پیام خراسان - مجموعه داستان «کادیلاک چپی»، تلاشی است برای نمایاندن بحرانهای خفته، از نگاه نویسندگانی که ترجیح دادهاند واقعه تسخیر سفارت را نه از بالا، بلکه از زاویههای متکثر و انسانی روایت کنند.
مجموعه داستان «کادیلاک چپی»، تلاشی است برای نمایاندن بحرانهای خفته، از نگاه نویسندگانی که ترجیح دادهاند واقعه تسخیر سفارت را نه از بالا، بلکه از زاویههای متکثر و انسانی روایت کنند.

محمدقائمخانی، نویسنده یکی از داستانهای این مجموعه در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما ، گفت: کادیلاک چپی را ۸ نویسنده نوشتهاند، مجموعه داستان «کادیلاک چپی» که کاری انتشارات سوره مهر است، از آن دست آثار روایی است که به جای بسنده کردن به روایتهای رسمی و یکبعدی، از زاویهای نو و چندصدایی به سراغ یکی از پرالتهابترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، یعنی روزهای تسخیر سفارت آمریکا رفته است.
وی افزود: کادیلاک چپی عنوان یکی از داستانهای این مجموعه است که یادآور رویکرد چپ گرایانه ضدامپیالیستی تسخیر سفارت آمریکاست، همزمان قصه به نحوی پیش میرود که کلمه چپ به عنوان وصف ماشین کادیلاک استفاده میشود که به پایان داستان هم اشاره دارد. این کتاب در یک ساختار قصهگویی ماجرامحور، وضعیت خاص کسانی که راحت دل میبندند را به نمایش درآورد و بحران واقعی خفته در تصمیمات به ظاهر ساده را آشکار می سازد.
قائم خانی گفت: گردآوری مجموعه داستانها در کتاب تنها ناظر به موضوع قصههاست، و هر نویسنده طرح خودش را از موضوع با زبان خودش و نگاه روایی خاص خودش نوشته است. شاید همین رویکرد باعث شود از نظر بعضی خوانندگان، وحدت روایی کتاب خدشهدار شده و پیوست روایت موضوع از دست برود. اگر چنین اتفاقی برای مخاطب نیفتد و تا انتها با داستانها همراه شود، احتمالا تجربه نگاه کردن به موضوع تسخیر سفارت آمریکا از ابعاد گوناگون را پیدا خواهد کرد.
وی افزود: روش ما اعتماد به نویسندگانی بود که از آنها برای نگارش کتاب دعوت کردیم. بیش از دو برابر تعداد داستانهای کتاب، نویسنده دعوت شدند تا حین بازدید از موزه استکبارستیزی، روایت تسخیر سفارت را بشنوند. از میان آنها افراد فعلی با موضوع ارتباط برقرار کردند و به طرح داستانی رسیدند. نگاهها چنان متفاوت بود که از همان طرح اولیه، تفاوت آشکار روایتها مشخص شد و نیازی به جداسازی حیطه داستانپردازی به وجود نیامد، دوستان داستانشان را نوشتند و حاصل کار به چنین نتیجهای رسید.
قائم خانی گفت: داستان بنده به شخصی میپردازد که از ماجرای عمومی تسخیر سفارت فاصله دارد و به جهان نیروهای بیگانه نزدیک است. به همین خاطر با نیروهای سفارت کانادا همکاری میکند، نه به خاطر منافع، بلکه از سر دلبستگی و اعتماد. قصد من پیگیری سرنوشت این سطح از اعتماد بین دو نفر در متن شبکه قدرت منطقهای و جهانی است. جایی که موضعهای رسمی و مرزبندیهای جامعه، معنایی در جهان شخصی فرد ندارند و داوریها بر اساس ارزشهای خود او و معطوف به اهداف شخصی انجام میشود. همراهی با او قرار است هم پیچیدگیهای تصمیمات انسانی را مشخص کند، هم پیچیدگی شبکه قدرت حاکم برروابط بینالملل را نشان دهد.
وی افزود: مهمترین نگاه مشترک نویسندگان در پرداخت این داستانها، مسأله مهاجرت است. در نگاه اول، عموم افراد در سال ۱۳۵۸ که با ماجرای تسخیر سفارت آمریکا درگیرند، دغدغه مهاجرت ندارند، اما چرخشهای جامعه در دهههای بعدی و سوالاتی که تصمیمات شخصی آدمها را به گونهای متفاوت با دهه شصت شکل میدهند، بسیاری از نویسندگان کتاب را نسبت به موضوع مهاجرت کنجکاو کرده است. در بعضی داستانها این موضع شفاف است و مهاجرت در کانون داستان قرار دارد، در برخی هم به پسزمینه رفته است تا از جایی پنهانتر حادثهها را شکل بدهد. این کتاب میتواند گفتاری از ماجرای تسخیر سفارت آمریکا برای جهان امروز باشد، چون محل اقامت و سکونت در یک کشور، خود به پدیده مهم و حساسیتبرانگیزی تبدیل شده است.