پیام خراسان - «احسان رضایی» نویسنده، با حضور در برنامه «کتاب هفته» از داشتههای وطنی و کتابهایی که باعث تقویت هویت ملی میشود سخن گفته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما، رضایی در این برنامه از فضای مجازی و فرصتهای چاپ و نشر هم به گفتوگو نشست.
برنامه کتاب هفته شبکه خبر، جمعهها ساعت ۱۵:۳۵ و شنبهها ساعت ۹:۳۰ پخش میشود.
***
• نکتهای که مطرح است این است که برنامههایی از قبیل مثل برنامه کتاب هفته دغدغه اصلی کتاب و کتابخوانی است و اتفاقاً شما هم یک کتابی دارید با عنوان آداب کتاب خواری که هم فکر میکنم یک درواقع بازتابی از دغدغه خود شما به عنوان یک نویسنده و اهالی قلم باشد و هم خود موضوع این کتاب درباره کتاب خوانی است اگر ممکن هست بفرمایید که در وهله اول که این کتاب چرا اسمش آداب کتاب خواری هست یعنی وجه تسمیه اش چیست؟
رضایی: کتاب، کتاب خواری مجموعه سی تا یادداشت و تجربه نگاری شخصی درباره کتاب خواندن هست از اولین کتابهایی که در عمرم خواندم تا مسائل مختلف مثلا کتاب را امانت بدهیم یا ندهیم در مقدمه این را توضیح دادم که کتاب خوردن هم به صورت واقعی در تاریخ اتفاق افتاده در قرون شانزده و هفده میلادی به عنوان مجازات در اروپا استفاده میشده کتابهایی که نمیپسندند مجبور میکردند نویسنده اش را که کتابش را بخورد ولی یک اصطلاحی داریم بین کتاب خوانهای شدید میگویند این کتاب خوار است کتاب میخورد انقدر که کتاب میخواند با این عنوان بازی کردیم شد آداب کتاب خواری.
• به هرحال سوالی که آدم تو ذهنش مطرح میشود اول خوب کسی که خودش کتابخوان است که خوب این کتاب شاید با او ارتباط برقرار کند کسی که اصلاً کتاب نمیخواند سراغ این هم نمیرود یعنی هدف این کتاب چی بود؟
رضایی: ماها وقتهایی که در یک جمع دوستانه یا خانوادگی مینشینیم، میشینیم و صحبت میکنیم راجع به چیزهای مختلف ولی بندرت با همدیگر درباره این حرف میزنیم که چه کتابی خواندم و تو چه کتابی خواندی از اون چرا خوشت نیوامد یا از این چرا خوشت آمد یا آن کتاب را پرت کردم یک گوشه من در آن شبکه اجتماعی به خان دیدم که بله موفق شدم بعضی از کسانی که خیلی کتابخوان و کتاب خار هم نبودند این کتاب خونداند و خوششان هم نیومده بود گفته بودند نه این اه اه چی بود و عدهای هم لطف کرده بودند. در هر دو حالت به هدفم رسیده بودم اینکه درباره یک کتاب با همدیگر حرف بزنیم.
• اجازه بدهید برای آشنایی بیشتر با این کتاب برای کسانی که هنوز این کتاب را تهیه نکردند یک متنی را از پایگاههای اینترنتی دیدم درباره معرفی کتاب که این را برای بینندگان این بخش بخوانم، خواندن کتاب راهی است برای کشف کردن برای خیال کردند و آفریدن، خواندن راهی است برای زنده ماندن. یک نگاه دیگر به کتابهای شما داشته باشیم همین کتاب تاریخ مصور ایران هست که توی معرفیش گفته شده که از ششصد و بیست میلیون سال قبل در واقع این کتاب داستانش شروع میشود چرا این مبدا تاریخ را انتخاب کردید و این کتاب چه موضوعی میپردازد؟
رضایی: اسمش دارد میگوید که چیه، تاریخ مصور ایران است همه کتابهای تاریخ یک انبوهی کلمه هستند و کتابهایی هستند متن خیلی فاضلانه، عالمانه و پر از نوشته و او آخرش هم دو سه تا عکس مثلاً عکس سیاه و سفید هست کتاب تاریخ مصور نه برعکس است تمامش تصویر است هر کدام از این کتابها حدود نهصد تصویر دارد اینها مهرهایی هستش در موزه ملی ایران از قرون اولیه و خود این مهرها حول نکته اجتماعی دارد اصلا روند اسلام پذیری را از روی همین مهرها میشود دید معمولاً کسانی که اسلام میآوردند اسم فرزندانشان اسم اسلامی بود یعنی مثلا کسی بود مثلاً مسلم بن بهرام به فرد یعنی بهرام اسلام آورده و حالا شما فرض کنید مثلا ایران در نقشههای اسلامی.
• خلیج همیشه فارس هم هست؟
رضایی: بله. مثلا این کیف کار یک پزشک در قرون اولیه اسلامی که چه وسایلی استفاده میشده هر کدوم اینها توجیه پذیر نیست انبوهی از تصاویر از حدود صد تا مجموعه و موزه سرتاسر دنیا که البته بیشتر از همه موزه ملی ایران که خوب حامی معنوی این کتاب بود یعنی قشنگ ایران را و تاریخ ایران را میبینیم علاوه بر اینکه حالا متن بسیار عالمانه و فاضلانهای دارد صد و پنج تا نویسنده که اینها اغلب شان اساتید دانشگاه در رشتههای تاریخ و باستان شناسی هستند.
• سؤال دیگری که برای من مطرح است چه نکته محتوایی را شما دنبال میکردید بحثهای هویت ملی درش بوده یا سیر تاریخی را مثلاً میخواستید؟
رضایی: خیلی نکته مهمی را گفتید خیلی کتاب ارزشمند تاریخی در کشورمون هست برای متخصصان نوشته میشود یک چیزی اضافه کردیم به این کتابها و اون تصویر گری چهرهها هستش محمدبنزکریای رازی، ابنسینا آن وقت جوان هم میآید این را میخواند و مخاطب عموم هم این را میخواند و اون هویت ملی که فرمودید شکل میگیرد ما مفاخر فوقالعادهای در کشورمان داریم که فقط هر کدام از اینها آشنایی باهاشون فیلم سینمایی و سریال است.
• حالا اگر بخواهید یک کتاب بنویسیم در شرایط فعلی یا این امتداد بدهید شما مثلاً تاریخ ایران را همچمنان امتداد بدهید به هر حال یک قهرمانپروری لازمه اش را میدانید که مثلاً حالا وظیفه خود مردم بنویسید؟
رضایی: حتماً حتماً یعنی بالاخره شما که کارتان خبر هست بهتر از من میدانید در این چند ماه گذشته چه حماسههایی در تک تک کوچههای این مملکت به وقوع پیوست و اینها را باید درموردشان نوشت، حرف زد و امیدوارم که ما بتوانیم این کارت تاریخ مصور را ادامه بدهیم.
• یک کتاب دیگر هم دارید، باغ وحش اساطیر، درخصوص این کتاب بفرمایید؟
رضایی: این هم بحث هویت است. دیده بودم که خواهرزاده هایم خیلی مجموعه هری پاتر را میشناسند و به اساطیر غربی آگاه هستند. خودمان هم خیلی موجودات و شهرها و شخصیتهای اساطیری داریم. مثل رخش و رستم، موجوداتی مثل سیمرغ و هویت ملی و اینکه خودمان هم خیلی چیزهای جذابی داریم و نیاز نیست حتماً آن طرف نگاه کنیم، ضمن اینکه آنها هم ارزشمند است، ادبیات متعلق به بشریت است ولی یادمان نرود که خودمان هم داریم.
• رمز این چه است و شما از تاریخ و ادبیات سیر مطالعاتی را دنبال کردید ولی الان خودتان بارها از کلمه هویت ملی استفاده کردید. انگیزه شما از سیر مطالعاتی همین بوده است یا چیزهای دیگری هم است که دوست دارید در آثارتان دنبال کنید؟
رضایی: خیلی خیلی ایران را دوست دارم، تاریخ، ادبیات، افسانه هایش.
• به نظر میرسد یک مقدار فضای مجازی هم یک کمکهایی به صنعت نشر کرده است و هم یک مشکلاتی را ایجاد کرده است. مثلاً در حوزه شعر، شاعران میگویند خوب است، قبلاً کتابها به راحتی چاپ نمیشد ولی الان استعدادهای جوانی دارد شناسایی میشود. ولی از طرفی باعث شده است یکسری از چیزها بعنوان شعر و کتاب، محصولات فرهنگی که آن رسمیت ناشران، چون بالای سرش نیست، یک اتفاقاتی بیفتد. مثلاً شعرهای جعلی بیاید، شعرهایی که قافیه خوبی ندارد، کتابهایی که در اصل کتاب نیستند. شما این فضا را در حوزه نشر چطور ارزیابی میکنید؟
رضایی: درست است، فضای مجازی هم به ما امکاناتی داده است و هم مشکلاتی را ایجاد کرده است مثل هر ابزار دیگری. ما باید توجه داشته باشیم که یک دهه است که این شبکههای اجتماعی اینقدر پر رونق و همه گیر شدهاند. نیاز داریم که در این زمینه آموزش ببینیم، اخلاق فضای مجازی را با همدیگر تعریف کنیم و بعد ترویج بدهیم. اینها همه هست ولی درخصوص کتاب خیلی چیز منفی نمیبینم، هرچند بعضی از دوستان هم موافق نیستند. من فکر میکنم که خیلیها در گذشته دوست داشتند از صاحب کتاب بشوند و همه کتابها به یک میزان ارزشمند نبود. الان یک تعداد از اینها میروند در فضای مجازی مینویسند و دیگر سراغ بازار نشر نمیآیند. از آن طرف کتابهای خوبی هستند که ابتدا در فضای مجازی نوشته شدهاند و حالا این وسط کتابی که خوب باشد کتابی که نویسنده، مترجم و ناشر برای آن وقت گذاشته باشند، هزینه کرده باشند، منظورم قیمت نیست، هزینه دقت کرده باشند. یک زمانهایی کتاب میخوانیم در صفحه اول دو غلط املایی دیده میشود، میگوییم وقتی خود ناشر و نویسنده این وقت را نگذاشته است که این کتاب را یک دور بخواند و این غلطهای واضح را بگیرد، پس من چرا. همین الان در این گرانی کتاب در انبوه شبکههای اجتماعی و ابزارهای سرگرمی باز کتابهای خوب فروش میروند. یعنی مردم خیلی آگاهتر شدهاند، خیلی با دقت بیشتری انتخاب میکنند و از آن طرف فضای مجازی که امکان تبلیغ هم به ما داده است. چون میدانید در چرخه نشر کتاب تولید یا نگارش را داشته باشیم، بعد تولید به معنی کتاب آرایی را داشته باشیم، توزیع، فروش و بازخورد برای نقد و بازخورد که دوباره بنویسند. یک جایی در خارج از ایران یک چرخه دیگر هم است تبلیغ است که جزء هزینههای کتاب دیده میشود. درحالی که در ایران اصلاً اینطور نیست و معمولاً تعداد محدودی ناشر تبلیغ میکنند و میگویند خود نویسنده و مترجم میخواهید خودت برو. الان فضای مجازی این امکان را داده است که ما بتوانیم تبلیغ خوب کنیم، با هزینههای کم و یک تعدادی بلاگر کتاب آمدهاند که آنها هم دارند کمک میکنند. در مجموع من مثبت میبینم ولی بعضی از دوستان ما خیلی موافق نیستند و میگویند جای کتاب را تنگ کرده است.