پیام خراسان - کتابهای فوتبالی به مناسبت جام جهانی این روزها موضوع نقد و بررسی رسانهها قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، این کتابهای برجسته گاهی نوشته سینماگران و افرادی است که تنشها و فراز و فرودهای فوتبال را از منظری دیگر نگاه میکنند.
برخی از این کتابها را در ادامه میبینید:
از قیطریه تا اورنجکانتی با فوتبال
بیشتر افراد مطلع، «حمیدرضا صدر» را تا پیش از آغاز جام جهانی ۲۰۰۲ و بهویژه یورو ۲۰۰۴ بهعنوان منتقد سینما که کتاب مهم «درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران» را در همین زمینه نوشته بود و جایگاه ثابتی در مجله فیلم داشت میشناختند، اما این فوتبال بود که دکتر صدر نازنین را ناخواسته به یک ستاره تلویزیونی تبدیل کرد و به اوج شهرت و محبوبیت رساند. اما مسئلهای که در این میان کمتر به آن پرداخته میشد، جنبه ادبی و ژورنالیستی صدر در جایگاه کارشناس فوتبال بود. او در مسیر نویسندگی، سوای نگارش رمان و ناداستان، بحث فوتبال را هم پیش کشید تا عملاً هیچ آرزوی بر گل نشستهای نداشته باشد. اما پسرک روی سکوها با قلمی تلگرافی، گزارشی و دربردارنده جملات کوتاه چه میگفت که لایق خواندن بود؟ صدر در کتابهایش با فوتبال رابطهای عاشقانه برقرار میکرد و از دریچهای به این ورزش مینگریست که دیگر نویسندگان بهسادگی از کنار آن عبور میکردند. صدر اعتقاد داشت که برای شناخت یک جامعه یا بهتر است بگوییم یک ملت نباید تنها به تاریخ یا شیوه سیاستورزی نظر انداخت، بلکه باید دید آنها در درون مستطیل سبز چگونه فوتبال بازی و آن را تماشا میکنند.
دکتر صدر در همین راستا، چند خاطره کتابی از خود برجای گذاشت که یکی از مهمترین آنها، «پسری روی سکوها» بود. این کتاب زندگینامه خودنوشت نویسندهاش نیست، بلکه روایتی از ۴۰ سال تماشای فوتبال در نزدیکی زمین و روی سکوهاست. او در این کتاب از دوره و زمانه کودکیاش و روزهایی که با پیراهن یقهاسکی و شلوار پارچهای برای تماشای بازیهای تاج و پرسپولیس و دارایی و تیم ملی و... به استادیوم پیر امجدیه میرفت میگفت و تاریخ فوتبال ایران را نه توسط آمار و ارقام، بلکه با تأکید بر خاطره و احساساتگرایی ماکسیمال روایت کرد. رویکرد حمیدرضا صدر در کتاب «روزی روزگاری فوتبال» بررسی سیر تطور و توسعه فوتبال از یک ورزش بیقاعده و خشن به رقابتی با قوانین مشخص بود. وی در این کتاب نشان داد که هر کشور و واحد سیاسی-اجتماعی چگونه با فوتبال کنار آمد و آن را با توجه به فرهنگ جامعه میزبان، بومی و اینجایی کرد. صدر در روزی روزگاری فوتبال به مرور این پدیده در آمریکای جنوبی و اروپا میپردازد و توضیح میدهد که فوتبال در ایتالیا بنا به روحیه مردم آن منطقه از ساختاری تاکتیکی و دفاعی برخوردار است، اما برزیل بهعنوان یکی از میزبانان اصلی کارناوالهای رقص و شادی، فوتبالی مبتنی بر تکنیک فردی را در زمین پیاده میکند. کتاب «پیراهنهای همیشه؛ مردان فوتبال: تکنگاریها» در مورد زندگی ستارههای بزرگ فوتبال از امثال پله و مارادونا گرفته تا گارینشا و کرویف است، اما نویسنده با این سوژهها بهصورت ویکیپدیایی برخورد نمیکند. برای نمونه وقتی از گارینشای برزیلی، میگوید از او تنها بهعنوان بازیکن تیم قهرمان در جامهای جهانی ۱۹۵۸ و ۱۹۶۲ نام نمیبرد، بلکه با ورود به زندگیاش بر نقطه تمایز زیست گارینشا در زیست عادی و ورزشیاش میپردازد.
فوتبال با طعم عشق و فقر
اکبر معصومبیگی را بهعنوان نویسنده و مترجم حوزه علومانسانی میشناسند، بهطوریکه شاید بسیاری اینطور فکر کنند که تفکرات او در آثار تألیفی و ترجمهایاش نسبتی با فوتبال و مسائلی ازایندست ندارد، اما باید گفت که آنها در این زمینه اشتباه فکر میکنند. معصومبیگی سال ۱۴۰۲ کتاب «فوتبال در آفتاب و سایه» نوشته نویسنده و روزنامهنگار اروگوئهای، «ادواردو گالئانو» را ترجمه کرد تا خوانندگان آثارش با بخش دیگری از علایق و روحیاتش آشنا شوند. گالئانو که نویسندهای آشنا با مفهوم استعمار است با اشاره به فوتبال مدرن آن را مثالی از دنیا و زمانه حال حاضر قلمداد میکند و میگوید که این بازی سرگرمکننده اکنون به امکانی برای بازتولید ساختار سرمایهداری جهانی تبدیل شده است؛ بهطوریکه کشورهای ثروتمند، استعدادهای درخشان این حوزه را از آفریقا و آمریکای لاتین جذب میکنند و مانع رشد و پیشرفت فوتبال در آن مناطق میشوند. نگاه گالئانو در این زمینه چندان تفاوتی با پازولینی ندارد، زیرا او هم مانند این فیلمساز و آرتیست عاصی، از فوتبال ماشینی با تاکتیکهای خشک و دفاعی بیزار است و هنر را در دریبلزنی میبیند. البته سوای نقد اساسی به بنیانهای فوتبال مدرن، گالئانو خودش را شیفته روایتهای تراژیک نشان میدهد و با «روبرتو باجو» بهخاطر بیرونزدن ضربه آخر پنالتی ایتالیا در فینال جام جهانی ۱۹۹۴ احساس همدردی میکند. در جای دیگری از کتاب میخوانیم که گالئانو با تشبیه استادیوم به کلیسای سکولار، فوتبال را به امکانی برای دورشدن لحظهای از مصائب زندگی قلمداد میکند، زیرا مردم میتوانند بهواسطه فریاد شادی و اشکی که به هنگام شکست از دیده روان میشود این احساس را در دل خویش زنده کنند که فوتبال همان راه گریز از شرایط زیست در جهان مادی است.
فوتبال از نگاه دوستداران زندگی مدرن
شیفتگی به فوتبال تنها از جنس علاقه امثال حمیدرضا صدر و اکبر معصومبیگی به این پدیده اجتماعی و فرهنگی نیست. در این میان عدهای هستند که از ظرفیت این ورزش یا بازی برای عادی نشان دادن شرایط زندگی مردم دنیا بهره میبرند و میخواهند اینطور شرایط را بازنمایی کنند که چارهای جز قبول آنچه بهعنوان نظم نوین جهانی وجود دارد، نیست. در این نقطه است که فوتبال به شکل میانجی وارد عمل میشود و با ازبینبردن سلیقهها و نگرشهای متفاوت در باب زندگی همهچیز و همهکس را همانندسازی و مکدونالیزه میکند. در این میان بخشی از خورههای فوتبالی با سلاح ترجمه وارد عمل میشوند تا مبادا کسی نسبت به بلایی که دارد سر این بازی میآید فریاد اعتراض سر دهد و به نقدی اساسی در این زمینه بپردازد. در همین راستا، تلاشهای «عادل فردوسیپور» در قامت یک علاقهمند تماموقت به فوتبال با ترجمه کتاب «فوتبال علیه دشمن» از سایمون کوپر غیرقابلچشمپوشی است. اینطور به نظر میرسد که کوپر با پرداختن به ویژگی بازتابندگی فوتبال میخواهد نگاهی به دنیای بیرون این مسابقه داشته باشد، اما اینطور نیست، چون در اغلب اوقات قلم او صرفاً در نقد و حتی تخریب ساختارهای مخالف غرب به گردش درمیآید و هیچ اشارهای به مشکلات و معایب جهان مطبوعش و متبوعش نمیکند.