پیام خراسان - معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم، در نشست «مقاومت و پایداری در برابر نفوذ آمریکا و زمینههای وقوع انقلاب اسلامی»، به بررسی روند اعتراضات از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ پرداخت، مسیری که در نهایت از اعتراضهای محدود به یک حرکت اجتماعی گسترده رسید.
معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم، در نشست «مقاومت و پایداری در برابر نفوذ آمریکا و زمینههای وقوع انقلاب اسلامی»، به بررسی روند اعتراضات از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ پرداخت، مسیری که در نهایت از اعتراضهای محدود به یک حرکت اجتماعی گسترده رسید.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما ، محمدعلی رامین در نشست گفت: پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محدودشدن فعالیتهای سیاسی و گسترش فضای امنیتی، بسیاری از مسیرهای علنی اعتراض را مسدود کرد؛ اما مخالفت با وضعیت موجود بهطور کامل از میان نرفت و در محیطهایی، چون دانشگاه، بازار، حوزههای علمیه و میان جریانهای سیاسی ادامه پیدا کرد.
از ۱۶ آذر تا شکلگیری فضای امنیتی
در ماههای پس از کودتا، حکومت پهلوی با محدودکردن فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، تلاش کرد امکان سازمانیابی مخالفان را کاهش دهد. بازار، روحانیت، حوزههای علمیه، دانشگاه و نیروهای سیاسی و اجتماعی، هر یک با درجاتی از کنترل و محدودیت مواجه شدند و فعالیت علنی برای بسیاری از جریانها دشوار شد. در این میان، دانشگاه تهران یکی از مهمترین محیطهایی بود که اعتراض سیاسی در آن امکان بروز پیدا کرد. سفر ریچارد نیکسون، معاون رئیسجمهور آمریکا، به تهران در آذر ۱۳۳۲، تنها چند ماه پس از کودتا، در شرایطی انجام شد که حکومت میکوشید فضای کشور را آرام و کنترلشده نشان دهد. در آستانه این سفر، اعتراض دانشجویان دانشکده فنی با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد؛ واقعهای که به کشته و زخمیشدن شماری از دانشجویان و بازداشت تعدادی دیگر انجامید. ۱۶ آذر در این روایت، صرفاً یک حادثه در محیط دانشگاه نیست؛ بلکه نشانهای از حضور اعتراض در نخستین ماههای پس از کودتاست. در شرایطی که امکان فعالیت سیاسی محدود شده بود، دانشجویان همچنان یکی از صحنههای مخالفت با وضعیت سیاسی کشور را شکل دادند و این واقعه به یکی از نمادهای ماندگار اعتراض دانشجویی تبدیل شد. در ادامه این روند، مقاومت به یک محیط خاص محدود نماند. در کنار دانشگاه، جریانهای مذهبی و سیاسی و شخصیتهایی، چون شهید نواب صفوی نیز در روایت این دوره مورد اشاره قرار گرفتند. هدف از طرح این موارد، نشاندادن تداوم مخالفت با حکومت پهلوی در فاصله میان کودتای ۲۸ مرداد و سالهای منتهی به انقلاب بود؛ دورهای که در آن اعتراضها بیشتر در قالب حرکتهای محدود و جدا از یکدیگر ادامه داشتند. همین پراکندگی، یکی از ویژگیهای فضای سیاسی آن سالها بود. حکومت با کنترل امنیتی و محدودکردن ارتباط میان گروهها، امکان شکلگیری یک حرکت گسترده را دشوار کرده بود. در چنین شرایطی، هر جریان در حوزه و ظرفیت خود فعالیت میکرد و اعتراضها هنوز امکان تبدیلشدن به یک حرکت سراسری را نداشتند.
در همین فضای سیاسی، مسئله امنیت به یکی از ارکان مهم حکومت تبدیل شد. شکلگیری ساواک و گسترش فعالیت آن، ابزار تازهای برای نظارت بر مخالفان و کنترل فعالیتهای سیاسی فراهم کرد. به گفته رامین، سرویسهای امنیتی خارجی، از جمله موساد و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، در آموزش و سازماندهی این نهاد نقش داشتند. ساواک در سالهای بعد به یکی از مهمترین ابزارهای حکومت پهلوی برای برخورد با مخالفان تبدیل شد. فعالیت این سازمان فقط به بازداشت فعالان سیاسی محدود نبود؛ ایجاد فضای هراس و دشوارشدن ارتباط میان گروهها نیز از پیامدهای ساختار امنیتی شکلگرفته در آن دوره بود. دانشگاه، بازار، حوزههای علمیه و جریانهای سیاسی، هر یک به شیوهای با این کنترل مواجه بودند. با وجود این، آنچه در این سالها شکل گرفت، مجموعهای از تجربههای اعتراضی و اجتماعی بود که بعدها در شرایط متفاوت امکان اتصال پیدا کرد. فعالیتهای دانشجویی، مذهبی و سیاسی، هرچند جدا از هم، حافظ بخشهایی از مخالفت با حکومت بودند و زمینه اجتماعی اعتراض را در سالهای بعد زنده نگه داشتند.
از اعتراضهای پراکنده تا انقلاب
نقطه تغییر در نیمه دوم دهه ۱۳۵۰ رقم خورد؛ زمانی که اعتراضها از محدوده کانونهای مشخص عبور کردند و به یک روند زنجیرهای تبدیل شدند. انتشار مقاله ۱۷ دی ۱۳۵۶ علیه امام خمینی، موج جدیدی از واکنشها را به دنبال داشت. این واکنشها در ۱۹ دی در قم به قیام انجامید و پس از آن، اعتراضها به شهرهای دیگر گسترش یافت. تفاوت این دوره با سالهای پیشین، در پیوستگی اعتراضها بود. اعتراض دیگر در یک شهر یا میان یک گروه اجتماعی متوقف نمیشد؛ هر موج، زمینه شکلگیری موج بعدی را فراهم میکرد و حرکت اعتراضی بهتدریج دامنه جغرافیایی و اجتماعی گستردهتری پیدا میکرد. در این مرحله، دانشگاه، بازار، نیروهای مذهبی، گروههای سیاسی و بخشهای مختلف جامعه، با وجود تفاوت در سابقه و شیوه فعالیت، در مخالفت با حکومت پهلوی به یکدیگر نزدیکتر شدند. آنچه پیشتر در قالب کانونهای جداگانه دیده میشد، اکنون ظرفیت تبدیلشدن به یک حرکت مشترک را پیدا کرده بود. در سال ۱۳۵۷، اعتراضها ابعاد گستردهتری یافت. حضور اقشار مختلف مردم در صحنه، مخالفت با حکومت پهلوی را از اعتراضهای محدود به حرکتی عمومیتر تبدیل کرد. دانشگاه همچنان یکی از کانونهای مهم اعتراض بود، اما بازار، نیروهای مذهبی، گروههای سیاسی و بدنههای مختلف اجتماعی نیز در کنار آن حضور داشتند. در همین مرحله، حضور امام خمینی در پاریس نیز به گسترش پیام انقلاب و افزایش بازتاب آن در داخل و خارج از کشور انجامید. ارتباط بیشتر با افکار عمومی و گسترش اطلاعرسانی، در کنار افزایش حضور مردم، شرایطی را به وجود آورد که حکومت پهلوی دیگر نمیتوانست حرکت اعتراضی را با سازوکارهای پیشین مهار کند. به این ترتیب، اعتراضهای سال ۱۳۵۷ را نمیتوان جدا از سابقه دو دهه گذشته دید. آنچه در خیابانها به یک حرکت گسترده تبدیل شد، پیش از آن در محیطهای مختلف جامعه تجربه شده بود؛ از دانشگاه و بازار گرفته تا حوزههای علمیه و جریانهای سیاسی. در جمعبندی این روایت، ۱۶ آذر، فعالیت جریانهای مخالف، شکلگیری ساواک و اعتراضهای سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، حلقههایی از یک روند تاریخی به شمار میآیند. در این روند، ابتدا اعتراض در محیطهای محدود و تحت فشار امنیتی ادامه یافت و سپس با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، امکان اتصال و گسترش پیدا کرد. از این منظر، انقلاب اسلامی در این روایت، محصول یک نقطه یا یک حادثه منفرد نیست؛ بلکه نتیجه روندی است که در آن تجربههای پراکنده اعتراض، در مقطعی به یک حرکت فراگیر پیوند خوردند؛ حرکتی که در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ از مرز دانشگاه و گروههای محدود عبور کرد و بخشهای گستردهای از جامعه را دربرگرفت.
نشست «مقاومت در برابر نفوذ آمریکا و زمینههای وقوع انقلاب اسلامی»در حاشیه نمایشگاه کتاب تاریخ معاصر ایران در باغ کتاب تهران برگزار شد.