چهارشنبه ۱۷ دي ۱۴۰۴
ورزشی

روزهای تلخ نیمار؛ او می‌خواست از فوتبال برود!

روزهای تلخ نیمار؛ او می‌خواست از فوتبال برود!
پیام خراسان - ورزش ۳ /در شرایطی که نیمار ظاهراً قادر نیست برای مدتی طولانی از مراجعه به تخت درمان دور بماند، این بازیکن ۳۳ ساله به نقطه‌ای رسیده بود که از خودش می‌پرسید آیا ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - ورزش 3 /در شرایطی که نیمار ظاهراً قادر نیست برای مدتی طولانی از مراجعه به تخت درمان دور بماند، این بازیکن ۳۳ ساله به نقطه‌ای رسیده بود که از خودش می‌پرسید آیا واقعاً ارزش دارد بدن و ذهنش را در معرض چنین رنج و عذابی قرار دهد و در زمین فوتبال بماند یا خیر.
با این حال، او تصمیم گرفت با وجود دردی که داشت به میدان برود تا در سال ۲۰۲۵ تلاش کند سانتوس را از خطر سقوط نجات دهد. بهترین گلزن تاریخ تیم ملی برزیل با ۷۹ گل ملی همچنان به رویای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ چنگ زده است. او بار دیگر روی زانویی که مدت‌هاست مشکل‌ساز شده تحت عمل جراحی قرار گرفته اما یک برنامه بازتوانی در حال اجراست و فعلاً هرگونه تصمیم برای آویختن کفش‌ها به‌ طور قطعی به تعویق افتاده است.
پدر این ستاره برزیلی در گفتگو با کانال یوتیوب Rafa Tecla T، درباره درز خبر آخرین جراحی نیمار اظهار داشت: «ما همیشه نیمار را زیر نظر داشتیم و مدام تلاش می‌کردیم او را از زمین بیرون بیاوریم. اما او بازیکنی است که هرگز در زمین عقب نمی‌کشد. نمی‌توانی وادارش کنی محتاط باشد. یک لحظه می‌بینی عقب می‌آید، مدام توپ می‌خواهد. او به‌ شدت رقابت‌طلب است. چطور می‌شود چنین چیزی را کنترل کرد؟ فقط با دور نگه‌داشتن او از زمین... تنها راه همین است.»

پیام خراسان

بازار
پدر نیمار سپس درباره فشار روانی ناشی از مشکلات جسمانی پسرش اضافه کرد: «فقط زمانی او را بازی می‌دهی که واقعاً آرامش خاطر داشته باشی. درست مثل همین حالا. او دچار آسیب‌دیدگی مینیسک شد. رسانه‌ها خبرش را لو دادند، قبل از این که حتی با خودش صحبت کنیم و ذهنش کاملاً فرو ریخت. برای لحظه‌ای نتوانستم وضعیت روحی پسرم را نجات بدهم. این موضوع ضربه سنگینی به او زد. مردم می‌گفتند نیمار دیگر امسال بازی نخواهد کرد. ذهنش کاملاً فرو می‌پاشد.»
او در ادامه، درباره این که چگونه نیمار را از تصمیم به خداحافظی منصرف کرده است، گفت: «وقتی به خانه برمی‌گردم، به خانه پسرم می‌روم و می‌پرسم: حالت چطور است؟ نگاهم می‌کند و می‌گوید: دیگر تحملش را ندارم. بیایید عمل جراحی را انجام بدهیم. بابا... حتی نمی‌دانم اصلاً عمل کردن ارزشش را دارد یا نه. برای من، همه چیز تمام شده است.
وقتی این را گفت، جواب دادم: تمام شده است؟ پس چرا عمل کنیم؟ فقط عمل را انجام بدهیم و تمام... و سال آینده فکر می‌کنیم چه کار باید بکنیم. بعد به او گفتم: اگر می‌خواهی جراحی کنی تا روی بهبودی‌ات تمرکز کنیم و حالت خوب شود، من کنارت هستم.»


نظرات شما