پیام خراسان - خبرگزاری مهر_گروه استان ها،محدثه جوان دلویی؛ با غم انگیزترین روزهای ایران چه کنیم؟ما درحسینیه منتظر دیدارتان بودیم و باورمان نمی شوداین لحظات داغ تیرماه برایمان بسختی بگذرد.داغ تشییع شما جگرمان را سوزاند،اف به دنیای بعد رفتن تو رهبرم!
مداحان یک به یک می آیند و مرثیه و رجز می خوانند و من همپای مردمان رشید وطنم در اینجا در باب الرض ع ا که شما دیار مردمان شجاع و غیور خواندید،در این غم اشک می ریزم.
آقای شهید ایران باور کن نمی دانم
خدا وقتی سرشت وجودی ما را شکل می داد چه در قلبمان نهاد که به ما توفیق هم عصر شدن با شما را دارد....با هرکه سخن می گوییم فقط با هق هق گریه پاسخم را می دهد.
آقای شهیدم برای من حقیر نوشتن از شما هیجان و شور خاصی داشت.حالا بعد 125روز چه بگوییم؟مگر برایمان راحت است ،برای کوه استواری همچون شما از واژه های«تشییع»،«بدرقه» و«وداع» بگوییم.

«آقا»ما هنوز چشم انتظاریم
«آقا»ما هنوز چشم انتظاریم تا پرده ها کنار رود وخودتان را فقط یکبار به تماشا بنشینیم قول می دهم یک دل سیر آن رخساره ی همایونی را ببینم و دیگر چشمانمان را روی
دنیای بدون «علی»ببندیم!
آقا مردمان دیار شجاعان باب الرضا ع بار سفر بستند تا دراین قیام خونخواهی شما وسپردن تان به آسمان ،راهی تهران و قم و مشهد شوند.
فرقی نداشت زن ومرد وپیر وجوان شمال شرق کشور دل در دلشان برای بدرقه تان نیست.
اما زنان خراسان شمالی پیش قدم در راه خونخواهی و وداع با شما شدند.

آخرین دیدار؛
مریم السادات افشین فر کنشگر و فعال فرهنگی وعرصه جمعیت و از مادران چند فرزندی شاخص بجنورد است،
وی پاییز سال گذشته به دیدار جذاب ودل نشین آقای شهید با بانوان کشور دعوت می شود که در طی مسیر دچار سانحه می شود اما خودش را به آخرین دیدار آقای شهید با بانوان فعال کشور می رساند.
افشین فر می گوید: سال گذشته از طرف قرارگاه مردمی صاحب الامر عج به این دیدار دعوت شدم و اما درمسیر دامغان تصادف کردم که فقط من آسیب دیدم که به من گفته شد شما برگردید سال بعد ان شاءالله به دیدار می روید که نپذیرفتم و در بیمارستان دامغان پزشک تشخیص داد دچار شکستگی در اندام ها نشدم و اصرار کردم با درد هم شده این دیدار را می روم.
وی گفت:خدارا شکر می کنم توفیق این دیدار جذاب و دل نشین به هر سختی بود،برایم میسر شد. بعد از شهادت آقا با خودم بارها فکر کردم اگراین دیدار را نمی رفتم،حالم چطور بود.
افشین فر در ادامه گفت:قرارمان این است که به اتفاق فرزندانم برای تشییع و بدرقه پیکر مطهر رهبر شهیدمان عازم قم شویم.

دل توی دلم نیست
زهراشیردل از صاحبان کسب وکارهای خانگی بجنورد است ،او که از روز نهم اسفندماه عکس رهبر شهید و پرچم ایران را به در منزلش آویخته است تا با او هم صحبت می شوم گریه امانش را می برد وبا هق هق می گوید: برای فوت پدرم به اندازه رهبر شهیدمان غمگین و رنجور نشدم باور کنید، دل توی دلمان نیست و خودمان را به تهران برای وداع با رهبرمان رساندیم و بعد هم برای آخرین وداع راهی مشهد می شویم.
شیردل افزود: دلم برای رهبر شهیدمان تنگ است،رزق دیدارشان فقط سال 1391 وقتی به خراسان شمالی سفر کردند،نصیبمان شد.
احترام به بزرگ مرد وطنم؛
مریم آزمون محقق و مسئول فنی معاونت غذا و داروی خراسان شمالی در حسرت دیدار آقای شهید است او هم می گوید:در مهر سال ۱۳۹۱ توفیق دیدار حضوری با ایشان را نداشتم، اما سالها سخنرانیها و دیدگاههایشان را دنبال میکردم و همیشه از صحبتهایشان استفاده میکردم.
وی ادامه می دهد: با دیدن مراسم تشییع و حضور گسترده مردم، واقعاً احساسات متفاوتی دارم. به نظرم هنوز برای خیلی از مردم باور این اتفاق سخت است و انگار کسی نمیخواهد بپذیرد که رهبر شهید دیگر در میان ما نیست. حضور پرشمار مردم از اقشار مختلف، نشاندهنده علاقه و احترامی است که برای ایشان قائل بودند و برای ادای احترام و آخرین خداحافظی آمدهاند.
این بانوی پژوهشگر ومحقق عقیده دارد: ایشان برای دفاع از کشور و مردم ایران به شهادت رسیدند و به همین دلیل، این داغ فقط متعلق به یک خانواده یا یک گروه نیست، بلکه بسیاری از مردم خود را در این غم شریک میدانند.
ازمون می گوید:اگر شرایطش برایم فراهم شود، دوست دارم در مراسم وداع با رهبر شهیدمان در مشهد حضور پیدا کنم و از نزدیک در این بدرقه باشم وبه این بزرگ مرد وطنم ادای احترام کنم.

آقا برایمان خیلی زحمت کشید
بتول فهمیده معلم نمونه مدارس ابتدایی شیروان است،او نیز از روز دهم اسفند با پرچم خونخواهی رهبر شهیدمان درمیدان است وبرایمان می گوید: داغ رهبرشهیدمان واقعا سخت است،آقای شهیدمان برای مردم کشورمان بسیار زحمت کشیده و خودم را برای وداع با ایشان به مشهد خواهم رساند.
هر ثانیه تا وداع اخر بسختی می گذرد
مرضیه مقیمی کارآفرین ویکی از تولید کنندگان ملزومات حجاب خراسان شمالی است،او از ده روز قبل درحال تدارک کمک رسانی به موکب پذیرایی زائران خراسان شمالی در باباامان بجنورد است .
مقیمی می گوید:سال 91 بجنورد نبودم و توفیق دیدار با رهبرشهیدمان را در اینجا نداشتم اما تمام تلاشم را می کنم که به همراه جمعی از بانوان بجنوردی خودمان را برای وداع با آقای شهید به مشهد برسانم.
مقیمی افزود: تشییع رهبر شهیدم از هر غم و اندوهی برایم سنگین تر است وهر ثانیه که به روز وداع نزدیکتر می شوم ، می دانم که آقایی را به
خاک می سپاریم که دیگر هیچ وقت نمی توانم ببینمشان و برایم واقعا سخت است.
راهشان را ادامه می دهیم...
سکینه نوروزی از چهره های قرانی و مدرس دارالقران عترت بجنورد است او هم به خبرنگار مهر می گوید: به یاد دارم در سال1391که رهبر شهیدمان به بجنورد سفرکرده مردم عاشق ولایت شور و هیجان خاصی داشتند و خودمان را به آب و آتیش می زدیم تا دردیدارها نزدیکترین جا به آقا قرار بگیریم.
نوروزی ادامه می دهد:واقعا رهبر عزیزمان مظلومانه به شهادت رسید و با خونشان خیلیها را بیدار کردند وافرادب که بعد شهادت آقا بخاطر تهمت هایی که به ولی امر مسلمین زده بودند، توبه کردند وافسوس خوردند ....
این بانوی فعال قرانی عقیده دارد با شهادت رهبرشهید قلبمان شکست و پر غصه شد و به معنای واقعی جهان اسلام یتیم شد و نزدیک چهارماه است که بغض بزرگی در گلو دارم،انشاءالله با شرکت در مراسم تشییع آقا درمشهد جانمان،آرام بگیرد،از همه مهمتر عهد ببندیم که راهشان را ادامه بدهیم.