پیام خراسان - مدرس چهارمین نشست فرهنگی-معرفتی «آیه های زندگی» که در غرفه نهاد کتابخانه های نمایشگاه قرآن گفت: جوان در قرآن کریم ، به معنای قوت و قدرت است؛ اما قرآن قوت و قدرت را منحصر در جسم نمی داند بلکه آن را در عقل و ایمان می داند.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما ، حجتالاسلام والمسلمین سید حمیدرضا مهرپرور، در این نشست که با محور قرآن و جوان امروز تشکیل شد گفت: از دیدگاه قرآن کریم ، جوان به معنای قوت و قدرت است؛ اما قرآن قوت و قدرت را منحصر در جسم نمی داند بلکه تکامل قدرت را به نیروی تعقل و ایمان می داند.
وی افزود: از منظر قرآن مجموع فراز و نشیب زندگی انسان در سه مرحله ضعف کودکی، دوران قوت و قدرت جوانی و مرحله ضعف و ناتوانی پیری است و قرآن با تعابیر متفاوتی به مرحله جوانی انسان اشاره نموده است.
مدرس نشست با بیان اینکه از نظر قرآن جوانی دوران قدرت است و جوان بربلندای قله حیات خویش ایستاده و باید از این موقعیت به نحو احسن استفاده کند افزود: خداوند متعال در آیات متعددی مراحل مختلف حیات بشر را متذکر شده و دوران جوانی در قرآن تحت عنوان «بلوغ اشد» معرفی گردیده است.
وی افزود: از این زمان دیگر فرزندان در زمره کودکان نبوده و باید همچون بزرگسالان مؤدب به آدابی شوند و پدر و مادر اولین کسانی هستند که باید به این امر مهم توجه داشته باشند وبدانند که فرزندشان دیگر کودک نیست و وارد مرحله مهم و حساسی از زندگی خود شده است؛ مرحلهای که باید با همدلی و کمک پدر و مادرش آن را سپری کند و به سرانجام برساند.
وی گفت: بلوغ حلم در حقیقت همان دوران نوجوانی و مدخل دنیای جوانی است. دورانی که نوجوان با تغییر و تحولات شدید جسمی، فکری و عاطفی، اخلاقی و اجتماعی روبرو می شود و حتی از دیدگاه برخی روانشناسان عنوان «تولد دوباره» را به خود گرفته است.
حجت الاسلام والمسلمین مهرپرور تصریح کرد: به عبارتی می توان گفت دوران نوجوانی یا بلوغ اشد از نظر قرآن دارای مراحلی است که ابتدای آن مرحله بلوغ حلم است که همان نوجوان است و کم کم با استقرار عوامل پدیده بلوغ در بدن، مرحله نوجوانی شکل می گیرد و از دیدگاه قرآن تا سن چهل سالگی، انسان در زمره جوانان می باشد.
مدرس نشست در تعبیر چهل سالگی گفت:خداوند متعال در این آیه شریفه می فرماید: حیات انسان هم چنان ادامه می یابد تا زمانی که به کمال قدرت و نیروی جسمانی رسد، و به مرز چهل سالگی وارد می گردد؛ رسیدن به مرحله توانایی؛ انسان غالبا در چهل سالگی به مرحله کمال عقل می رسد و گفته اند که غالب انبیا در چهل سالگی مبعوث به نبوت شدند؛ می توان الهام گرفت که چهل سالگی نهایت مرز قدرتمندی می باشد.
وی افزود: در قرآن کریم دوبار و هر دو بار در سوره کهف کلمه فتیه (جوانان) بکار رفته است، یکبار در آیه ۱۱ بار دوم در آیه ۱۳.
مدرس با بیان اینکه از دید قرآن «جوان» به قدرت بازو و سن و سال نیست؛ بلکه به قدرت ایمان است که توانایی تغییر و انقلاب را دارد.
حجت الاسلام مهرپرور در خصوص حقیقت نیروی جوانی گفت: در فرهنگ قرآن جوانی چیزی جز قوت نیست؛ قرآن نمی گوید در فصل جوانی انسان دارای قدرت و قوت است، بلکه می گوید که جوان چیزی جز قوت نیست و قوت در قرآن، اختصاص به توان جسمی ندارد و شامل نیرومندی روحی نیز می شود. به همین دلیل قرآن، در توضیح ضعف و نقصان پیری، زوال توان علم آموزی و حفظ علم را به عنوان مصداق آن دو مطرح می کند.
وی افزود: واقعیت این است که توان جسمی، با بلوغ، به رشد نهایی نمی رسد، تا تعبیر قوت را توجیه کند. آنچه در این مقطع فعالّیّت دارد، خستگی ناپذیری در برابر فعالیت جسمی است که خود منشأ روان شناختی دارد. خستگی ناپذیری تا سالها ادامه دارد و از داشته های ارزشمند انسان به حساب می آید.
مدرس نشست سپس به سیمای جوان در قرآن اشاره کرد و گفت: قرآن کریم و روایات اسلامی به دوره حساس نوجوانی و جوانی عمر انسان اهمیت ویژه ای داده اند. قرآن کریم با طرح الگوهایی از جوانان شایسته، همانند جوانان اصحاب کهف و برخی از پیامبران جوان و یادآوری برخی از داستان ها و نکات اخلاقی و تربیتی، سیمای جوان شایسته را ترسیم می کند.
وی پرهیزکاری و رعایت تقوا را دو امر ضروری در جوان بیان کرد و گفت:یک جوان شایسته از نظر قرآن، کسی است که تقوا و پرهیزکاری را پیشه می کند. قرآن کریم میفرماید: «گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست...»
وی در ادامه سخنانش به داشتن ایمان و دوری از شرک اشاره کرد و گفت: در قرآن کریم به نقل از سفارش های حضرت لقمان به فرزندش، همه انسانها به ویژه جوانان را از هرگونه شرک برحذر می دارد و می فرماید: •یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم «... پسرم چیزی را همتای خدا قرار نده که شرک، ظلم بزرگی است.» و به این ترتیب حضرت لقمان اساسی ترین رکن ایمان و دین داری (توحید) را به فرزند جوانش یادآوری می کند.
مدرس نشست در ادامه سخنانش به عدالت طلبی اشاره کرد و گفت: از آن جا که جوان هنوز در نابرابری های محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است، صفت عدالت طلبی و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلی دارد. قرآن کریم به نمونه هایی در این باره اشاره می کند؛ از جمله این جوانان عدالت طلب و حامی مظلوم، حضرت موسی علیه الّسّلام است. در سوره قصص، آیات ۱۵ و ۲۳ تا ۳۸ آمده است که حضرت موسی جوانی عدالت طلب و حامی مظلومان بود و به همین جهت در سرزمین مصر به حمایت از شخص مظلومی برخاست و در مدین نیز جوان مردانه به کمک دختران حضرت شعیب رفت و برای گوسفندان آنها از چاه آب کشید.
وی کوشش و تلاش را از دیگر ویژگی هلی جوانی برشمرد و گفت:دوره جوانی زمان تلاش، کوشش، تحرک و نشاط است. قرآن کریم باز حضرت موسی علیه الّسّلام را سمبل و الگوی یک جوان فعال، تلاشگر و پرتحرک معرفی می کند که بدون سرمایه و ثروت، ولی با تلاش و کوشش، برای حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده، با ثروت فراوان به شهر خود (مصر) بازگشت. بنابراین، یک جوان باید با اراده و پشت کاری قوی و عزمی راسخ بکوشد و از بحرانها و فراز و فرودهای زندگی به سلامت عبور کند.
حجت الاسلام والمسلمین مهرپرور در ادامه سخنانش به حق پذیری اشاره کرد و گفت:جوانان زودتر به حقایق دل می بندند و در عمل نیز بی باک و جسورند و اگر چیزی را حق ببینند، در تثبیت آن مقاومت می کنند. قرآن کریم، برخی از جوانان اصحاب کهف را چنین می داند و می فرماید: «ما داستان آنان را به حق برای تو بازگو میکنیم، آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.»و در جایی دیگر داستان جوانی حضرت اسماعیل را که حاضر شد در راه حق حتی جان خود را فدا کند یادآور می شود و می فرماید: «هنگامی که حضرت ابراهیم علیه الّسّلام با حضرت اسماعیل علیه الّسّلام به مقام سعی رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم، نظر تو چیست؟ گفت: هر چه دستور داری اجرا کن؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.» از آیات یاد شده برمی آید که یک جوان مؤمن و شایسته باید در مقابل حقایق سر تعظیم و تسلیم فرود آورد.
وی از دیگر ویژگیهای یک جوان از نظر قرآن را داشتن شجاعت و شهامت بیان کرد و افزود: این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله این جوانان می توان حضرت داود و حضرت ابراهیم علیهم السلام را نام برد که با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بتها را شکست؛ حضرت داود علیه الّسّلام نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمی به نام جالود که بسیار قوی بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد.
مدرس نشست از دیگر ویژگیهای یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم را عفت و پاکدامنی دانست و گفت: قرآن کریم، حضرت یوسف علیه الّسّلام را قهرمان پاکی و عفت معرفی می کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه های انجام گناه، با عفت و پاکدامنی، از وسوسه شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازی در آزمایش الهی پیروز شد. بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکی ها و هواهای نفسانی عفیف و پاکدامن باشد.
پرهیز از افراط و تفریط از دیگر ویژگی های جوانی بود که مدرس نشست به آن اشاره کرد و گفت:از دیگر ویژگیهای جوانان شایسته پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال است؛ چنان که حضرت لقمان به فرزند جوان خود توصیه می کند:(پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکاه...» از آیه یاد شده برمی آید که یک جوان شایسته باید در تمام امور اعتدال را رعایت کند. حضرت امام موسی کاظم علیه الّسّلام می فرمایند: خیر الامور اوسطها؛ بهترین کارها معتدل ترین و میانه ترین آن هاست. جوانان در این مقطع از سن باید احساسات و شور جوانی را در خویش کنترل و هدایت کنند و از افراط و تفریط در امور بپرهیزند.
وی افزود: خوش اخلاقی و تواضع در برابر مردم از دیگر ویژگی های جوان است، حضرت لقمان به فرزند جوانش سفارش می کند:(پسرم) با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد.»
حجت الاسلام والمسلمین مهرپرور تصریح کرد: یک جوان شایسته باید در اقامه و به جا آوردن نماز بکوشد و مردم را از منکرات و زشتیها نهی و به خوبیها دعوت کند و در برابر سختیها و مشکلات صبور باشد.
وی افزود: یکی از ویژگی های جوانان شایسته، خداپرستی و نیکی به پدر و مادر است؛ خداوند متعال می فرماید:•... و اعبدوا اللّ و لا تشرکوا به شیئا ...]۴۷[«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید... د.»؛ خداوند متعال در جاهای متعدد جوانان را توصیه کرده که به پدر و مادر خویش نیکی کنند؛ چنان که می فرماید: «... و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و.»
وی در پایان سخنانش گفت: یک جوان شایسته از نظر قرآن، هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمی کند؛ حضرت لقمان به فرزند جوانش می فرماید: «پسرم اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی عمل خوب یا بد باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را در قیامت برای حساب می آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است.»