پیام خراسان - بوستان توحید غرق در جمعیت بود.جوانها از غرفهای به غرفه دیگر میرفتند، خانوادهها در پیادهروهای پارک قدم میزدند و صدای موسیقی، خنده و گفتوگو در آخرین شب پاتوق جوانان در فضا پیچیده بود.
در میان این جمعیت چند هزار نفری، ورود یک نفر کمتر از همه جلب توجه کرد، نه به این دلیل که شناختهشده نبود، بلکه چون نخواست با دیگران تفاوتی داشته باشد.
استاندار خراسان جنوبی بدون تشریفات و بدون آن فاصلههای مرسومی که گاهی میان مسئولان و مردم ایجاد میشود، وارد پارک توحید شد.
نه مستقیم به سمت جایگاه رفت و نه منتظر آغاز رسمی برنامه ماند، او راهش را همان ابتدا به سمت غرفههای جوانان کج کرد.
پای صحبتشان نشست، از ایده هاشان شنید، از فعالیتهای رسانهای، فرهنگی و کارآفرینی آنان بازدید کرد و در میان جمعیتی قدم زد که صاحبان اصلی این شب بودند.
پاتوق جوانان در این ده شب فقط یک برنامه تفریحی نبود؛ فرصتی بود برای دیده شدن نسلی که میخواهد نقشآفرین باشد. نسلی که پشت غرفهها ایستاده بود، برنامهها را مدیریت میکرد، محتوا تولید میکرد، ایده میداد و نشان میداد جوانان خراسان جنوبی فقط مخاطب برنامهها نیستند، بلکه خودشان سازنده آن هستند.
پیش از آغاز مراسم اختتامیه، استاندار در کنار جوانان به مقام شامخ شهدای مدرسه شجره طیبه میناب ادای احترام کرد. لحظهای بعد بیش از چهار هزار نفر از حاضران نیز از جای خود برخاستند و پارک توحید برای دقایقی رنگ و بوی دیگری گرفت،جایی که شور جوانی با احترام به شهدا در هم آمیخت.
پس از آن، استاندار به جایگاه ویژه نرفت، او در میان مردم نشست، در کنار همان جوانانی که تمام این ده شب را ساخته بودند.
دقایقی بعد، مجری برنامه از مردم خواست به احترام استاندار بایستند و او را تشویق کنند، اما وقتی نوبت سخنرانی رسید، نخستین جمله استاندار درباره همین موضوع بود:
من خادم مردم هستم؛ چرا مردم باید به خاطر من بلند شوند؟
شاید همین چند کلمه، بهترین توصیف برای حضور متفاوت او در پارک توحید بود.
در ادامه، شور برنامه با خبر افزایش جوایز بیشتر شد. چهار دوچرخهای که برای قرعهکشی در نظر گرفته شده بود، با اهدای پنج دوچرخه از سوی استاندار، سه دوچرخه از سوی فرمانده سپاه انصارالرضا (ع) و دو دوچرخه از سوی رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، به ۱۴ دوچرخه رسید؛ هدیهای به نام جوانان و به نیت چهارده معصوم(ع)!
در زمان سخنرانی استاندار، پیرمردی کنار او ایستاده بود که این روزها بسیاری او را میشناسند؛ همان جوانمردی که در طوفان شدید بیرجند نگذاشت پرچم ایران در میدان مادر بر زمین بیفتد. استاندار از او تجلیل کرد و او را نماد غیرت و افتخار خراسان جنوبی خواند.
آیین اختتامیه پاتوق جوانان با اهدای جوایز به پایان رسید، اما از این شب دو تصویر در ذهنها ماند؛ اول جوانانی که میداندار اصلی برنامه بودند و دوم فرد مسئولی که ترجیح داد به جای قرار گرفتن در جایگاهی بالاتر از مردم، در میان مردم باشد!