يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

روایت‌های خواهرانه از برادر مدافع حرم

روایت‌های خواهرانه از برادر مدافع حرم
پیام خراسان - «مسافر عید» روایت‌های دو خواهر از برادر شهید مدافع حرمشان شهید سعید مسافر منتشر شد.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - «مسافر عید» روایت‌های دو خواهر از برادر شهید مدافع حرمشان شهید سعید مسافر منتشر شد.

پیام خراسان


به گزارش خبرگزاری صداوسیما ، «مسافر عید» روایتی صمیمی از زندگی شهید مدافع حرم سعید مسافر است، که این بار بر خلاف سایر زندگی‌نامه‌هایی که به روایت مادر یا همسر شهید است، این خواهران شهید هستند که به روایت ناشنیده‌هایی از برادر شهیدشان می‌پردازند. این‌بار دو خواهر شهید با خاطرات و تجربه‌هایشان، قطعه‌ای از پازل زندگی برادر شهیدشان را کامل می‌کنند.
مخاطب در هر فصل پای روایت یکی از این دو خواهر می‌نشیند و همراه با آنها، به سال‌های مختلف زندگی شهید سفر می‌کند. از روز‌های کودکی و بازی در شالیزار‌های روستا گرفته تا ساعت‌هایی که در کنج قفسه‌های کتاب مسجد کوچه فرشته می‌گذشت؛ از تجربه‌های ساده زندگی مانند ویزیتوری چای و خرید و فروش موتور تا شکل‌گیری دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی که مسیر زندگی او را تغییر داد.
روایت کتاب بر اساس خط زمانی زندگی شهید پیش می‌رود و خواننده را در مسیری پر فراز و نشیب همراه می‌کند؛ مسیری که از یک روز زمستانی در تهران شروع می‌شود و درنهایت به نیمه‌شبی بهاری در حوالی «العیس» سوریه می‌رسد. در طول این مسیر، مخاطب گاهی با شهید در ارتفاعات برفی آذربایجان همراه می‌شود و در فصلی دیگر، خود را در مدرسه‌ای متروکه در اطراف «حلب» سوریه پیدا می‌کند. مکان‌هایی که بخشی از مأموریت‌های مهم او در آن رقم خورده است.
در «مسافر سعید» تنها با روایت‌های نظامی یا صحنه‌های نبرد روبه‌رو نیستیم. این کتاب به فعالیت‌های فرهنگی شهید، دغدغه‌های اجتماعی او و تلاش برای راه‌اندازی مجموعه فرهنگی هم می‌پردازد؛ مسیری که در ادامه به مأموریت‌های مرزی و برون‌مرزی و درنهایت به شهادت او ختم می‌شود.
نثر صمیمی و جزئی‌نگر نویسنده باعث شده روایت‌ها حال و هوایی زنده و ملموس پیدا کنند؛ به‌طوری که خواننده نه‌تنها با رویداد‌های زندگی شهید، بلکه با احساسات و عواطف پنهان در دل خاطرات خانواده هم همراه می‌شود.
«مسافر سعید» تصویری انسانی و نزدیک از زندگی یک شهید مدافع حرم ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد چطور یک جوان از دل زندگی ساده و روزمره، قدم در مسیری می‌گذارد که پایان آن به ایثار و شهادت ختم می‌شود. 
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: 
«در یک فضای مه‌آلود ایستاده بودیم. همه جا تیره و تاریک و مه‌گرفته بود. یک تابوت روی دوش من و صدیقه بود و صدایی می‌آمد که می‌گفت: برادرتان را آوردیم. صدیقه سمت چپ ایستاده بود و من هم دقیقا آن سمتش. حتی نمی‌دانستم دنباله تابوت روی شانه کیست.»
انتشارات شهید کاظمی «مسافر عید» را به قلم سعیده شبرنگ در ۱۵۴ صفحه منتشر و روانه بازار نشر کرده است.


نظرات شما