يکشنبه ۲۱ تير ۱۴۰۵
سیاسی

روایت یک ارادت بی‌مرز؛ آنچه افغانستانی‌ها از رهبر شهید گفتند

روایت یک ارادت بی‌مرز؛ آنچه افغانستانی‌ها از رهبر شهید گفتند
پیام خراسان - بیرجند- روایت جوانان افغانستانی از رهبر شهید، روایت دلبستگی به شخصیتی است که به باور آنان، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده بود.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - بیرجند- روایت جوانان افغانستانی از رهبر شهید، روایت دلبستگی به شخصیتی است که به باور آنان، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده بود.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها: مشهد در آخرین روزهای وداع، حال و هوای دیگری داشت. از نخستین ساعات بامداد روز پنجشنبه ۱۸ مرداد، سیل جمعیت از خیابان امام رضا(ع) به سمت حرم مطهر رضوی روانه بود؛ پرچم‌هایی که بر فراز دست‌ها به اهتزاز درآمده بود، اشک‌هایی که بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری می‌شد و نوحه‌هایی که از هر گوشه به گوش می‌رسید، روایتگر اندوه مردمی بود که آمده بودند آخرین وداع را با رهبر شهید خود رقم بزنند.
پیکر مطهر رهبر شهید پس از چهار روز تشییع در تهران، قم، کربلا و نجف، سرانجام با حضور خیل عظیم مردم ایران و عاشقانی از کشورهای مختلف اسلامی در مشهد تشییع و پس از اقامه نماز در دارالذکر حرم مطهر رضوی، در جوار بارگاه نورانی امام رضا(ع) آرام گرفت.
اما در میان این جمعیت میلیونی، تنها ایرانی‌ها نبودند که اشک می‌ریختند. گروه‌های مختلفی از کشورهای اسلامی از جمله عراق، لبنان، پاکستان، برخی کشورهای آفریقایی و افغانستان خود را به مشهد رسانده بودند؛ کسانی که بعضی پرچم کشورشان را در دست داشتند، برخی شعارهای حماسی سر می‌دادند و عده‌ای نیز بی‌هیاهو در حال خدمت‌رسانی به عزاداران بودند.
روایتی که از خیابان امام رضا(ع) آغاز شد
در یکی از همین لحظه‌ها، بانویی افغانستانی در خیابان امام رضا(ع) توجه هر رهگذری را به خود جلب می‌کرد. او بدون آنکه کسی از او بخواهد، زباله‌های باقی‌مانده در مسیر را جمع‌آوری می‌کرد و زیر لب با چشمانی اشکبار زمزمه می‌کرد: «آقا... من دورت بگردم... کاری کن دست خالی برنگردم.»
اشک‌هایش مجال ادامه سخن نمی‌داد، اما همان چند جمله کوتاه، عمق ارادتش را نشان می‌داد. می‌گفت سال‌هاست از طریق برنامه‌های مذهبی و سخنرانی‌ها با رهبر شهید آشنا شده و آرزو داشته روزی از نزدیک او را زیارت کند؛ آرزویی که حالا به وداعی تلخ تبدیل شده بود.
همراه این بانوی افغانستانی، گروهی از جوانان نیز حضور داشتند. قرار گفتگو به صبح روز بعد موکول شد؛ گفتگویی که بیش از آنکه رنگ مصاحبه داشته باشد، روایت دلدادگی نسلی بود که مرزهای جغرافیایی را مانع علاقه خود نمی‌دانست.
او امید ملت‌های مسلمان بود
مهدی مظفری، جوانی که خود را متولد سال ۱۳۸۳ در مشهد معرفی می‌کند، نخستین کسی است که از احساسش سخن می‌گوید.
او می‌گوید: ملت ایران امروز عزادار شخصیتی هستند که مردم این کشور را مانند اعضای خانواده خود دوست داشت و برای عزت و امنیت ایران از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
این جوان افغانستانی، رهبر شهید را تنها متعلق به ایران نمی‌داند و ادامه می‌دهد: بعد از خدا، امید بسیاری از ملت‌های مسلمان به ایشان بود؛ شخصیتی که همواره از عزت مسلمانان دفاع می‌کرد و صدای مظلومان جهان بود.
مظفری در میان سخنانش، بیش از هر چیز بر ضرورت حفظ اتحاد مردم ایران تأکید می‌کند و خطاب به مردم می‌گوید: امروز بیش از هر زمان دیگری باید در برابر سختی‌ها استقامت کنید، زیرا اگر دشمن احساس کند ملت ایران دچار ضعف و تفرقه شده است، برای ضربه زدن به این کشور گستاخ‌تر خواهد شد.
او معتقد است که علاقه به رهبر شهید تنها محدود به ایران نیست و در افغانستان نیز بسیاری از مردم با احترام از ایشان یاد می‌کنند.
به گفته وی، مردم افغانستان همواره از حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان دو رهبر بزرگ جهان اسلام نام برده‌اند و برای آنان جایگاه ویژه‌ای قائل هستند.
این جوان افغانستانی با لحنی آمیخته به اندوه می‌گوید: عشق به رهبر شهید حد و مرز نمی‌شناسد؛ ایشان برای ما فقط یک رهبر سیاسی نبود، بلکه مانند پدری دلسوز برای همه مسلمانان بود.
اندکی آن‌سوتر، سیدمحمد زکریا صادقی در حالی که هنوز آثار خستگی ساعت‌ها حضور در مراسم بر چهره‌اش پیداست، از غمی سخن می‌گوید که به گفته او، تنها مردم ایران را دربر نگرفته است.
او می‌گوید: از روزی که خبر شهادت رهبر شهید منتشر شد، مردم افغانستان نیز عزادار شدند. بسیاری از خانواده‌ها مانند ما احساس کردند یکی از عزیزان خود را از دست داده‌اند.
صادقی از خاطرات دوران کودکی خود نیز می‌گوید؛ روزهایی که تنها تصویر نصب‌شده بر دیوار خانه‌شان، عکس رهبر شهید بود.
او ادامه می‌دهد: همه اعضای خانواده و فامیل ما به ایشان علاقه داشتند. وقتی نتوانستیم کار بزرگی انجام دهیم، تصمیم گرفتیم در روز تشییع میان عزاداران آب توزیع کنیم تا سهم کوچکی در این مراسم داشته باشیم.
به گفته این جوان افغانستانی، حضور در مراسم تشییع، برای او تنها یک سفر نبود، بلکه ادای دین به شخصیتی بود که سال‌ها از او الهام گرفته است.
صادقی که هم‌زمان با آغاز دوباره جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در تهران حضور داشته، تأکید می‌کند: ملت افغانستان همواره در کنار ملت ایران بوده و خواهد بود و هیچ‌گاه این همراهی را فراموش نخواهد کرد.
او رهبر شهید را متعلق به همه شیعیان جهان می‌داند و می‌گوید: ایشان فقط رهبر مردم ایران نبود؛ مردم عراق، افغانستان، یمن و بسیاری از کشورهای دیگر نیز خود را پیرو ایشان می‌دانستند.
در بخش دیگری از گفتگو، صادقی از پسرعموی خود یاد می‌کند که در قالب رزمندگان فاطمیون به سوریه اعزام شده و در حمله تروریستی داعش به شهادت رسیده است.
او با اشاره به این خاطره، بر ادامه راه شهدا و حفظ وحدت مسلمانان تأکید می‌کند و از مردم ایران می‌خواهد بیش از گذشته قدر اتحاد ملی و نیروهای مسلح خود را بدانند.
ایران تنها نیست
این جوان افغانستانی معتقد است که انسجام مردم ایران مهم‌ترین عامل ناکامی دشمنان خواهد بود و هر اندازه این همبستگی حفظ شود، هیچ قدرتی توان شکست این ملت را نخواهد داشت.
صادقی در پایان سخنانش می‌گوید: امروز ایران تنها نیست. در کشورهای مختلف اسلامی، میلیون‌ها نفر خود را در غم مردم ایران شریک می‌دانند و از این ملت حمایت می‌کنند.
مراسم تشییع رهبر شهید اگرچه با وداعی تلخ همراه بود، اما روایت‌های شنیده‌شده از میان جمعیت، نشان داد که نام و اندیشه او از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است. اشک‌های بانوی افغانستانی که زباله‌های خیابان را جمع می‌کرد، جوانی که خدمت به عزاداران را کوچک‌ترین ادای دین خود می‌دانست و روایت کسانی که رهبر شهید را پدر همه شیعیان می‌خواندند، همگی تصویری از پیوندی عاطفی و اعتقادی را به نمایش گذاشت؛ پیوندی که به باور آنان، با پایان یک زندگی دنیایی نیز گسسته نخواهد شد.


نظرات شما