پیام خراسان - خبرگزاری مهر، گروه استانها- مبینا اسحاقزاده؛ سیاهی شب که آرامآرام بر اسفراین سایه میاندازد، میدان امام خمینی(ره) حالوهوای دیگری پیدا میکند؛ چراغهای میدان روشن میشوند و آدمها یکییکی از راه میرسند؛ خانوادهها، جوانان، زنان و مردانی که هر کدام از گوشهای خود را به اینجا رساندهاند.
حالا ۲۰۰ شب است که این میدان شاهد حضور مردمی است که شب به شب در کنار یکدیگر میایستند. ۲۰۰ شب از شبی که این حضور آغاز شد گذشته است؛ شبهایی که گاهی سرمای هوا، گاهی باران و گاهی گرمای تابستان نتوانسته مانع آمدن مردم شود. در این میان، قصه میدان فقط قصه یک تجمع نیست؛ قصه آدمهایی است که برای خودشان سهمی از این شبها تعریف کردهاند.
یکی فلاسک چای از خانه میآورد، دیگری زیراندازی پهن میکند، موکبها برپا میشوند و گروهی مسئول پذیرایی از مردم میشوند؛ هرکس به اندازه توانش کاری میکند تا این حضور ادامه داشته باشد. میدان، شب به شب چهرههای آشناتری پیدا کرده است؛ آدمهایی که آمدنشان دیگر به یک شب و دو شب محدود نیست.
شیرزنی که فقط سه شب غایب بود
معصومه احمدی ۴۷ ساله است؛ یکی از همان چهرههایی که تقریباً هر شب در میدان حضور داشته است. وقتی از تعداد شبهایی که در تجمعات حاضر بوده میپرسم، میگوید: فقط سه شب غایب بودم؛ مریض بودم و بستری شدم. او از روزهای ابتدایی، پرچم به دست گرفته و تا پایان برنامه در میدان میمانده است.
احمدی میگوید: من اول پرچمدار و علمدار میدان بودم. بعد از تجمعات هم تا ساعت ۱۲ شب دور میدان میماندیم و تا آخر وقت حضور داشتیم.

او انگیزه خود از این حضور را حمایت از رزمندگان میداند و میگوید: انگیزه من این است که در میدان بمانیم تا برادران و رزمندگانمان با خیال راحت از کشور دفاع کنند.
برای او، ماندن در میدان یک انتخاب شخصی است که با احساس مسئولیت نسبت به رزمندگان و کشور پیوند خورده است.
احمدی همچنین بر حفظ آرامش در میدان تأکید میکند و با اشاره به حوادث گذشته میگوید: دوباره به هیچ عنوان نمیخواهیم حادثه ۱۸ دی تکرار شود. هدف مردم اعتراض به گرانی بود، اما این اعتراض به ناامنی کشیده شد و اتفاقات بسیار تلخی رقم خورد.
مادری که میگوید راه فرزندش را ادامه میدهد
در میان جمعیت، تاجگل استادزاده نیز حضور دارد؛ مادر شهید بسیجی حاج سجاد بقالیان. او میگوید از شبی که اعلام شد مردم در میدان حضور داشته باشند، حدود ۱۸۵ شب در این تجمعات حاضر شده است. مادر شهید درباره انگیزهاش از این حضور میگوید: بزرگترین انگیزهام این بود که رهبر عزیزمان اعلام کردند در میدان باشیم. با افتخار در میدان حضور داشتم.
اما برای استادزاده، میدان امام خمینی(ره) فقط محل تجمع نیست؛ خاطره فرزندش نیز با همین میدان گره خورده است. او میگوید: فرزندم نیز در همین میدان اصلی شهر اسفراین به شهادت رسید و با افتخار راه فرزندم را ادامه میدهم.

مادر شهید درباره نگاهش به جنگ و آینده کشور نیز تأکید میکند: تا پیروزی کامل حق بر باطل پای جنگ ایستادهایم و آینده خیلی خوبی را در نظر داریم.
او حضور مردم را نیز نوعی همراهی با رزمندگان میداند و میگوید: همانطور که هر شب در میدان میدانداری میکنند و رزمندگانمان در خط اول و پشت پدافندهای نظامی هستند، ما برای آنان دعا میکنیم و خودمان در میدان تا آخر هستیم.
خبرنگاری که ۱۹۹ شب روایت کرده است
در میان حاضران، مردی هم هست که حضورش تنها به ماندن در میدان خلاصه نمیشود؛ آمده تا این شبها را ثبت و روایت کند.
حسن نیکزاد، خبرنگار صداوسیما در شهرستان اسفراین، ۶۳ ساله و دارای قریب به ۲۵ سال سابقه فعالیت خبری است.

او میگوید طی ۱۹۹ شب توانسته حضور مردم را پوشش خبری دهد و بیشتر شبها نیز ارتباط زنده با شبکه اترک داشته است. نیکزاد میگوید: افتخار میکنم که در کنار مردم هستم و میتوانم گوشهای از حضور مردم را انعکاس خبری بدهم.
او البته در این شبها تنها نبوده است؛ همسرش و گاهی فرزندانش نیز همراه او در میدان حضور داشتهاند.
نیکزاد استمرار حضور مردم را یکی از ویژگیهای این ۲۰۰ شب میداند و میگوید: این حضور ۲۰۰ شب مردم که بهصورت خودجوش در این میدان شکل گرفته، به بخشی از سبک زندگی مردم تبدیل شده است.
او از گفتوگو با خانوادههای حاضر در میدان نیز روایت میکند؛ خانوادههایی که به گفته او صبحها تلاش میکنند کارهایشان را سریعتر انجام دهند تا شب بتوانند خود را به میدان برسانند.
۲۰۰ شب؛ یک میدان و روایتهای بسیار
حالا ۲۰۰ شب گذشته است. در گوشهای از میدان خانوادهای کنار هم ایستادهاند، جوانها در بخشی دیگر جمع شدهاند و موکبها همچنان برپا هستند. چای و پذیرایی میان مردم میچرخد و برنامههای فرهنگی، مذهبی و دعا، بخشی از شبهای میدان را شکل میدهد. برای معصومه احمدی، میدان محل حمایت از رزمندگان است؛ برای تاجگل استادزاده، ادامه راه فرزندی که از دست داده و برای حسن نیکزاد، صحنهای برای ثبت و روایت حضور مردم.
اما میان همه این روایتها، یک تصویر مشترک وجود دارد؛ آدمهایی که ۲۰۰ شب گذشته را پشت سر گذاشتهاند و هنوز شب که میشود، راه میدان را در پیش میگیرند.

شاید عدد «۲۰۰» بهتنهایی نتواند این قصه را روایت کند؛ باید آن را در پرچمی دید که زنی از شبهای نخست به دست گرفته، در مادری که از خاطره فرزند شهیدش میگوید و در خبرنگاری که شبهای متوالی دوربینش را به میدان آورده است.
میدان امام خمینی(ره) اسفراین حالا ۲۰۰ شب خاطره دارد؛ ۲۰۰ شب حضور، دعا، گفتوگو و ماندن. شب دویستم هم میگذرد؛ مردم کمکم راه خانه را در پیش میگیرند و چراغهای میدان همچنان روشن میماند. ۲۰۰ شب گذشته است، اما برای کسانی که هر شب بخشی از زندگیشان را در این میدان گذاشتهاند، قصه هنوز ادامه دارد.