده وجود دارد یا قرار است پس از یکی دو دوره آبیاری، عرصه رها شود.
این عضو هیئت علمی با بیان اینکه باید میان درختکاری در مناطق شهری و حاشیه‌ای با عملیات در عرصه‌های منابع طبیعی تمایز قائل شد، مطرح کرد: ایجاد پوشش گیاهی در اراضی شهری، حاشیه شهرها، اتوبان‌ها و خطوط ریلی با پروژه‌های منابع طبیعی تفاوت دارد. برای مثال، اگر منطقه‌ای در معرض هجوم ماسه‌های روان باشد و خطوط ریلی را تهدید کند، ممکن است ایجاد پوشش گیاهی با هر میزان هزینه ضرورت پیدا کند. اما در عرصه‌های منابع طبیعی الزاماً چنین رویکردی قابل تعمیم نیست و باید شرایط و ضرورت‌های هر منطقه بررسی شود.
وی در ادامه بر ضرورت جلب مشارکت جوامع محلی تأکید کرد و افزود: در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست، نیروی انسانی و امکانات اجرایی محدود است و همراهی مردم می‌تواند در تولید، حفاظت و نگهداری پوشش گیاهی نقش مؤثری داشته باشد. اگر جامعه محلی قانع نشود و اقدامات ترویجی مؤثری انجام نگیرد، اجرای طرح‌ها و حفاظت از آنها با مشکل مواجه خواهد شد.
جنیدی با اشاره به تجربه‌ای در جنوب کشور، محدوده جاسک، اظهار کرد: در این منطقه، جامعه محلی گیاه سُم را گیاهی ارزشمند می‌دانست و برای حفاظت از نهال‌های تازه‌ کاشته ‌شده آن، از تورهای ماهیگیری استفاده می‌کرد تا بزها به نهال‌ها آسیب نرسانند و فرصت رشد و تنومند شدن پیدا کنند. این نمونه نشان می‌دهد همراهی و مشارکت مردم محلی تا چه اندازه می‌تواند در حفاظت از پوشش گیاهی مؤثر باشد.
وی در مقابل به برخی مشکلات نگهداری از جنگلکاری‌های جنوب کرج اشاره کرد و گفت: در برخی از این عرصه‌ها، گیاهان شبانه قطع می‌شوند و برای مصارف دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرند. موضوعی که ضرورت توجه به مشارکت و همراهی جوامع محلی در حفاظت از طرح‌های درختکاری را نشان می‌دهد.
همچنین حمیدرضا عباسی رییس بخش بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع نیز با اشاره به اینکه در حوزه منابع طبیعی متولی مشخصی برای بررسی خاک‌های این عرصه‌ها وجود ندارد، اظهار کرد: در حالی که موسسه تحقیقات خاک و آب کشاورزی مطالعات خوبی در این زمینه انجام می‌دهد، خاک‌های منابع طبیعی نیز به بررسی‌های تخصصی نیاز دارند.
این عضو هیئت علمی با بیان اینکه پیش از جنگلکاری باید ویژگی‌های خاک هر عرصه شناسایی شود، به تفاوت شرایط خاک در محدوده دشت سیلابی تهران، سازند قرمز قم و آبرفت‌های دیرگچی اشاره کرد و گفت: در برخی خاک‌ها به دلیل نفوذناپذیری، حتی گونه‌هایی مانند گز و تاغ نیز به سختی مستقر می‌شوند، اما در برخی عرصه‌ها با شکستن لایه محدود کننده خاک، امکان استقرار این گونه‌ها وجود دارد.
وی با اشاره به اختلاف نظر درباره حداقل میزان بارندگی لازم برای استقرار پوشش گیاهی در مناطق خشک بیان کرد: برخی این میزان را ۵۰ میلی‌متر، برخی ۸۰ میلی‌متر و برخی دیگر ۱۰۰ میلی‌متر در سال می‌دانند. با این حال در مناطقی مانند کویر لوت که بارندگی بسیار محدود است، اساساً امکان اجرای جنگلکاری وجود ندارد.
وی با بیان اینکه بخشی از بحران‌های ایجاد شده در اکوسیستم‌ها ناشی از عوامل انسانی است، به تغییر شیوه آبیاری در باغ فین کاشان و افزایش شوری خاک و آسیب به گونه‌های گیاهی اشاره کرد و افزود: در کانون‌های گرد و غبار نیز عوامل انسانی می‌توانند شرایط را تشدید کنند. از جمله در صالحیه که مداخلات انسانی در تشدید این وضعیت نقش داشته است.
این عضو هیئت علمی با تأکید بر اینکه هدف از اجرای طرح نیز باید از ابتدا مشخص باشد، افزود: کنترل ریزگردها، ایجاد فضای سبز شهری و احیای پوشش گیاهی در عرصه‌های طبیعی، هرکدام شرایط و الزامات متفاوتی دارند.
وی در ادامه با اشاره به هزینه‌های ناشی از طوفان‌های گرد و غبار برای خانوارها اظهار کرد: برآورد ما نشان می‌دهد هر خانواده پس از وقوع یک طوفان گردوغبار، حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تا سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای شست و شوی خودرو، تعویض فیلترها و نظافت منزل هزینه می‌کند.
وی همچنین با تأکید بر ضرورت تعیین تراکم کاشت بر اساس هدف پروژه و شرایط منطقه بیان کرد: درباره میزان تراکم مناسب در عرصه‌های بیابانی دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و برخی متخصصان فرسایش بادی، پوشش ۱۵ درصدی و برخی دیگر پوشش ۴۰ درصدی را کافی می‌دانند. بنابراین تراکم کاشت نیز باید بر اساس مطالعات علمی و هدف هر پروژه تعیین شود.


نظرات شما