پیام خراسان - جامعهای که به سالمندانش نقش میدهد، جامعهای است که در بدترین بحرانها هم هویت و ریشههایش را حفظ میکند.

دکتر مینا نظری کمال، روانشناس بالینی و متخصص بحران در گفت و گو با خبرگزاری صدا و سیما ما عادت کردهایم در مواجهه با بحرانها، سالمندان را تنها سوژهی امدادرسانی ببینیم؛ کسانی که باید از آنها مراقبت کرد و برایشان دارو و غذا برد. اما این تصویر، فقط نیمی از واقعیت است. نیمه پنهان و قدرتمند ماجرا اینجاست که سالمندان، بهویژه آنهایی که طوفانهای سخت گذشته از جنگ تحمیلی تا بلایای طبیعی را پشت سر گذاشتهاند، نه بار اضافه، که گنجینهای از تابآوری در قلب محلات ما هستند.
این روانشناس تاکید کرد: در شرایط بحرانی، جوانترها اغلب گرفتار اضطراب کنشگری هستند؛ شاید بخواهند همه چیز را سریعا کنترل کنند و همین شتاب، گاهی به تصمیمات هیجانی منجر میشود. اما سالمندان، با کوله باری از تجربیات زیسته، میتوانند لنگرگاههای ثبات در محلات باشند. کسی که آتشبار جنگ، شبهای عملیات یا دوران محدودیتهای سخت را تجربه کرده، آموخته است که چطور به جای فرار از ترس، آن را مدیریت نموده و چگونه میان ویرانهها، همچنان به زندگی فکر کند.
نظری کمال گفت: از مخربترین حسها در دوران بازنشستگی، رفتن فرزندان از خانه و سالمندی، احساس بیفایدگی است. وقتی در بحران، سالمند را به کنج انزوا میرانیم، با این کار او را در برابر فروپاشی روانی آسیبپذیر میکنیم. برعکس، سپردن نقش به او، حس عاملیت و ارزشمندی را زنده میکند. وقتی از فرد سالمند میخواهیم در مدیریت امنیت و آرامش بخشی از محله همکاری کند، مشورت بدهد یا پیگیر اوضاع باشد، در واقع او را به چرخه زندگی بازگرداندهایم. این مشارکت، بهترین پادزهر برای اضطراب و افسردگی ناشی از بحران است.
برای مثال یکی از نیازهای اصلی در بحران، آرامسازی جمعی است. سالمندان محله میتوانند با تعریف داستانهای تابآوری خود در دوران سخت گذشته، به کودکان محله نشان دهند که این نیز بگذرد. این کار هم به خود سالمند حس موثربودن میدهد و هم اضطراب جمعی را پایین میآورد. آمارها نشان میدهد ۷۰% سالمندان در شهر تهران تنها زندگی میکنند. شاید همین مساله نقش سوم سالمندان در بحران را پر رنگتر کند: پایش همسایگان یعنی ایجاد شبکه مراقبت از همتایان. در واقع سالمندان را شاید بهترین ناظران محلهها دانست. آنها میدانند کدام خانه نوزاد دارد، کدام خانواده تنهاست، یا چه کسی ممکن است در بحران نادیده گرفته شود.
با این وجود بزرگترین خطا این است که در وقت بروز بحران، به فکر مشارکت دادن سالمندان بیفتیم. تابآوری محلهمحور باید پیش از وقوع بحران ساخته شود. در واقع نباید منتظر وقوع حادثه نشست. چراکه تابآوری، ساختنی است، نه اتفاقی. شناسایی سالمندان و خصوصا سالمندان توانمند در مساجد، پارکها، پایگاههای بسیج یا سرای محله، ضروری است. از آنها بخواهیم در تمرینهای آمادگی محله شرکت کنند. وقتی سالمند بداند که در صورت بروز حادثه، نقش مشخصی دارد، در زمان وقوع بحران، به جای درمانده شدن، به کنشگر بودن میاندیشد.
این روانشانس بالینی تاکید کرد: جامعهای که به سالمندانش نقش میدهد، جامعهای است که در بدترین بحرانها هم هویت و ریشههایش را حفظ میکند. علاوه بر این، بحران، زمانیکه با حضور نسل قدیم مدیریت شود، انسانی تر، صبورانهتر و اخلاقیتر پیش میرود. از این رو بحران، پایان نقشآفرینی سالمندان نیست؛ بلکه مجالی است تا تجربهی آنها، چراغ راهی برای ما در تاریکترین روزهای تنش و بحران باشد.