پیام خراسان - گزارش پایگاه تحلیل ریسپانسیبل اسیت کرفت، استدلال میکند که تنشهای تازه میان آمریکا، ایران، لبنان و اسرائیل، بیش از آنکه صرفا یک بحران امنیتی باشد، به شکل مستقیم با آینده سیاسی نتانیاهو گره خورده است؛ و در این میان، توافق در حال شکلگیری میان دولت ترامپ و ایران میتواند موقعیت او را به خطر بیندازد و همین موضوع باعث تشدید اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان شده است.
به گزارش خبرفوری، در این تحلیل، نویسنده ابتدا توضیح میدهد که طرح اولیه توافق میان آمریکا و ایران، برخلاف خواست اسرائیل، بدون مشارکت مستقیم تلآویو در حال پیش رفتن است. این توافق بیشتر بر توقف درگیریها، بازگشایی مسیرهای دریایی و کاهش تنشهای مستقیم متمرکز است، اما برخلاف خواستههای دولت اسرائیل، موضوع نابودی کامل برنامه هستهای ایران یا تضعیف کامل نیروهای مقاومت در منطقه را شامل نمیشود. همین مسئله باعث نگرانی شدید در دولت نتانیاهو شده است.
بر اساس گزارش، نتانیاهو این توافق را تهدیدی مستقیم برای بقای سیاسی خود میداند. او در داخل اسرائیل با بحرانهای سیاسی و شکافهای جدی در ائتلاف حکومتی روبهرو است و مخالفانش او را به دلیل ناکامی در رسیدن به اهداف جنگی تحت فشار قرار دادهاند. در چنین شرایطی، هرگونه توافقی که جنگ با ایران را کاهش دهد اما حزبالله در لبنان را دستنخورده باقی بگذارد، میتواند موقعیت او را بیش از پیش تضعیف کند.
بیشتر بخوانید:
مغز متفکر سفر نتانیاهو به امارات هک شد | ساموئل شای» کیست؟
چرا نتانیاهو خبر سفر محرمانهاش به امارات را فاش کرد؟
تصویر همسر نتانیاهو و جفری اپستین در مهمانی شخصی | عکسها از شدت غیراخلاقی بودن قابل انتشار نیست !
نویسنده سپس توضیح میدهد که همین مسئله احتمالا یکی از دلایل اصلی تشدید حملات اسرائیل در لبنان است. تنها چند ساعت پس از اعلام پیشرفت در مذاکرات آمریکا و ایران، نتانیاهو دستور داده است حملات علیه حزبالله شدت بگیرد و عملیات نظامی در جنوب لبنان گسترش یابد. بهگفته تحلیلگر، این اقدام تنها یک واکنش نظامی نیست، بلکه نوعی پیام سیاسی به واشنگتن و تهران نیز محسوب میشود.
در ادامه مقاله آمده است که اسرائیل طی این دوره صدها حمله هوایی به جنوب لبنان انجام داده، مناطق مسکونی را تخلیه کرده و شمار قربانیان در لبنان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. این در حالی است که همزمان مذاکرات دیپلماتیک میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا در جریان بوده است، اما این گفتوگوها عملا تحت تأثیر عملیات نظامی قرار گرفتهاند.
یکی از نکات مهم تحلیل این است که لبنان به «صحنه جایگزین» برای فشار سیاسی اسرائیل تبدیل شده است. چون نتانیاهو از روند مذاکرات آمریکا ـ ایران کنار گذاشته شده، تلاش میکند از طریق تشدید بحران در لبنان، هم نارضایتی خود را نشان دهد و هم اهرم فشاری برای تأثیرگذاری بر نتیجه توافق ایجاد کند. این وضعیت باعث شده لبنان به نقطه تلاقی منافع چندین بازیگر منطقهای تبدیل شود.
گزارش همچنین تأکید میکند که برای ایران نیز، هرگونه توافق باید شامل کاهش تنش در کل جبهههای منطقهای باشد؛ از جمله لبنان. زیرا تهران حزبالله را بخشی از «بازدارندگی منطقهای» خود میداند و نمیخواهد این ابزار در نتیجه توافق محدود شود. به همین دلیل، هرگونه تشدید درگیری در لبنان میتواند کل روند دیپلماتیک را شکنندهتر کند.
در بخش پایانی، تحلیل نتیجه میگیرد که سیاست نتانیاهو در قبال لبنان تنها یک واکنش تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای حفظ قدرت داخلی است. از نگاه او، ادامه فشار نظامی در لبنان میتواند هم بهعنوان ابزار سیاسی داخلی عمل کند و هم بهعنوان وسیلهای برای تأثیرگذاری بر آمریکا در مذاکرات با ایران.
در جمعبندی، مقاله میگوید بحران کنونی را نمیتوان جدا از محاسبات سیاسی داخلی اسرائیل فهمید؛ زیرا آینده جنگ و صلح در منطقه، تا حد زیادی به بقای سیاسی نتانیاهویی گره خورده است که اکنون تحت فشار بیسابقهای قرار دارد.