جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵
اجتماعی

راز فاجعه‌ای تلخ در قلب چاه‌های سکوت در مشهد

راز فاجعه‌ای تلخ در قلب چاه‌های سکوت در مشهد
پیام خراسان - خراسان/ یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی در مشهد، روز گذشته با تیزهوشی قاضی ویژه قتل عمد مشهد و سرعت عمل خیره‌کننده کارآگاهان اداره جنایی آگاهی، در قلب ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - خراسان/ یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی در مشهد، روز گذشته با تیزهوشی قاضی ویژه قتل عمد مشهد و سرعت عمل خیره‌کننده کارآگاهان اداره جنایی آگاهی، در قلب چاه‌های سکوت یک انباری رازگشایی شد. چهارم مرداد و در حالی که خیابان‌های شهر به آرامش شبانه فرورفته بودند، خانواده‌ای هراسان و نگران در جست‌وجوی م

خراسان / یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی در مشهد، روز گذشته با تیزهوشی قاضی ویژه قتل عمد مشهد و سرعت عمل خیره‌کننده کارآگاهان اداره جنایی آگاهی، در قلب چاه‌های سکوت یک انباری رازگشایی شد.
چهارم مرداد و در حالی که خیابان‌های شهر به آرامش شبانه فرورفته بودند، خانواده‌ای هراسان و نگران در جست‌وجوی مرد ۵۶ ساله‌ای بودند که سوار بر خودروی هایما برای معامله سنگ‌های قیمتی از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته بود.
خانواده مرد ۵۶ ساله که علیرضا‑م نام داشت، به هر کجا سر زدند، اما در نهایت دست به دامان پلیس شدند و پرونده‌ای را در کلانتری نجفی تشکیل دادند. اما حساسیت و پیچیدگی گم شدن علیرضا به گونه‌ای بود که با دستور مستقیم سردار احمد نگهبان (سکاندار امنیت سرزمین خورشید)، پرونده مذکور به پلیس آگاهی ارسال شد تا به طور تخصصی مورد بررسی‌های ویژه قرار گیرد.
طولی نکشید که تحقیقات با نظارت دقیق و لحظه‌به‌لحظه سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) به افسران اداره جنایی سپرده شد و یک گروه تخصصی از کارآگاهان با هدایت عملیاتی سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی) برای ریشه‌یابی ماجرای گم شدن مردی با سنگ‌های قیمتی در حالی وارد عمل شدند که رگه‌هایی از وقوع جنایت در آن به چشم می‌خورد. بنابراین کارآگاهان ماجرا را به قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) گزارش دادند.
این گونه بود که مقام قضایی به راهنمایی کارآگاهان پرداخت و دستورهای مهمی را برای رمزگشایی از این پرونده پیچیده صادر کرد. با این دستورهای قاطع، کارآگاهان دلگرمی خاصی یافتند و دامنه تحقیقات خود را به سنگ‌های قیمتی کشاندند؛ چرا که بررسی‌ها نشان داد: سنگ‌های قیمتی از مناطق دورافتاده پیدا شده بود و باید ارزش‌گذاری می‌شدند. این سنگ‌های گرانبها که ارزشی حدود ۲ میلیارد تومان داشتند، موجب بروز شبکه‌ای از دروغ و حقیقت شده بود. به همین خاطر کارآگاهان با ردیابی مسیر حرکت علیرضا (مرد ۵۶ ساله گم‌شده) به مدارکی دست یافتند که ماجرا را فراتر از یک معامله ساده نشان می‌داد و حاکی از آن بود که پای یک رقیب یا همراه مشکوک در میان است.
نقاب از چهره قاتل افتاد
پیگیری‌های تخصصی کارآگاهان که با راهنمایی‌های مستقیم قاضی دکتر صادق صفری همراه بود، به سرنخ‌هایی از یک مرد مشکوک به نام فاضل رسید که هنگام معامله سنگ‌های قیمتی در کنار علیرضا قرار داشت. همین سرنخ مهم کافی بود تا کارآگاهان با کسب مجوز قضایی به سراغ فاضل بروند و او را دستگیر کنند، اما این مرد در حالی که لبخندهای کنایه‌آمیز بر لب داشت، با ادعاهای پوچ و باورپذیر سعی می‌کرد مسیر تحقیقات جنایی را منحرف کند.
او مدعی بود با علیرضا آشناست، اما چون اختلافات قدیمی داشتند، پای او به ماجرای گم شدن وی کشیده شده است. ولی نمی‌دانست که هیچ دروغی در پرونده‌های جنایی پنهان نمی‌ماند.
رازگشایی از جنایت در باغ
طولی نکشید که متهم با خونسردی عجیبی به بیان حقیقت پرداخت و به قتل علیرضا با بیل اعتراف کرد و گفت: مرد ۵۶ ساله را در باغ کشتم و جسد او را هم درون چاهی عمیق انداختم!
او در یک لحظه حقیقت هولناک را از زیر لابه‌لای خاک و سکوت چاه‌های عمیق آشکار کرد و افزود: در آن صبح مه‌آلود، هنگامی که علیرضا برای بررسی سنگ‌ها به درون انباری داخل باغ رفت، من هم با ضربات وحشتناک بیل به زندگی او پایان دادم. سپس جسد را درون چاه انداختم و روی آن خاک ریختم و از آن جا گریختم.
در پی اعترافات متهم، ظهر روز گذشته قاضی دکتر صفری به همراه گروهی از کارآگاهان اداره جنایی مشهد عازم باغ محل وقوع جنایت در اطراف روستای کارده شد. متهم این پرونده جنایی که فکر می‌کرد با دفن جسد در چاه، حقیقت هم پنهان می‌ماند، در حالی که زنجیر قانون را بر پاهایش احساس می‌کرد، درون باغ ایستاد و محل دفن جسد را به قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان نشان داد. خیلی زود و با دستور مقام قضایی، گروه امدادی آتش‌نشانی نیز به محل فاجعه تلخ آمدند و با تجهیزات تخصصی، جسد علیرضا را از قلب چاه‌های سکوت بیرون کشیدند. در همین حال فاضل با معرفی کامل خود در برابر دوربین قوه قضائیه ایستاد و جزئیات این جنایت هولناک را در حضور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد بازگو کرد، اما همچنان خونسرد بود و دیگر چاره‌ای جز افشای واقعیت تلخ را نداشت.
این گونه بود که معمای یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی فقط طی چند ساعت در مشهد رمزگشایی شد و متهم به قتل نیز به زندان انتقال یافت.

پیام خراسان

پیام خراسان

پیام خراسان


نظرات شما