پیام خراسان - کتاب «آقا رشید» اثر سیده رقیه آذرنگ در نشر کتابک منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، کتاب «آقا رشید» برای گروه سنی بالای ۱۰ سال در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
«آقا رشید» علاوه بر معرفی یکی از فرماندهان برجسته معاصر، مفاهیمی همچون ایثار، تعهد، نظم، اخلاق، مسئولیتپذیری و خدمت به مردم را در قالب روایتهای داستانی به مخاطبان منتقل میکند و میتواند دریچهای برای آشنایی نسل نوجوان با یکی از شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران باشد.
ساختار کتاب بر پایه ۲۱ روایت کوتاه شکل گرفته است؛ روایتهایی که با زبانی ساده و روان، امکان ارتباط بهتر نوجوانان با شخصیت اصلی کتاب را فراهم میکنند. نویسنده در این اثر از پرداختن صرف به رخدادهای نظامی پرهیز کرده و کوشیده است زندگی روزمره، منش فردی و سبک زندگی شهید رشید را در کنار مسئولیتهای مهم او به مخاطب معرفی کند.
سردار غلامعلی رشید در سال 1395، با حکم رهبر معظم انقلاب به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء منصوب شد و تا زمان شهادت در این مسئولیت باقی ماند. این قرارگاه، بهعنوان عالیترین واحد عملیاتی نظامی در نیروهای مسلح ایران، مسئولیت طراحی، هماهنگی و نظارت بر عملیاتهای نیروهای مسلح را بر عهده دارد و بهنوعی بازوی اجرایی ستاد کل نیروهای مسلح محسوب میشود. سردار رشید همچنین بهطور همزمان، مسئولیت معاونت امور دفاعی در دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشت.
او یکی از 12 نظامی ارشد ایرانی با درجۀ سرلشگری در نیروهای مسلح بود و به دلیل تمرکز بر کارهای اطلاعاتی و عملیاتی کمتر در رسانهها ظاهر میشد. بااینحال، مواضع و سخنان او همواره تأثیرگذار بود و جایگاه او را بهعنوان یکی از استراتژیستهای برجستۀ نظامی تثبیت کرد.
در کتاب «آقا رشید»، مخاطب با روایتهایی روبهرو میشود که از زبان نزدیکان، دوستان و همرزمان شهید غلامعلی رشید نقل شدهاند.
این روایتها، علاوه بر مرور مقاطع مختلف زندگی او از دوران مبارزه تا سالهای مسئولیت و فرماندهی، ویژگیهای اخلاقی، روحیه مردمی، اخلاص، مسئولیتپذیری و نگاه او به زندگی را نیز به تصویر میکشند.
سیده رقیه آذرنگ ، متولد ۱۳۶۳، پژوهشگر حوزهی زنان و دفاع مقدس است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. سیده رقیه آذرنگ تاکنون کتابهایی با عناوین شهناز خانم، عروس آسمانی و آغوش مادر و ... نوشته است.
در بخشی از کتاب «آقا رشید»، میخوانیم:
غلامعلی از نوجوانی رازی در دل داشت. پانزده ساله بود که وارد مسیر مبارزه با رژیم شاه شد. در همان روزها، روحانی مبارزی به نام شیخ عبدالحسین سبحانی به او گفت: غلامعلی باید انقدر بی صدا و در سکوت باشی که حتی خانوادت هم از کارهات مطلع نباشن تا اطلاعات مخفی بمونه.
این حرف، مثل یک فرمان بود. غلامعلی تصمیم گرفت سکوت کند. نه یک سکوت معمولی، بلکه یک سکوت تمرینی….