پیام خراسان - خبرگزاری مهر، گروه استانها- رزیتا ولیزاده؛ شب که میشود، شیروان انگار قرار دیگری با میدان دارد. چراغهای مصلی امام خامنهای(ره) و میدان انقلاب که روشن میشوند، آدمها آرامآرام از راه میرسند؛ یکی با خانواده، یکی با فرزند، و دیگری با پرچمی در دست.
حالا ۲۰۰ شب است که این تصویر تکرار میشود؛ ۲۰۰ شب که دو نقطه از شهر، شاهد حضور مردمی بودهاند که هرکدام با انگیزهای به میدان آمدهاند؛ یکی برای سوگواری، دیگری برای اعلام همدلی و برخی نیز برای آنچه خود «ایستادگی» مینامند.
شیروان، این شهر معروف به «دارالمصلین»، در پی اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، شاهد شکلگیری تجمعات شبانهای بود که به مرور استمرار یافت و برای بخشی از مردم به یک برنامه ثابت شبانه تبدیل شد.
من در طول این ۲۰۰ شب فرصت حضور و انعکاس بخشی از این اجتماعات را داشتم؛ شبهایی که گاهی در گرمای تابستان گذشت، گاهی در سرمای زمستان و گاهی زیر باران.
آنچه در این شبها بیشتر از همه به چشم میآمد، فقط تعداد جمعیت نبود؛ چهرههایی بود که شب به شب تکرار میشدند و آدمهایی که انگار میدان، بخشی از برنامه روزانهشان شده بود.
میدان، هر شب دوباره زنده میشود
برنامهها در مصلی امام خامنهای(ره) و میدان انقلاب با سرود ملی کشور و صلوات خاصه امام رضا(ع) آغاز میشود. بعد نوبت به اجرای برنامههای فرهنگی و مذهبی میرسد؛ مداحی، سرود، رجزخوانی دانشآموزان و برنامههای متنوعی که هر شب حال و هوای میدان را شکل میدهد.
در برخی شبها نیز نمایش پهپادهای هوافضای سپاه برگزار شده و دانشآموزان با اجرای برنامههای خود بخشی از این مراسم را بر عهده داشتهاند. اما میدان فقط محل اجرای برنامه نیست.

دور میدان انقلاب، موکبها برپا شدهاند؛ موکبهایی که هر شب با چای، شیرینی و غذای گرم پذیرای مردم هستند. در کنار آن، غرفههای فرهنگی، نمایشگاه کتاب و عکس شهدا، ایستگاه نقاشی کودکان، دلنوشتهها، پخش کلیپ و سرود، مسابقات فرهنگی و اهدای جوایز نیز برپا میشود.
شبهای سرد زمستان، استکان چای گرم در دست مردم، بخار فلاسکها و موکبهایی که چراغشان تا پایان برنامه روشن میماند، تصویری متفاوت از میدان ساخته است.
گاهی نیز مردم خودشان چیزی از خانه میآورند؛ زیراندازی، فلاسکی یا هر وسیلهای که حضور شبانه را برایشان آسانتر کند.
در این میان، حضور بانوان نیز بخشی پررنگ از این روایت ۲۰۰ شبه است؛ زنانی که پس از پایان کار و مسئولیتهای روزانه، راه میدان را در پیش گرفتهاند.
از همان شب اول آمدم
فاطمه، معلم و مادر سه فرزند، یکی از همین زنان است. او میگوید از همان شب نخست در تجمعات حضور داشته و حالا که ۲۰۰ شب گذشته، هنوز خودش را از این جمع جدا نکرده است. فاطمه میگوید: از همان شب اول تا الان که دویست شب گذشته در تجمعات حاضر هستم.
برای او، این حضور فقط یک برنامه شبانه نیست. میگوید تجمعات ابتدا با حالوهوای سوگ و یادبود آغاز شد، اما در ادامه شکل دیگری پیدا کرد.
او روایت میکند: هر شب شاهد حضور بیشتر بانوان و رساتر شدن صدای همدلی بودم؛ جمعهایی که چند نفره بود و اینک تبدیل شده به یک حرکت منظم شبانه. حس میکنم یک خانواده بزرگ شدهایم که هر شب کنار هم صدای ایستادگی و همدلی سر میدهیم.
یکی از خاطراتش مربوط به شبی سرد و بارانی است؛ شبی که تصور میکرد شاید به دلیل شدت باران، جمعیت کمتری به مصلی بیاید.
اما وقتی رسید، با صحنه دیگری روبهرو شد. با خودم گفتم امشب شاید کسی نیاید، ولی وقتی به مصلی رسیدم دیدم جمعمان مثل همیشه جمع است و گرم.
برای فاطمه، همان شب معنای حضور تغییر کرد؛ خودش این تجربه را چنین خلاصه میکند: همان شب فهمیدم که ایستادگی یک عادت نیست، بلکه یک باور است.
اتحاد؛ روایتی که از دل ۲۰۰ شب بیرون آمد
خانم شعبانی نیز دستاورد این ۲۰۰ شب را «اتحاد» میداند و معتقد است حضور مردم در کنار یکدیگر، سرمایهای از همدلی ایجاد کرده است.
در میان این جمعیت، بانوانی حضور دارند که مسئولیت خانه، فرزند و کار روزانه را بر عهده دارند، اما شبها بخشی از وقت خود را به میدان اختصاص میدهند.

خانم سیاح، بخشدار مرکزی شیروان، نیز یکی از همین چهرههاست؛ زنی که خود را در جایگاه خواهر شهید، مادر و همسر، موظف به حضور در این اجتماعات میداند. او میگوید حضور بانوان در میدان را بخشی از مسئولیت اجتماعی خود میداند و تأکید دارد که زنان در این برنامهها در کنار مردان حضور داشتهاند.
سیاح میگوید: هر بار که در تجمعات شرکت میکنم و تصویر حضور کلان زنان را مشاهده میکنم، حس غرور میکنم.
او همچنین معتقد است این حضور برای بسیاری از بانوان، از یک برنامه مقطعی عبور کرده و با زندگی روزمره آنان پیوند خورده است؛ بهگونهای که خانه و حضور اجتماعی در میدان، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
وقتی مردم خودشان میدان را اداره میکنند
محمد محمدزاده قانعی، رئیس شورای اسلامی شهر شیروان و از عوامل فعال پشتیبانی تجمعات، بخش دیگری از این روایت را به نقش گروههای مردمی اختصاص میدهد.
او میگوید در طول این ۲۰۰ شب، مجموعههای خودجوش و سازمانهای مردمنهاد در ساماندهی برنامهها و تعاملات اجتماعی نقش داشتهاند.

محمدزاده قانعی تأکید میکند: در این ۲۰۰ شب تجمعات ایستادگی، مجموعههای خودجوش و سازمانهای مردمنهاد نقش پررنگی در مدیریت و ساماندهی تعاملات اجتماعی داشتهاند.
به گفته او، فعالیتها با حضور و مدیریت مردم انجام شده و در کنار برگزاری تجمعات، تلاش شده است نظم شهری و ترافیک نیز مختل نشود.
۲۰۰ شب؛ و شهری که خاطره جمعی میسازد
۲۰۰ شب گذشته است؛ ۲۰۰ شب با چایهای داغ، سرودها، دعاها، موکبها، پرچمها، کودکان، دانشآموزان، مادران و پدرانی که هر شب بخشی از وقت خود را در میدان گذراندهاند.
برای فاطمه، این ۲۰۰ شب داستان تبدیل شدن یک حضور به یک باور است. برای شعبانی، روایت اتحاد است.
برای سیاح، قصه حضور اجتماعی بانوان. و برای محمدزاده قانعی، نمونهای از ظرفیت گروههای مردمی برای ساماندهی برنامههای اجتماعی.
اما برای خبرنگاری که شب به شب در میان مردم ایستاده و این صحنهها را دیده، شاید قصه از همه اینها سادهتر باشد؛ قصه آدمهایی که وقتی شب میشود، راه میدان را بلدند.
چراغهای میدان انقلاب روشن میماند. موکبها آرامآرام جمع میشوند و مردم یکییکی راه خانه را در پیش میگیرند؛ اما خاطره هر شب در شب بعد ادامه پیدا میکند.
حالا دیگر عدد «۲۰۰» فقط شمارش شبها نیست؛ مجموعهای از چهرهها و روایتهایی است که در حافظه یک شهر ثبت شده است.
شیروان ۲۰۰ شب را پشت سر گذاشته؛ ۲۰۰ شبی که برای عدهای با سوگ آغاز شد و در ادامه، به روایت حضور، همدلی و کنار هم ماندن تبدیل شد.
و شاید بهترین جمله برای پایان این روایت، همان جمله فاطمه باشد؛ جملهای کوتاه که تمام این شبها را در خود جا داده است: ایستادگی یک عادت نیست، بلکه یک باور است.