پیام خراسان - کتابی جدید با موضوع زندگی رهبر شهید با قلم «گلعلی بابایی » و« حمید حسام » به رشته تحریردرآمده است که در انتظار نوبت و اجازه چاپ در انتشارات انقلاب اسلامی است .

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، گلعلی بابایی (نویسنده دفاع مقدس) ضمن حضور در برنامه کتاب هفته ، با اعلام این خبر ، به پرسش های دیگر در خصوص کتابهای دفاع مقدس و آثار منتشر شده خود در این حوزه پاسخ داد .
مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید :
***
سوال: اگر اجازه بدهید از فعالیتهای شما شروع کنیم در زمینه کتابهای دفاع مقدس قبل از اینکه به گذشته برگردیم از جدیدترین کتاب بگویید شنیدهام که درباره رهبر شهید کاری را در دست دارید؟
بابایی : کتابی که با آقای استاد حمید حسام مشترکا نوشتهایم و به اسم سر «خم می سلامت» نوشته شده است . این کتاب شامل زندگی رهبر شهید در زمانی تقریباً سی و چند ماهه حضرت آقا است از روزی که ایشان از مشهد مهاجرت میکنند به تهران در دی ماه سال ۱۳۵۷ تا روزی که در مسجد ابوذر ترور میشوند. یعنی ششم تیر ۱۳۶۰ این دوره زمانی که بیشترش مربوط است به دورانی که ایشان در دفاع مقدس و در جنگ است و در واقع در جنگهای نامنظم به همراه شهید صیاد دارند عملیاتها را هدایت میکنند .
سوال: این کتاب منتشر شده ؟
بابایی: کار تمام شده است و تحویل داده شده .
سوال: کتابهایی دارید که مزین به تقریظ رهبر شهید هستند. اگر بخواهیم در واقع برای این تقریظها یک نقطه مشترکی پیدا کنیم . خود شما فکر میکنید که از جمعبندی دیدگاه رهبری نسبت به آثارتان به چه نتیجهای رسیدهاید ؟
بابایی : به نظرم باید در مورد تقریظهای آقا به این نکته بیشتر متوجه داشته باشیم که ایشان اتفاقات جنگ و تجربه های جنگ هشت ساله را به عنوان یک گنجینهای میدانستند که ما باید همیشه از آن استفاده کنیم در اکثر تقریظهایشان هم به این نکته اشاره میکنند حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم از آن جنگ ۸ ساله باید ما بهره کافی را ببریم کما اینکه الان داریم میبریم. اگر در این دستاوردی که ما الان در این میادین داریم در موشکی در دریایی در پدافند همه اینها ماحصل آن تجربیاتی است که از آن جنگ ما گرفتیم ما در جنگ تحمیلی ۸ ساله برای فشنگ گیر بودیم . من در کتاب همپای صاعقه که آن هم مورد تقریظ حضرت آقا قرار گرفت آوردم شب شروع عملیات بیت المقدس در لحظه های مهم فشنگ نداشتیم .
سوال : که ما بعداً توانستیم موشک تولید کنیم ؟
بابایی: الان امروزه موشک ۲۰۰۰ کیلومتری میزنند و نقطه میزنند این دستاورد تجربه همان جنگ ۸ ساله است و حضرت آقا در آن تقریظهایشان میخواستند این را به عنوان یک گنجینه به مردم و به جوانان بگویند.
سوال: در همان همپای صاعقه تقریظشان به چه موضوعی اشاره دارد؟
بابایی: نکته مورد اشاره شان این بود که از این کتاب که یک کارنامه عملیاتی تاریخی توصیفی است میتوان دهها رمان و فیلم و سریال درآورد.
سوال: آقای بابایی با توجه به اینکه شما آثارتان مورد تقریظ قرار گرفته خاطرات شخصی و نگفتهای دارید دوست داریم از شما بشنویم در مواجهاتتان با رهبر شهیدمان در نمایشگاه نکتههایی بوده که نگفته باشید و ما هم دوست داریم بشنویم این خاطرات را ؟
بابایی : وقتی در نمایشگاه میرسید با آن زبان خیلی ساده و یک چیز صمیمی میگفت که آقای «گل » کتاب تازه چی دارید یعنی اینها برای من خیلی عجیبه برای من خیلی شگفتانه بود؟
سوال: آقای گلعلی بابایی منظورشان بوده که دو پهلو هم هست !
بابایی: اسم ما را همین خلاصه میگفتند و خاطره شیرینی است که هیچ وقت فراموش نمیکنم و اگر هم در این کار دارم ادامه میدهم فقط به خاطر این دغدغههایی بود که ایشان داشت یعنی در هر دیداری میگفت که کتاب بعدیتان چیست؟ یعنی سراغ بعدی را میگرفتند یعنی مشتاق بودند که این کارها در بیاید و همچنان این مسیر باز باشد .
سوال: آقای بابایی یکی از نکاتی که من دوست داشتم از شما بشنوم درباره این است که الان به عنوان کسی که نویسنده کتابهای دفاع مقدس هستید چه خاطراتی را میتوانید داشته باشید در مورد نوشتن در مورد همین وقایع یعنی راویان چقدر با شما همکاری کردند دغدغههای یک نویسنده دفاع مقدس چیست ؟
بابایی : به هر حال یک کار سختی است مخصوصاً کار ما یک کار « مستند نگاری» است کتابهایی هستند که باید برای خط به خط و سطر به سطرشان دلیل داشته باشید، سند داشته باشید و مدرک داشته باشید.
سوال : الان همین کتابهایی که زحمت کشیدهاید آوردهاید در استودیو توضیح بدهید که در واقع یک مختصری در مورد این کتابها ؟
بابایی : من یک کاری انجام دادهام به عنوان رویای آمریکایی که عکس صدام پشت آن است و زیر تیترش بازخوانی پرونده جنگ نیابتی ایالات متحده آمریکا علیه ایران سپتامبر ۱۹۸۰ تا آگوست ۱۹۸۸
آن موقع آمریکا برای صدام یک رویای ساختگی درست کرده بود که می تواند ایران را شکست دهد و گفته بود برو ایران را شکست بده من تو را ژاندارم منطقه می کنم و صدام با این وعده به ایران حمله کرد و افتاد در یک گردابی که ۸ سال طول کشید و بعد مجبور شد که جنگ را تمام کند. کاری که من پارسال انجام دادم ، کتاب « شعلههای نامیرا» نام دارد که این کتاب ، داستان نقش صنعت نفت و کارکنان صنعت نفت ایران در دفاع ۸ ساله است . ما در این کتاب، سند داریم که خارک ۲۸۸۰ بار بمباران شد الان ما این بمبارانهایی که میبینیم که یک کشتی را میزنند یا فلان چیز را میزنند نقطه نفتی را میزنند زمان جنگ بیش از اینها داشتیم در خارک.
روزی بود که خارک ، ۱۰ بار بمباران میشد با همه این احوالات متخصصان صنعت نفت ایران نمیگذاشتند یک روز نفت ایران قطع شود با وجود اینکه نفت را با خودرو حمل و نقل می کردند و بیشتر خانهها نفت سوز بودند. علاوه بر اینها آن هزینه هنگفت و آن وسایل جنگی و تانک و نفربر و اینهایی که در جنگ بودند باید اینها را تامین میکردند. یعنی یک سابقه واقعاً درخشان از کار این عزیزانی که دیده نمیشود.کتاب دیگر ایستگاه آخر نام دارد که این کتاب ، داستان یک روز اندیمشک است .در اندیمشک در یک روز ۵۴ فروند هواپیما میآیند چندین ساعت اندیمشک را بمباران میکنند و آن روز روز عجیبی است و صدها نفر آنجا شهید میشوند. کتاب دیگر،« ما که خندان میرویم » یک کتاب گردان نویسی است مثلاً همپایی صاعقه یگان نویسی است یعنی کارنامه عملیاتی یک تیپ است تیپ مشتمل است بر چند گردان یکی از گردانهایش گردان مالک اشتر بوده که این گردان مالک اشتر این کارنامه عملیاتی این گردان است از سال ۶۰ تا سال ۶۳ .
سوال : یک کتابی را هم من میبینم که شما روی جلدش را آوردهاید از این اثر جدیدتان هم اگر میشود اینجا رونمایی کنید البته رو به دوربین ما این کتاب هنوز منتشر نشده ؟
بابایی: این کتاب اسمش است «این شاهنامه اسطوره نیست » که این واقعیتی است که در جنگ ما واقعا بود که واقعاً بچههای ما اسطوره نبودند بچههای ما واقعی بودند شاید اسطوره به نوعی خیالی باشد ولی این بچهها اسطوره نبودند.
سوال : آقای بابایی یکی از سوالاتی که همیشه برای من مطرح بوده این است که مقوله دفاع مقدس را چطور برای نوجوانان ما در واقع بازنمایی کنیم در این حوزه خوب کار شده ؟
بابایی: از دل همین کتاب و از دل همه این کتابهایی که اینجا است به عنوان کار پژوهشی مستند میشود شاید دهها کتاب نوجوان درآورد با سوژههای نوجوان یعنی آدمهایی هستند در این کتابها میتوانند قهرمان آن قصههایشان باشند و به نوعی میشود از طریق آن خلع را پر کرد ولی حالا چرا نمیشود و یا کمتر میشود من نمیدانم شاید حمایت نمیشوند من حالا خیلی از نویسندهها را میشناسم و زنگ میزنند به ما که من چند تا کار دارم آماده است و هیچ ناشری چاپ برایم نمیکند و شاید مشکلاتی که الان در رابطه با کاغذ و در رابطه با فیلم این گرانیها است خیلی میتواند موثر باشد نیاز به حمایت داشته باشند و حتماً دارند چون آن چیزی که افسار گسیخته دارد الان پیش میرود بحث همین کاغذ و فیلم و زینک و این چیزهای مربوط به چاپ است این را باید دولت بالاخره فکری برایش کند و چتر حمایتی را ایجاد کنند برای ناشرین و ناشرین هم در مقابل باید از این نویسندهها حمایت کنند نویسندههایی که مجبور میشوند به من نوعی زنگ بزنند و بگویند که شما به فلان ناشر بگو که این کار ما را چاپ کند در حالی که ناشر باید دنبال نویسنده باشد نه نویسنده دنبال ناشر بیشترشان هم جوان هستند و مستعد هستند و استعداد دارند میتوانند پشتوانههای خوبی برای ادبیات کشور باشند اینها به نظر من نباید غفلت کنیم که خدای ناکرده پشیمانی به بار بیاورد اینها را به نوعی باید زیر چترمان بگیریم که گذر کنند از این شرایط سخت .
خیلی ممنون از اینکه با ما بودید جمعبندی صحبت با آقای بابایی میشود که ظرفیتهای زیادی در زمینه تولید کتابهای دفاع مقدس وجود دارد که باید حمایت شوند .