پیام خراسان - بیرجند- نویسنده کتاب «دوباره فردوس» از روزهایی می گوید که فردوسی ها از دست سید ۲۹ ساله ای لقمه می گرفتند و نمک پرورده او شدند.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها: سال ۱۳۴۷ است. جلسه ای در مشهد در منزل محمد تقی شریعتی در حال برگزاری است که یکی از حاضران کار را به بحث درباره زلزله چند وقت پیش خراسان کشاند و گفت: «همین بیخ گوش شما فردوس زلزله شد، چه می شد اگر روحانیت همین جا وارد میدان می شد و و کمکی به زلزله زدگان می کرد» و همینطور انتقاداتش را ادامه می داد.
تا اینکه یک نفر در همان جلسه گفت همین آقا سید حاضر در جلسه (سید علی حسینی خامنه ای) خودش آنجا بوده و کمک کرده است که جلال آل احمد برایش خیلی جالب شد و درخواست کرد که یک گزارش از سید بگیرد و در کتاب «درخدمت و خیانت روشنفکران» کار کند.
این روایت را سید علیرضا مهرداد نویسنده کتاب «دوباره فردوس» در کتابش به نقل از مرکز اسناد دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید آورده است و نشان از دغدغه های آن سید جوان ۲۹ ساله دارد که بعد از زلزله شهریور ۱۳۴۷ فردوس وارد این منطقه شد و روزهای متمادی در کنار زلزله زدگان ماند.
روایتی که به گفته سیدعلیرضا مهرداد، سالها در سایه بایکوت خبری ساواک ماند و اکنون پس از ۵۸ سال، هنوز زوایای ناگفته بسیاری از آن باقی است.
فردوس؛ جایی که یک حرکت جهادی از دل ویرانهها متولد شد
علیرضا مهرداد؛ نویسنده کتاب «دوباره فردوس» که پیرامون حضور رهبر شهید انقلاب در فردوس در بعد از زلزله آن سالها تألیف شده است، تصریح کرد: در شهریور سال ۱۳۴۷، زلزلهای مهیب فردوس را لرزاند و هزاران نفر از مردم این منطقه جان خود را از دست دادند اما در روزهای پس از حادثه، گروهی از طلاب و روحانیون از مشهد راهی فردوس شدند و در کنار مردم زلزلهزده قرار گرفتند.
مهرداد افزود: در این روایت از حضور حدود ۷۰ طلبه و روحانی یاد شد که با حضور در مناطق زلزلهزده، در کنار فعالیتهای امدادی، به تسلی مردم و ساماندهی امور پرداختند؛ حضوری که نامهایی از بزرگان حوزه علمیه مشهد نیز در میان آن دیده میشود.
وی گفت: در این میان نام طلبه جوانی به نام «سید علی حسینی خامنه ای» می درخشد که این طلاب را برای کمک به مردم فردوس فراخواند.
راوی این ماجرا با اشاره به خاطرات مردم فردوس از آن روزها گفت: هنوز هم برخی روستاییان و سالخوردگان منطقه هنگام سخن گفتن از آن روزها و خدمات روحانیون، تحت تأثیر قرار میگیرند و خاطرات آن دوران را با اشک روایت میکنند.
وی افزود: در شرایطی که بسیاری از مردم خانه، امکانات و حتی غذای گرم نداشتند، این گروه تلاش کردند در کنار مردم بمانند و حداقل نیازهای اولیه آنان را تأمین کنند.
رفتار با کرامت مردم فردوس در زلزله
نویسنده کتاب «دوباره فردوس» تصریح کرد: رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره خاطرات آن روزها بیان کرده اند که «من متوجه شدم که مردم دو – سه روز است غذای گرم نخورده اند و در محله عنبری دیگ و پایه ای برای تهیه غذا برای مردم فراهم کردیم.»
مهرداد گفت: در نهایت غذا در قابلمههایی بزرگ آماده و با گاری میان مردم توزیع میشد؛ اما ویژگی مهم، رفتار مردم فردوس این بود که برای دریافت غذا هجوم نمیآوردند و صفی برای مطالبه سهم خود تشکیل نمیدادند.
وی بیان کرد: همین خاطرات، نشان میدهد که زلزله فردوس را باید فراتر از یک حادثه طبیعی مطالعه کرد؛ حادثهای که در آن، سرمایه اجتماعی، فرهنگ مردم و رابطه عمیق آنان با روحانیت نیز خود را نشان داد.
این نویسنده نام آشنا اظهار کرد: مردم فردوس این بیان را دارند که ما از دست حضرت آقای شهید لقمه گرفته ایم و نمک پرورده ایشان هستیم.

یک حرکت گمنام که میتواند سوژه صدها اثر باشد
این نویسنده نام آشنا با اشاره به کتاب «دوباره فردوس» تأکید کرد که این اثر حاصل بیش از ۱۰۰ مصاحبه با قدیمیهای فردوس درباره این زلزله و خاطرات مرتبط با حضور رهبر شهید در آن ایام در این منطقه است و بسیاری از روایتهای شفاهی مردم را ثبت کرده است.
وی همچنین از تلاشهایی برای تبدیل این روایت به یک فیلمنامه و ساخت اثری سینمایی درباره ماجرای فردوس خبر داد و گفت: دامنه تأثیر این حرکت تنها به فردوس محدود نبوده و ردپای آن را میتوان در شهرها و مناطقی که گروههای امدادی یا شاگردان روحانیون حاضر در فردوس در آنها فعالیت داشتهاند، دنبال کرد.
مهرداد گفت: یکی از مهمترین بخشهای این روایت، موضوع سانسور و بایکوت خبری فعالیت روحانیون در فردوس است.
وی ادامه داد: در جریان زلزله سال ۱۳۴۷، ساواک و برخی دستگاههای دولتی تلاش داشتند اخبار مربوط به خدمات گروه امدادی روحانیت در فردوس منتشر نشود و این حرکت در سکوت خبری ادامه پیدا کند.
این نویسنده با اشاره به خاطرات و اسناد موجود گفت: حتی برخی گزارشهایی که در روزهای ابتدایی پس از زلزله درباره وضعیت فردوس نوشته شده، اشارهای به حضور روحانیون در این منطقه نداشته است.
به گفته وی، این بخش از تاریخ فردوس همچنان نیازمند تحقیق و واکاوی بیشتر است و اسناد و روایتهای موجود میتواند ابعاد تازهای از این حرکت را آشکار کند.
فردوس؛ یکی از حلقههای شکلگیری حرکتی ۵۸ ساله
مهرداد تصریح کرد: حضور رهبر معظم انقلاب در فردوس در سال ۱۳۴۷ به عنوان بخشی از یک حرکت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گستردهتر مورد توجه قرار گرفت.
نویسنده کتاب «دوباره فردوس» گفت: بر اساس این روایت، حضور آیتالله خامنهای در فردوس تنها به روزهای پس از زلزله محدود نشد و ارتباط ایشان با مردم این منطقه در سالهای بعد نیز ادامه داشت؛ ارتباطی که از طریق حضور مستقیم، اعزام شاگردان و پیگیری روند بازسازی و حل مشکلات مردم استمرار یافت.
مهرداد ادامه داد: از ساخت حمام، مسجد و مدرسه تا پیگیری امور روستاها و بازسازی مناطق آسیبدیده، مجموعهای از اقدامات در این روایت به عنوان نشانههای استمرار این ارتباط مطرح شد.
وی تأکید کرد که برای شناخت دقیقتر این جریان، باید به «مختصات آغاز یک حرکت ۵۸ ساله» توجه کرد؛ حرکتی که از ارتباط فرهنگی و اجتماعی با مردم آغاز شد و بعدها ابعاد سیاسی و اجتماعی گستردهتری پیدا کرد.
از فردوس تا «بعثت یک ملت»
نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات مقاومت با اشاره به نمونههایی از تاریخ ایران، از جمله دوره اشغال ایران توسط روس و انگلیس و همچنین حمله محمود افغان، گفت: چرا در برخی مقاطع تاریخی عناصر ملی و شیعی نتوانستهاند به یک حرکت اجتماعی فراگیر تبدیل شوند و در مقابل، در مقاطعی شخصیتهایی توانستهاند این ظرفیت را فعال کنند.
مهرداد در ادامه، نقش رهبری و هدایت اجتماعی را در به حرکت درآوردن این ظرفیت مورد تأکید قرار داد و گفت: یکی از موضوعاتی که باید توسط پژوهشگران و رسانهها بررسی شود، چگونگی شکلگیری این حرکت فرهنگی و اجتماعی در حدود شش دهه گذشته است.
به گفته وی، آغاز این روند را میتوان در مقاطعی همچون حضور آیتالله خامنهای در بیرجند و سپس فردوس در دهه ۴۰ دنبال کرد؛ دورهای که فعالیتهای فرهنگی، ارتباط با مردم و سخنرانیهای ایشان، با واکنش دستگاه امنیتی رژیم پهلوی نیز مواجه شد.

۲۰ سال بعد؛ بازگشت دوباره به فردوس
پژوهشگر حوزه دفاع مقدس تصریح کرد: یکی از بخشهای قابل توجه این روایت، سفر آیتالله خامنهای به فردوس در ۱۳ شهریور ۱۳۶۷، دقیقاً در بیستمین سالگرد زلزله فردوس، در دوران ریاستجمهوری ایشان است.
مهرداد بیان کرد: در این سفر، استقبال گسترده مردم از رئیسجمهور وقت در ورودی شهر و سخنرانیهای وی در مهدیه فردوس، مصلای حضرت امام خمینی(ره) و شورای اداری شهرستان از جمله بخشهایی است که در این روایت مورد توجه قرار گرفته است.
وی یادآور شد: در سخنان آن روزها، آیتالله خامنهای با دقت از مردم فردوس یاد کرده و حتی احوال برخی از دوستان و آشنایان قدیمی خود را جویا شده است؛ موضوعی که به اعتقاد وی، نشاندهنده استمرار ارتباط ایشان با مردم این منطقه در طول دو دهه است.
شاید مهمترین روایت فردوس همین باشد؛ زلزلهای که شهر را ویران کرد، اما در میان آوارهایش یک تجربه ماندگار از همدلی، جهاد اجتماعی و پیوند با مردم شکل گرفت؛ تجربهای که هنوز پس از ۵۸ سال، بخشهایی از آن ناگفته و ناشناخته باقی مانده است.